مرزها درحال جابهجا شدن؛ وقتی مدال «زنان» سرمایه اجتماعی یک ملت میشود
«پرسش اصلی این نیست که زنان ورزشکار ایرانی در بیستمین دوره بازی های آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا چند مدال گرفتند؛ پرسش این است که با سرمایهای که این قهرمانان ساختهاند، چه خواهیم کرد؟
به گزارش خبرنگار مهر، بیستمین دوره بازی های آسیایی از ۲۸ شهریور تا ۱۲ مهر به میزبانی شهر ناگویا ژاپن برگزار شد و کاروان ورزش ایران با کسب ۱۹ مدال طلا، ۱۸ مدال نقره و ۱۵ مدال برنز در جایگاه ششم جدول توزیع مدال ها ایستاد. در این میان نقش بانوان ورزشکار ایران در این مدال آوری چشمگیر بود.
دکتر سیدمقداد سادات جامعه شناس ورزشی در یادداشتی برای گروه ورزشی خبرگزاری مهر در این مورد نوشته است:
«درخشش زنان ورزشکار ایران در بازیهای آسیایی ۲۰۲۶ را نباید تنها با تعداد مدالها سنجید. آنچه در ناگویا اتفاق افتاد، تصویری روشن از ظرفیتی بود که اگر دیده شود، فرصت پیدا کند و پشتوانهای پایدار داشته باشد میتواند نه فقط آینده ورزش زنان، بلکه بخشی از حال اجتماعی جامعه ایران را تغییر دهد. اکنون پرسش اصلی این نیست که زنان ورزشکار ایرانی چند مدال گرفتند؛ پرسش این است که با سرمایهای که این قهرمانان ساختهاند، چه خواهیم کرد؟
گاهی یک مدال فقط یک مدال است اما گاهی همان مدال معنایی بسیار فراتر پیدا میکند. لحظهای را تصور کنیم که یک دختر ایرانی روی سکوی بازیهای آسیایی و جهانی میایستد. پرچم ایران بالا میرود و ورزشکاری که سالها تمرین کرده، شکست خورده، دوباره برخاسته، خستگی و مصدومیت را پشت سر گذاشته و شاید بارها با محدودیت امکانات مواجه شده، سرانجام مدالش را به گردن میآویزد. در همان لحظه، در شهری صدها یا هزاران کیلومتر دورتر، ممکن است دختر نوجوانی تصویر او را ببیند و برای نخستین بار با خودش بگوید: شاید من هم بتوانم؛ اهمیت اجتماعی ورزش زنان درست از همین نقطه آغاز میشود.

بازیهای آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ از این منظر برای ورزش زنان ایران رویدادی متفاوت بود. ورزشکاران زن ایرانی نهتنها مدال گرفتند، بلکه مجموعهای از «نخستینها» را رقم زدند؛ اتفاقاتی که نشان داد مرزهای ورزش زنان ایران در حال جابهجا شدن است.
نخستین طلای روئینگ زنان، نخستین مدال وزنهبرداری زنان، نخستین طلای تکواندوی زنان و … ازحضور زنان ورزشکار ایرانی در عرصههایی سخن میگویند که تا سالهای نهچندان دور حضور در آنها دشوار یا کمسابقه بود. این نخستینها از خود مدالها مهمترند؛زیرا هر نخستین، مرزی را جابهجا میکند که پیشتر ثابت و تغییرناپذیر به نظر میرسید.
ناگویا؛ روایت یک تغییرِآرام اما عمیق
ورزش زنان ایران مسیر سادهای را طی نکرده است. بخش مهمی از آنچه امروز روی سکوهای آسیایی دیده میشود، محصول سالها تلاش نسلی از ورزشکاران، مربیان و خانوادههایی است که در دورههایی با امکانات محدودتر و توجه رسانهای کمتر مسیر خود را ادامه دادهاند در ناگویا، حاصل بخشی از این تلاش انباشته آشکار شد.
زنان ورزشکار ایرانی در این دوره سه مدال طلا، هفت نقره و شش برنز به دست آوردند و بهترین عملکرد تاریخ ورزش زنان ایران در بازیهای آسیایی را رقم زدند. زنان ورزشکار ایرانی پیش از ناگویا در مجموع ادوار بازیهای آسیایی تنها چهار مدال طلا کسب کرده بودند؛ بنابراین سه طلای یک دوره، بهتنهایی ابعاد تحول رخداده را نشان میدهد، اما شاید خطا باشد اگر اهمیت ناگویا را فقط در جدول مدالها جستوجو کنیم جدول مدال، نتیجه را نشان میدهد؛ جامعهشناسی ورزش به ما کمک میکند معنای نتیجه را ببینیم.
