شکوه ایثار در کرمانشاه؛ اهدای عضو، طلوعی دوباره برای زندگی
کرمانشاه- اهدای عضو، تجلی ناب ایثار و همدلی است؛ تصمیمی شجاعانه و خداپسندانه که میتواند پایان یک زندگی را به آغاز تپشهای امید در سینه بیماران نیازمند تبدیل کند.
خبرگزاری مهر – گروه استانها-کوثر یاوری: خط باریک میان مرگ و زندگی، گاه در تصمیمی دشوار اما ایثارگرانه خلاصه میشود؛ تصمیمی که میتواند پایان تلخ یک زندگی را به آغاز تپشهای امید در سینه انسانی دیگر پیوند بزند. اهدای عضو، تجلیگاه والاترین درجات انسانیت است، اما در کشور ما و بهویژه در استان کرمانشاه، این فداکاری عظیم همچنان در هزارتوی باورهای نادرست، مقاومتهای فرهنگی و امیدهای واهی گرفتار مانده است. آمارهای رسمی و تکاندهنده نشان میدهد که در ایران، هر دو ساعت یک بیمار نیازمند در لیست انتظار پیوند اعضا، جان خود را از دست میدهد. این در حالی است که سالانه هزاران نفر بر اثر حوادث مختلف دچار مرگ مغزی میشوند، اما تنها کسر کوچکی از این افراد با رضایت خانوادهها، اعضایشان به نیازمندان اهدا میگردد.
در استان کرمانشاه، با وجود زیرساختهای مناسب درمانی و توانمندی بالای علمی و تخصصی در حوزه سلامت و پیوند اعضا، همچنان شکافی عمیق میان تأیید علمی مرگ مغزی از سوی پزشکان و دریافت رضایت از خانوادهها برای اهدای عضو وجود دارد. کلمه «مرگ مغزی» برای بسیاری از خانوادههای داغدار هنوز با ابهام و امید به معجزه گره خورده است؛ آنها روزها و ساعتهای طلایی را کنار تخت بیمارستان به امید بازگشت عزیزانشان سپری میکنند، در حالی که از منظر علم پزشکی، مرگ مغزی پایانی قطعی و برگشتناپذیر برای حیات سلولهای مغز است.
در کشور ما سالانه حدود ۸ هزار نفر دچار مرگ مغزی میشوند، اما متأسفانه حجم بالایی از این افراد به دلیل عدم رضایت خانوادهها، با اعضای کاملاً سالم به زیر خاک میروند. این آمار تلخ، هشداری جدی است که لزوم عبور از نگاههای سنتی و جایگزینی آن با آگاهیهای علمی و شرعی را دوچندان میکند. متخصصان و کادر درمان در استان کرمانشاه با تکیه بر دانش بومی، مسیر پزشکی پیوند اعضا را هموار کردهاند، اما واقعیت این است که تبدیل فرهنگ اهدای عضو به یک باور عمومی، تنها بر عهده دانشگاه علوم پزشکی نیست. این مهم نیازمند یک جریانسازی وسیع و عزم ملی است که فراتر از حوزه سلامت، پای تمامی نهادهای فرهنگی، اجتماعی، رسانهها و مراجع فکری را برای نجات جان همنوعان به میدان عمل بکشاند. برای واکاوی دقیقتر این موضوع و بررسی موانع و ظرفیتهای استان کرمانشاه، به پای صحبتهای یکی از متخصصان این حوزه نشستهایم.
تفاوت کما و مرگ مغزی؛ پایانی بر امیدهای واهی
بهنام روندی، مسئول بیماریهای خاص و پیوند دانشگاه علومپزشکی استان کرمانشاه، در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به یکی از بزرگترین سوءتفاهمهای خانوادهها در زمان مواجهه با بیماران نیازمند مراقبتهای ویژه، اظهار کرد: شباهت مرگ مغزی و کما در این است که در هر دو حالت، بیمار دچار کاهش سطح هوشیاری شده و هوشیاری خود را از دست میدهد. اما تفاوت بنیادین آنها در این است که در کما، عملکرد قسمت محدودی از مغز به طور موقت (مثلاً در اثر یک ضربه یا حادثه) دچار اختلال میشود و پس از برطرف شدن مشکل، فرد هوشیاریاش را به دست میآورد. ولی در مرگ مغزی، عملکرد تمامی سلولها در تمام قسمتهای مغز به صورت کاملاً برگشتناپذیر از بین میرود و بیمار دیگر هیچگاه بهبودی نخواهد یافت.
