جرقه حیات در دل خشکسالی سیستان/آغاز جریان آب از افغانستان به زهک
ورود آب به زهک امید آفرید، اما سیستان هنوز به مدیریت دقیق، لایروبی و دیپلماسی آب نیاز دارد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از زهک، ورود مقداری آب دشتمال به سد جریکه در زهک، بهعنوان نخستین نقطه ورود آب از افغانستان به سیستان، بار دیگر این منطقه را در کانون توجه قرار داده است؛ منطقهای که سالهاست با سه بحران همزمان خشکسالی مزمن، ریزگردهای فرساینده و کمبود آب پایدار برای شرب و کشاورزی دستوپنجه نرم میکند. در چنین شرایطی، حتی ورود محدود آب نیز برای سیستان فقط یک خبر عادی نیست؛ بلکه رخدادی است که میتواند هم امید بیافریند و هم اگر درست مدیریت نشود، به فرصت از دست رفتهای دیگر تبدیل شود.
.
سیستان امروز بیش از هر زمان دیگری به مدیریت بهینه حداقل آب ورودی نیاز دارد؛ آبی که باید بهگونهای تقسیم و هدایت شود که هم نیاز مردم به شرب تامین شود، هم کشاورزان از آن بینصیب نمانند و هم در حد امکان، بخشی از کانونهای تولید گردوغبار از فشار خشکی و بیآبی رهایی پیدا کنند. همین حساسیت است که اهمیت تصمیمگیری در لحظه ورود آب را دوچندان میکند.
اولویت نخست؛ شرب مردم
حجتالاسلام حیدرعلی راشکی در گفتوگو با خبرنگار تسنیم در تشریح وضعیت مدیریت منابع آبی ورودی به منطقه سیستان گفت: با ورود آب، نخستین اولویت مسئولان تامین آب شرب بود و به همین دلیل، آب به سمت چاهنیمهها هدایت شد. او توضیح داد پس از آنکه ذخایر آبی چاهنیمهها مورد اطمینان قرار گرفت، تصمیم بر این شد که بخشی از آب نیز به سمت رودخانه سیستان بازگشایی شود تا کشاورزان هم از این نعمت بهرهمند شوند.
این بخش از سخنان امام جمعه زهک، در واقع نشان میدهد که در سیستان، هر مترمکعب آب باید بر اساس اولویت حیاتی مدیریت شود. در منطقهای که تامین آب شرب با حساسیت بالا دنبال میشود، هدایت نخستین بخش آب به چاهنیمهها تصمیمی منطقی و ضروری بوده است. اما این فقط آغاز کار است؛ زیرا ارزش واقعی این آب زمانی آشکار میشود که از مرحله ذخیرهسازی عبور کرده و بهدرستی در شبکه مصرف و توزیع نیز مدیریت شود.
آب هست، اما زیرساخت نیست
حجتالاسلام راشکی در ادامه با اشاره به مدیریت فعلی جریان آب، یکی از مهمترین مشکلات را عدم لایروبی انهار دانست. او تصریح کرد که هرچند گاهی در توجیه این کمکاریها، موضوعاتی مانند نبود بودجه یا تمرکز بر طرح 46 هزار هکتاری مطرح میشود، اما در نهایت این مردم و کشاورزان هستند که از این وضعیت آسیب میبینند.
این نکته از آن جهت مهم است که نشان میدهد بحران سیستان فقط بحران کمآبی نیست؛ بلکه بحران آمادگی زیرساختی برای بهرهبرداری از آب نیز هست. وقتی آب وارد منطقه میشود، اگر مسیرهای انتقال، انهار و مجاری سنتی یا نیمهسنتی آماده نباشند، بخش قابل توجهی از این آب در مسیر هدر میرود یا با راندمان پایین به دست بهرهبردار میرسد. در چنین وضعیتی، حتی ورود آب هم الزاماً به معنای بهبود واقعی نیست.