مدالی که متعلق به یک نفر نیست
ورزش یکی از معدود عرصههایی است که میتواند انسانهایی با سن، طبقه اجتماعی، شغل، محل زندگی و سبک زندگی متفاوت را برای لحظاتی در یک تجربه مشترک سهیم کند. در لحظه پیروزی یک ورزشکار ملی، میلیونها نفر که شاید هیچ ارتباط مستقیمی با یکدیگر ندارند میتوانند احساس مشترکی از شادی و تعلق را تجربه کنند. از همین زاویه است که میتوان به درخشش زنان ایران در ناگویا نگاه کرد وقتی یک ورزشکار زن ایرانی روی سکوی میایستد، فقط خودش دیده نمیشود. تصویری از زن ایرانی نیز در برابر جامعه قرار میگیرد: زنی توانمند، منضبط، مقاوم، رقابتپذیر و موفق. این تصویر اهمیت زیادی دارد، بهخصوص برای نسل نوجوان.
آلبرت بندورا در نظریه یادگیری اجتماعی بر نقش مشاهده و الگو تأکید میکرد. انسانها فقط از توصیه و آموزش مستقیم، نمیآموزند بلکه بخش مهمی از یادگیری از مشاهده دیگران و دیدن امکان موفقیت شکل میگیرد. از این منظر، یک قهرمان زن فقط یک ورزشکار موفق نیست؛ او میتواند مرزهای ذهنی هزاران دختر را جابهجا کند.
همه آن دختران قرار نیست قهرمان آسیا یا جهان شوند و اساساً هدف توسعه ورزش زنان نیز نباید صرفاً تولید قهرمان باشد. اگر دیدن یک قهرمان باعث شود دختران بیشتری ورزش کنند، از سلامت جسمی و روانی بیشتری برخوردار شوند، اعتمادبهنفس پیدا کنند،کار گروهی را بیاموزند و حضور اجتماعی فعالتری داشته باشند، آن مدال بخشی از کارکرد اجتماعی خود را انجام داده است.
در چنین شرایطی، ارزش یک مدال دیگر با رنگ فلز آن اندازهگیری نمیشود با تعداد زندگیهایی سنجیده میشود که تحت تأثیر آن قرار گرفتهاند.

از سرمایه نمادین تا سرمایه اجتماعی
اینجا مفهوم سرمایه نمادین «پییر بوردیو» اهمیت پیدا میکند. مدال، رکورد و عنوان قهرمانی برای ورزشکار اعتبار اجتماعی تولید میکند. فردی که تا دیروز تنها در یک جامعه محدود ورزشی شناخته میشد، ناگهان به چهرهای ملی تبدیل میشود. جامعه او را میشناسد، رسانهها دربارهاش سخن میگویند و نوجوانان ممکن است او را الگوی خود قرار دهند. در ادبیات بوردیو میتوان این فرایند را تبدیل توانایی و سرمایه فرهنگی فرد به نوعی سرمایه نمادین دانست.
مسئله اصلی از فردای قهرمانی آغاز میشود: جامعه با این سرمایه چه میکند؟
اگر قهرمان فقط چند روز پس از مسابقات دیده شود، چند مصاحبه انجام دهد و سپس تا رقابت بعدی از فضای عمومی کنار برود، بخش بزرگی از ظرفیت اجتماعی آن مدال از دست میرود. قهرمان زن میتواند پس از مسابقه وارد مرحله تازهای از نقش اجتماعی خود شود حضور در مدارس و دانشگاهها، ارتباط با باشگاههای پایه، مشارکت در برنامههای استعدادیابی و روایت صادقانه مسیر قهرمانی.
جامعه فقط نباید لحظه ایستادن روی سکو را ببیند؛ باید راه رسیدن به سکو را هم بشناسد باید بداند پشت آن چند دقیقه شادی، سالها تمرین وجود داشته است؛ روزهایی که خبری از مدال و تشویق نبوده، شکستهایی که کسی ندیده، مصدومیتهایی که پشت دوربین مانده و صبحهایی که ورزشکار دوباره تمرین را از ابتدا آغاز کرده است.اتفاقاً همین بخش انسانی زندگی قهرمانان است که بیش از خود مدال میتواند الهامبخش باشد.