خاکسپاری اعضای سالم؛ تراژدی لیست انتظار
وی در ادامه گفتگو با خبرنگار مهر، به آمارهای اهدای عضو در کشور و استان اشاره کرد و افزود: بحث اهدای عضو یک مقوله فرهنگی چندجانبه است که دانشگاه علوم پزشکی تنها بخش علمی آن را بر عهده دارد. در سال گذشته در استان کرمانشاه ۷ مورد اهدای عضو داشتیم. هرچند در مقایسه با استانهای همجوار مانند کردستان، ایلام و لرستان وضعیت بهتری داریم، اما نسبت به استانهای پیشرویی چون فارس (شیراز)، اصفهان، خراسان رضوی (مشهد) و حتی شهرستانی مثل نیشابور بسیار عقبتر هستیم و در رتبهبندی کشوری در میانه جدول قرار داریم.
دکتر روندی با ابراز تأسف از هدررفت اعضای قابل پیوند گفت: در کشور ۲۷ هزار بیمار نیازمند عضو در لیست انتظار داریم که هر دو ساعت یک نفر از آنها به علت نرسیدن عضو پیوندی جان میبازد. از ۸ هزار بیمار مرگ مغزی سالانه در کشور، تنها خانوادههای حدود ۲ هزار نفر رضایت به اهدای عضو میدهند. در واقع، بسیاری از افراد دچار مرگ مغزی با اعضای کاملاً سالم به خاک سپرده میشوند، در حالی که میتوانستند جان چندین نفر را نجات دهند.

وی مانع اصلی را باورهای فرهنگی دانست و تصریح کرد: خیلیها همچنان در انتظار معجزه هستند، در حالی که مرگ مغزی بازگشتی ندارد. از نظر شرعی، با فتوای صریح حضرت امام خمینی (ره) و سایر مراجع تقلید، این کار مجاز و خداپسندانه است. از نظر اخلاقی و علمی نیز در سراسر دنیا تایید شده و انجام میشود. برای رفع این موانع فرهنگی، دستگاههایی نظیر صدا و سیما، آموزش و پرورش، شهرداریها و فرهنگ و ارشاد اسلامی باید با تمام امکانات ورود کنند، چرا که این یک امر عامالمنفعه است.
تأیید مرگ مغزی؛ روندی دقیق و بدون احتمال خطا
مسئول بیماریهای خاص و پیوند دانشگاه علومپزشکی کرمانشاه در بخش دیگری از گفتگوی خود با خبرنگار مهر، با تأکید بر اینکه در مرگ مغزی چیزی به نام معجزه وجود ندارد، روند تأیید این عارضه را تشریح کرد: از نظر علمی اثبات میشود که بیمار به زندگی باز نخواهد گشت. روند کار بسیار سختگیرانه است؛ ۵ متخصص از ۵ رشته مختلف پزشکی، جداگانه بیمار را ویزیت کرده و تستها و آزمایشات لازم را انجام میدهند. در نهایت، متخصص پزشکی قانونی نیز از نظر قانونی شرایط را بررسی و مرگ مغزی را تایید میکند. تنها پس از این تاییدیههای قطعی است که کارشناسان ما اجازه مییابند با خانواده بیمار صحبت کرده و پیشنهاد اهدای عضو را مطرح کنند.
دکتر روندی به تأثیر بافت فرهنگی بر میزان رضایتها اشاره کرد و به خبرنگار مهر گفت: پذیرش این موضوع بستگی مستقیمی به شرایط فرهنگی و اقتصاد شهری دارد. شهرهایی مانند شیراز، اصفهان، مشهد، تهران و یزد به دلیل شرایط فرهنگی مناسبتر، آمار اهدای عضو بسیار بالاتری دارند. برای تسهیل این روند در استان، پس از تایید مرگ مغزی، تیم ما تمامی مسائل را برای خانوادهها شفافسازی میکند. همچنین ما از حضور “سفیران اهدای عضو” بهره میبریم؛ این سفیران شامل خانوادههایی هستند که پیشتر اعضای بدن فرزندشان را اهدا کردهاند، و همچنین ورزشکاران و هنرمندان معروفی که به صورت افتخاری در بحث فرهنگسازی به ما کمک میکنند.