امام جمعه زهک با صراحت گفته است اگر عملیات لایروبی پیش از ورود آب انجام میشد، بدون تردید راندمان توزیع آب و میزان بهرهمندی کشاورزان بسیار بهتر بود. این سخن، یک هشدار جدی است؛ هشداری که میگوید مدیریت آب در سیستان نباید صرفاً واکنشی و مقطعی باشد. برنامهریزی باید پیشدستانه باشد، نه پسینی.
سیستان و مسئله ریزگردها؛ آب فقط برای کشاورزی نیست
در سیستان، آب فقط یک نیاز معیشتی نیست. آب در این منطقه عامل حیات محیطزیست هم هست. سالها خشکسالی، خشکشدن عرصههای کشاورزی، از بین رفتن رطوبت خاک و کاهش پوششهای گیاهی، زمینهساز گسترش کانونهای تولید ریزگرد شده است. بنابراین هر جریان آبی که وارد منطقه میشود، اگر درست هدایت و نگهداری شود، میتواند نقشی فراتر از آبیاری مزارع ایفا کند؛ میتواند بخشی از خاک خشک را زنده کند، شوری زمین را کاهش دهد و تا حدی به مهار گردوغبار کمک کند.
از همین منظر، تاکید بر مدیریت بهینه حداقل آب ورودی یک شعار نیست، بلکه یک ضرورت زیستمحیطی است. اگر آب بهدرستی در انهار جاری شود، اگر بخشی از آن به آبگیری مناطق حساس برسد و اگر برای احیای بخشی از اراضی و چاهکها مورد استفاده قرار گیرد، میتواند در کاهش فشار ریزگردها موثر باشد. اما اگر همان مقدار اندک آب نیز بهعلت نبود آمادهسازی، تبخیر، هدررفت یا توزیع نامناسب از دست برود، بحران گردوغبار همچنان باقی خواهد ماند.
لایروبی، حلقهای که نباید از آن غفلت شود
حجتالاسلام راشکی در سخنان خود بر این نکته تاکید کرد که نبود لایروبی انهار یکی از آسیبهای اساسی در مدیریت فعلی است. در نگاه او، طرحها و برنامههای کلان هرچقدر هم مهم باشند، نباید جای اقدامهای فوری و عملیاتی را بگیرند. به بیان دیگر، وقتی آب وارد منطقه میشود، نخستین نیاز این است که مسیر حرکت آن باز و آماده باشد.
این بخش از مسئله، تنها یک موضوع فنی نیست؛ بلکه به نوع نگاه مدیریتی بازمیگردد. در شرایطی که منابع محدود است، اولویت باید بر بهرهوری باشد. اگر انهار لایروبی نشده باشند، آب بهجای آنکه بهصورت مؤثر به دست کشاورز برسد، در مسیر تلف میشود یا با کندی و اختلال حرکت میکند. نتیجه این وضعیت، نارضایتی بهرهبرداران، کاهش کارآمدی شبکه توزیع و تضعیف اعتماد عمومی به مدیریت آب خواهد بود.
از این منظر، سیستان امروز بیش از هر چیز به کار فوری، دقیق و هماهنگ نیاز دارد؛ کاری که هم در سطح ستادی پیگیری شود و هم در سطح میدانی و اجرایی بهموقع انجام گیرد. بدون این هماهنگی، حتی جریانهای آبی مقطعی هم نمیتوانند اثر پایدار برجای بگذارند.
دیپلماسی آب؛ از امروز برای فردا
امام جمعه زهک در بخش دیگری از سخنان خود، به اهمیت دیپلماسی آب اشاره کرد و گفت مسئولان باید ارتباط و رایزنی خود را با طرف افغانستانی تقویت کنند تا تداوم جریان آب، بهویژه در فصول کشتوکار و زمان ذوب برفها، برای سالهای آینده تضمین شود. این تاکید، از یک واقعیت راهبردی پرده برمیدارد: سیستان نمیتواند فقط به ورود مقطعی آب دل ببندد و برای آینده برنامهای نداشته باشد.
