نخبگان ترک از کدورت تا همصدایی پشت ایران؛وقتی پیشبینی اربکان محقق شد
پیشبینی اربکان درباره تهدید مشترک ایران و ترکیه محقق شد و اکثر جریانهای سیاسی ترکیه، پشت تهران صف کشیدهاند.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، رابطه دیرینه مردم تبریز با ترکیه، ریشه در قرنها مراودات تجاری و رفتوآمد کاروانهای بازرگانی در مسیر جاده ابریشم دارد. تاجران تبریزی از گذشتههای دور در بازارهای استانبول، آنکارا و وان حضوری پررنگ داشتند و این پیوند اقتصادی، مناسبات فرهنگی و انسانی عمیقی را میان دو ملت رقم زده است.
زبان ترکیِ مردم آذربایجان نیز همچون پلی طبیعی، دیوارهای مرزی را فرو ریخته و قرابتی خویشاوندی میان تبریز و آناتولی آفریده است.
این همدلی دیرپا، امروزه در همکاریهای آیینی نیز تجلی یافته است؛ چنانکه یکی از موکبهای اربعینی تبریزیها که همهساله در ایام پیادهروی اربعین در عراق به زائران خدمترسانی میکند، با مردم شهر ایغدیر ترکیه همافزایی تنگاتنگی دارد و این دو ملت، دوشادوش یکدیگر، سفرههای عزا و محبت اهلبیت(ع) را گستردهاند. اکنون در سایه تحولات منطقهای و تهدید مشترک صهیونیستی، همین پیوندهای دیرینه تاریخی و زبانی، بستری برای همآوایی کمسابقه ملتهای ایران و ترکیه فراهم ساخته است.
اما با ورود تنشهای منطقهای به فاز نظامی میان ایران و رژیم صهیونیستی، ترکیه صحنه تحولات عمیقی را در لایههای نخبگانی و اجتماعی خود شاهد بوده است. در شرایطی که جریانهای سیاسی این کشور تا پیش از این دچار شکاف دیدگاهی با تهران بودند، نشانههای میدانی از یک همآوایی نادر خبر میدهد که حتی دولت عدالت و توسعه را نیز در اتخاذ مواضع صریح با محدودیت مواجه ساخته است.
حامد حامدی خسروشاهی، کارشناس مسائل قفقاز و فعال رسانهای تبریزی، در گفتوگو با خبرنگار تسنیم در تشریح زوایای پنهان روابط تهران-آنکارا اظهار کرد: جریان اسلام سیاسی ترکیه که امروز جریان غالب محسوب میشود، پس از بحران سوریه نسبت به ایران دچار کدورت جدی شد. دیدگاه غالب این بود که ایران نباید در کنار بشار اسد میایستاد. حتی وقتی مقامات ایرانی از جمله رهبر شهید انقلاب اسلامی توضیح میدادند که سوریه سد ما در برابر رژیم صهیونیستی است، بدنه نخبگانی ترکیه این تحلیل را باور نداشت.
وی با اشاره به نقش رجب طیب اردوغان در آن مقطع افزود: با ورود تنشها به فاز درگیری مستقیم ایران و رژیم صهیونی، این تلقی در میان نخبگان ترکیه به شدت تقویت شد که اگر ایران در این جنگ شکست بخورد، مقصد بعدی ترکیه خواهد بود. این موضوع چندان پنهان هم نبود و صهیونیستها در اظهارات خود صراحتاً اعلام میکردند که بلافاصله در سوریه و حلب مقابل آنکارا صفآرایی خواهند کرد.
این تحلیلگر مسائل منطقه با یادآوری پیشبینیهای تاریخی نجمالدین اربکان، نخستوزیر اسبق ترکیه تصریح کرد: اربکان همواره میگفت که آمریکا و اسرائیل تحمل نمیکنند و ابتدا سراغ ایران و قطعاً بعد از آن سراغ ترکیه خواهند آمد. با محقق شدن بخش اول این پیشبینی، جامعه ترکیه منتظر وقوع بخش دوم بود. نکته جالب اینجاست که اکنون از جریانهای لائیک و ناسیونالیست گرفته تا کمونیستها، شیعیان، سنیها و اخوانیها، همگی به این باور رسیدهاند که تنش رژیم صهیونیستی با ترکیه نیز ادامه پیدا خواهد کرد.