ظرفیتهای پزشکی کرمانشاه برای تبدیل شدن به قطب پیوند
وی در پایان در خصوص زیرساختهای درمانی استان به خبرنگار مهر توضیح داد: در بحث اهدای عضو، ما هیچ کمبودی از لحاظ علمی و تخصصی در استان نداریم. هماکنون در زمینه پیوند قرنیه و پیوند کلیه، کرمانشاه قطب منطقه است و بیماران از تمام استانهای همجوار برای پیوند کلیه به اینجا مراجعه میکنند. اما برای اینکه مجوز انجام صفر تا صد پیوند اعضای بیماران مرگ مغزی را در خود استان دریافت کنیم و قطب کشور شویم، مستلزم آن است که آمار اهدای عضو و پیوند ما بالا برود. در حال حاضر به دلیل آمار پایین، بیماران مرگ مغزی ما برای پیوند به تهران اعزام میشوند. اگر فرهنگسازی شکل بگیرد و آمار اهدا در شهر ما افزایش یابد، دانشگاه علوم پزشکی ظرفیت کامل برای انجام این اعمال جراحی را در داخل استان دارد.

پایان قطعی حیات؛ خط بطلان بر امیدهای واهی
حسین عبدی، متخصص اورولوژی و فوق تخصص جراحی پیوند کلیه نیز در گفتگو با خبرنگار مهر، به ابعاد دیگری از این موضوع پرداخت و گفت: باید بین زندگی نباتی و مرگ مغزی تفاوت قائل شد. در زندگی نباتی ممکن است بیمار چشمش را تکان دهد و حرفهای ما را متوجه شود، هرچند علائم ارادی ندارد؛ اما مرگ مغزی دقیقاً مرحله قبل از مرگ کامل است که در آن مغز کاملاً از کار افتاده و تنها قلب و ریه با دستگاه کار میکنند. تایید این مرحله توسط یک تیم زبده شامل متخصص و جراح مغز و اعصاب و متخصص داخلی انجام میشود و سپس تیم پیوند، مناسب بودن اعضا را بررسی میکند.
عبدی تأکید کرد: حتی اگر شخصی کارت اهدای عضو داشته باشد، باز هم رضایت اولیای دم برای انجام پیوند الزامی است. نکته مهمی که خانوادهها باید بدانند این است که در عمل برداشت عضو، تنها از زیر جناق سینه تا زیر ناف شکافته میشود و سر و گردن و ظاهر متوفی هیچ تغییری نمیکند. متأسفانه یکی از مسائلی که کار را سخت میکند، امیدهای واهی است که گاهی توسط برخی افراد کادر درمان که از بستگان بیمار هستند، به خانواده داده میشود؛ در حالی که تا به امروز، حتی یک مورد بازگشت از مرگ مغزی در کل جهان گزارش نشده است.
برآیند این اظهارات علمی و واقعیتهای موجود در جامعه نشان میدهد که گرهگشایی از لیست انتظار طولانی بیماران نیازمند پیوند، در گرو تغییر نگاه جمعی و پذیرش واقعیت علمی مرگ مغزی است. کرمانشاه با بهرهمندی از کادر درمان متخصص و امکانات پیشرفته، ظرفیت تبدیل شدن به قطب کامل پیوند اعضا در غرب کشور را دارد، اما فعلیت یافتن این ظرفیت نیازمند آن است که نهادهای فرهنگی، رسانهها و چهرههای مرجع، دوشادوش نظام سلامت برای آگاهیبخشی تلاش کنند. تنها با همافزایی همگانی و ترویج روحیه ایثار است که میتوان بر امیدهای واهی غلبه کرد و فرصتهای از دسترفته را به معجزه حیات و زندگی دوباره برای همنوعان مبدل ساخت.




























دیدگاهتان را بنویسید