قهرمانان فقط در کلان شهرها متولد نمیشوند
یکی از جدیترین پرسشهای آینده ورزش زنان ایران، مسئله عدالت در دسترسی است. استعداد جغرافیا نمیشناسد. هیچ دلیلی وجود ندارد که قهرمان آینده ایران الزاماً در تهران یا یکی از کلانشهرها زندگی کند. ممکن است امروز در روستایی دور افتاده یا شهری کوچک، دختری زندگی کند که ظرفیت تبدیلشدن به یک قهرمان آسیایی یا جهانی را دارد اما نه خودش از این استعداد آگاه است و نه ساختار ورزش کشور امکان کشف آن را فراهم کرده است. نبود مربی متخصص، سالن مناسب، مسابقات منظم و هزینه رفتوآمد میتواند یک استعداد را پیش از آنکه حتی شناخته شود از چرخه ورزش خارج کند اینجاست که مدرسه باید دوباره به یکی از پایههای اصلی توسعه ورزش تبدیل شود.

خانواده؛ شریک خاموش بسیاری از مدالها
در روایت قهرمانی زنان، یک بازیگر مهم معمولاً کمتر دیده میشود: خانواده
پشت بسیاری از ورزشکاران زن موفق، خانوادهای ایستاده که سالها هزینه، رفتوآمد، اضطراب مسابقه، مصدومیت، اردو، تحصیل و دشواریهای مسیر را تحمل کرده است برای یک دختر نوجوان، ورود جدی به ورزش حرفهای معمولاً فقط یک تصمیم فردی نیست حمایت یا عدم حمایت خانواده میتواند مسیر او را تغییر دهد.
خانواده نیز باید بداند ورزش برای دخترش فقط راه رسیدن به مدال نیست؛ میتواند مسیر سلامت، انضباط فردی، اعتمادبهنفس، ارتباط اجتماعی، تحصیل و حتی آینده حرفهای او باشد وقتی این نگاه در خانواده تغییر کند، یکی از مهمترین موانع ورود دختران به ورزش نیز کاهش مییابد.
ورزش زنان به امنیت حرفهای نیاز دارد از ورزشکاری که نگران معیشت، قرارداد، درمان مصدومیت و آینده شغلی خود است نمیتوان انتظار داشت تمام تمرکز ذهنیاش را صرف رقابت با بهترینهای آسیا و جهان کند.ورزش قهرمانی امروز فقط استعداد و تمرین نیست تغذیه تخصصی، فیزیولوژی، پزشکی ورزشی، جامعه شناسی، روانشناسی، فیزیوتراپی، تحلیل عملکرد، ریکاوری، تجهیزات، اردوهای باکیفیت و حضور مستمر در رقابتهای بینالمللی، اجزای ورزش حرفهای مدرناند. بنابراین اگر قرار است موفقیت ناگویا تکرار شود، حمایت مالی از ورزش زنان نباید شکل مناسبتی داشته باشد. ورزشکار باید بتواند برای چهار یا هشت سال آینده برنامهریزی کند، نه اینکه هر سال درباره حداقل امکانات خود نگران باشد.
در کنار دولت، حضور واقعی بخش خصوصی و اسپانسرها نیز ضروری است. البته سرمایهگذار زمانی وارد ورزش زنان میشود که مسابقات منظم باشد، رسانه آن را ببیند، مخاطب شکل بگیرد و مدل اقتصادی قابل پیشبینی وجود داشته باشد. یعنی رسانه، لیگ حرفهای، اسپانسر و امنیت اقتصادی ورزشکار حلقههای یک زنجیرند؛ ضعف هر حلقه، حلقههای دیگر را نیز تضعیف میکند.
مربیان زن؛ قهرمانان پشت صحنه
اگر هدف، ساختن آیندهای پایدار برای ورزش زنان است، سرمایهگذاری فقط روی ورزشکار کافی نیست کشور به نسل قدرتمندی از مربیان زن در سطح بینالمللی نیاز دارد. مربیان زن باید امکان حضور در دورههای پیشرفته، اردوهای مشترک، برنامههای انتقال دانش را داشته باشند. تربیت مربی سطح بالا شاید کمتر از کسب یک مدال دیده شود اما اثر آن میتواند بسیار ماندگارتر باشد. یک ورزشکار ممکن است چند سال در اوج بماند اما یک مربی توانمند میتواند طی چند دهه دهها ورزشکار تربیت کند.