حامدی خسروشاهی افزود: نتیجه این تحلیل، ایجاد همرأیی بیسابقهای با ایران در ترکیه بود. تمام احزاب قدرتمند ترکیه عملاً پشت سر ایران قرار گرفتند و این حمایت صرفاً در سطح نخبگان سیاسی باقی نماند، بلکه به لایههای عمیق اجتماعی نفوذ کرد. ما شاهد تجمعات شبانه خودجوش در استانبول، آنکارا، ازمیر و حتی ایغدیر در شرق ترکیه بودیم که اکثریت شیعه دارند. در ایغدیر همگرایی با ایران چنان قوی بود که مراسم سوگواری برای رهبران ایران نه فقط در سطح شهر، بلکه محله به محله برگزار میشد.
وی در بخش دیگری از گفتوگو به جریان مهاجرت معکوس اشاره کرد و گفت: پیش از تشدید درگیریها، ذهنیتی در ترکیه وجود داشت که با آغاز جنگ، موج عظیمی از مهاجران ایرانی به سمت مرزهای غربی سرازیر خواهد شد. حتی دولت ترکیه منع ورود اعلام کرده بود و رسانههای مطرح ترکی، خبرنگاران خود را در گمرکهای مرزی مستقر کرده بودند تا سیل مهاجرت را پوشش دهند. اما دقیقاً برعکس این تصور رخ داد. رسانهها با سیلی مواجه شدند که از اروپا و آمریکا از طریق فرودگاه استانبول به سمت ایران در حرکت بود.
این تحلیلگر تبریزی با اشاره به شگفتی افکار عمومی ترکیه گفت: خبرنگاران ترک در مصاحبه با ایرانیانی که عازم کشورشان بودند و اکثراً نیز از زنان بیحجاب بودند، میپرسیدند چرا به سمت جنگ میروید؟ پاسخها مبتنی بر «رابطه قلبی با ایران و خاک وطن» بود. این صحنهها نگرش ترکیها نسبت به ایران را به کلی تغییر داد و باعث نوعی تحول روانی در جامعه ترکیه شد.
خسروشاهی در پایان با اشاره به دوگانگی دولت اردوغان، تأکید کرد: فشار افکار عمومی تا جایی بالا گرفت که احزاب و فعالان سیاسی خواستار تعطیلی پایگاههای جاسوسی ناتو یعنی اینجرلیک شدند که وظیفه رهگیری موشکهای ایرانی را دارد و حتی برخی گروهها برای حمایت از حملات احتمالی ایران به این پایگاهها اعلام آمادگی کردند. با این وجود، دولت آقای اردوغان و «آکپارتی»ها (حزب عدالت و توسعه) به دلیل اهمیت مبادلات اقتصادی هنگفت با غرب و کشورهای عربی، بازی دوگانهای را در پیش گرفتهاند. وزیر خارجه ترکیه در یک طرف میکوشید همراهی با غرب را حفظ کند و در طرف دیگر، اردوغان علیه اسرائیل موضع میگرفت. در مجموع، دولت به دلیل این فضای اجتماعی ایجاد شده، دیگر قادر به موضعگیری مستقیم علیه ایران نیست.
به گزارش تسنیم، تحول در مناسبات ملتهای ایران و ترکیه صرفاً در بیانیههای سیاسی خلاصه نماند، بلکه ابعاد عینی و انسانی عمیقی به خود گرفت. در یکی از نمادینترین جلوههای این همگرایی، کاروان 72 نفره از فعالان مدنی ترکیه راهی ایران شدند و تبریز را به عنوان نخستین مقصد خود برگزیدند. مردم تبریز و این هیأت ترکی، برنامههای مشترک متعددی را در فضایی آکنده از همبستگی اجرا کردند که بازتاب گستردهای در رسانههای دو کشور یافت. همزمان، حضور خبرنگاران تُرک در مکانهای هدف تجاوز آمریکایی-صهیونیستی و دیدار با خانوادههای شهدای جنگ تحمیلی سوم، پرده از عمق فاجعه انسانی برداشت.
در صدر این روایتها، دیدار با «حلما» دختر خردسال خانواده شهید میرزاده قرار گرفت که به عنوان تنها بازمانده یک خانواده پنج نفره، به نمادی جهانی از مقاومت در برابر ماشین جنگی بدل شد. این تصاویر در رسانههای بینالمللی چنان بازتاب یافت که تهدید مشترک را از قالبی سیاسی به دردی مشترک بدل کرد؛ هرچند دولت اردوغان همچنان میان این موج همبستگی اجتماعی و منافع اقتصادی کلان با غرب در نوسان است.
انتهای پیام/


























دیدگاهتان را بنویسید