در سرزمینی که حیات آن با جریان آب گره خورده، پایداری حقابه و استمرار ورودیها از اهمیت اساسی برخوردار است. دیپلماسی آب در اینجا صرفاً یک مفهوم سیاسی یا اداری نیست؛ بلکه بخشی از امنیت زیستی و معیشتی مردم منطقه است. استمرار رایزنیها، پیگیریهای حقوقی، فنی و سیاسی، و تنظیم روابط آبی بر پایه منافع مردم سیستان، میتواند در سالهای آینده از شدت بحران بکاهد و تا اندازهای آرامش خاطر بیشتری برای ساکنان منطقه فراهم کند.
حجتالاسلام راشکی بهدرستی یادآور شد که استمرار این روند، میتواند مرهمی بر زخمهای ناشی از سالها خشکسالی در سیستان باشد. این تعبیر، نشان میدهد که مسئله آب در سیستان، فقط مسئله تولید یا کشاورزی نیست؛ بلکه موضوعی انسانی، اجتماعی و حتی روانی است. مردمی که سالها با خشکی و بیآبی زندگی کردهاند، بیش از آب، به اطمینان از تداوم آب نیاز دارند.
کشاورزی سیستان؛ امیدی که هنوز زنده است
حجتالاسلام راشکی در بخش پایانی سخنان به نکتهای مهم درباره کشاورزی منطقه اشاره شد. او گفت هرچند برخی محصولات زراعی مانند گندم در شرایط فعلی امکان کشت ندارند، اما جاری شدن آب در انهار میتواند با احیای چاهکهای کشاورزی که خشک شده یا دچار شوری شدهاند، فرصت کشت محصولاتی مانند ذرت برای تأمین علوفه دامها را فراهم کند.
این نکته نشان میدهد که بازگشت آب، حتی بهصورت محدود، میتواند زنجیرهای از اثرات مثبت را در منطقه فعال کند. در سیستان، کشاورزی تنها یک فعالیت اقتصادی نیست؛ بخشی از هویت اجتماعی مردم است. وقتی آب در انهار جریان پیدا میکند، فقط زمین سیراب نمیشود، بلکه امید به ادامه زندگی، نگهداشتن دام، تأمین علوفه و بازگشت بخشی از درآمد خانوارها نیز زنده میشود.
در واقع، این آب میتواند هم به شرب کمک کند، هم به کشاورزی و هم به احیای تدریجی برخی اراضی. اما تحقق این هدف، به یک شرط اساسی وابسته است: مدیریت دقیق، سریع و بدون تعلل. اگر آب ورودی، پیش از رسیدن به مزرعه یا چاهک، در مسیرهای فرسوده و لایروبینشده گرفتار شود، تمام این ظرفیتها از دست خواهد رفت.
هر قطره در سیستان ارزش تصمیم درست دارد
آنچه امروز در زهک و سیستان رخ داده، فقط ورود یک جریان آبی نیست؛ بلکه آزمونی برای مدیریت بحران است. سیستان در وضعیتی قرار دارد که هر قطره آب، میتواند میان امید و ناامیدی، میان تولید و رکود، و میان حیات و فرسایش تفاوت ایجاد کند. از همین رو، مدیریت حداقل آب ورودی باید همزمان سه مأموریت تأمین آب شرب، پشتیبانی از کشاورزی و کاهش اثرات خشکسالی و ریزگردها را پیش ببرد.
اگر لایروبی انهار پیش از ورود آب جدی گرفته شود، اگر دیپلماسی آب با افغانستان بهصورت پیوسته و هدفمند دنبال شود و اگر آب ورودی با نگاه کارشناسی توزیع شود، سیستان میتواند از این فرصت محدود حداکثر بهره را ببرد؛ در غیر این صورت حتی ورود آب هم تنها برای مدتی کوتاه امید میآفریند و سپس در شبکهای از کمکاریها، فرسودگیها و تصمیمهای دیرهنگام از دست میرود.
سیستان امروز بیش از هر زمان دیگری به مدیریت، پیشبینی و عمل نیاز دارد؛ زیرا در سرزمینی که خشکسالی سالهاست بر آن سایه انداخته، هر قطره آب به اندازه یک آینده ارزش دارد.
انتهای پیام/

























دیدگاهتان را بنویسید