در کنار مربی، علم نیز باید جدیتر وارد ورزش زنان شود.برای هر ورزشکار نخبه میتوان پرونده عملکرد بلندمدتی تعریف کرد که رکوردها، بار تمرینی، وضعیت جسمانی، آسیبها، تغذیه، خواب، ریکاوری و شاخصهای روانی او را دنبال کند. سؤال فنی باید دائماً روشن باشد: ورزشکار ما با نفر اول آسیا و جهان چه فاصلهای دارد و برای کاهش این فاصله دقیقاً چه باید کرد؟ قهرمانی امروز بیش از آنکه محصول بیشتر تمرین کردن باشد، نتیجه دقیقتر تمرین کردن است.

زنان باید در اتاق تصمیمگیری هم حضور داشته باشند
توسعه ورزش زنان تنها با افزایش تعداد ورزشکاران اتفاق نمیافتد. اگر زنان در میدان مسابقه حضور داشته باشند اما در سطوح سیاستگذاری و تصمیمگیری حضور محدودی داشته باشند، بخشی از مسائل آنها ممکن است اساساً به میز تصمیمگیری منتقل نشود.این مسئله صرفاً بحث نمایندگی جنسیتی نیست؛ مسئله کیفیت حکمرانی است.
زنی که سالها ورزش حرفهای کرده یا مدیریت ورزش زنان را از نزدیک تجربه کرده است، ممکن است درباره نیازهای یک دختر ورزشکار، امنیت اردو، امکانات تمرینی، مسیر حرفهای، مشکلات لیگ، مربیان زن یا ترک ورزش در سنین نوجوانی شناختی داشته باشد که در غیاب او بهسادگی وارد تصمیمگیری نشود.ورزشکاران،مربیان و مدیران زن نه فقط در زمین مسابقه، بلکه باید در اتاقی که درباره ورزش زنان مسابقه تصمیم گرفته میشود حضور داشته باشد.
رسانه؛ قهرمان را فقط روز مدال نبیند
هیچ ورزش حرفهای بدون دیدهشدن رشد نمیکنداما افزایش پوشش رسانهای به معنای انتشار چند خبر بیشتر در روز مسابقه نیست. رسانه باید داستان ورزشکار را روایت کند.مخاطب باید بداند قهرمان از کجا آمده، چند بار شکست خورده، چه دشواریهایی داشته، چگونه تمرین کرده و برای رسیدن به مدال چه هزینهای پرداخته است. این روایتها هستند که ورزشکار را از یک نام در جدول نتایج به یک چهره اجتماعی تبدیل میکنند.ورزش زنان به دیدهشدن نیاز دارد اما نه دیدهشدن تزئینی و مناسبتی بلکه به روایتی مستمر، حرفهای و محترمانه نیاز دارد.
ورزش و نیاز جامعه به شادیهای مشترک
جامعه فقط به موفقیت اقتصادی و شاخصهای رسمی نیاز ندارد؛ انسانها به امید، تعلق و تجربههای مثبت مشترک نیز نیاز دارند. ورزش یکی از کمهزینهترین و فراگیرترین عرصهها برای تولید چنین تجربهای است. پیروزی یک ورزشکار، قهرمانی یک تیم یا شکستن یک رکورد میتواند برای مدتی میلیونها نفر را در احساسی مشترک سهیم کند.
این تفاوت مهمی است. نشاط اجتماعی پایدار فقط این نیست که مردم چند دقیقه از دیدن مدال خوشحال شوند. موفقیت واقعی زمانی رخ میدهد که فردای آن مسابقه، دختران بیشتری کفش ورزشی بپوشند، خانوادههای بیشتری ورزش دخترانشان را جدی بگیرند، مدارس بیشتری مسابقه برگزار کنند، باشگاههای بیشتری شکل بگیرد و زنان بیشتری ورزش را وارد زندگی روزمره خود کنند.در آن صورت، مدال از یک دستاورد شخصی به یک دستاورد اجتماعی تبدیل شده است.
از موفقیت فردی به سیاست عمومی
اگر بخواهیم تجربه ناگویا به یک نقطه عطف واقعی تبدیل شود، چند حلقه باید همزمان به یکدیگر متصل شوند: ورزش مدارس، استعدادیابی سراسری، توزیع عادلانه امکانات در استانها، توسعه لیگهای حرفهای، تربیت مربیان زن، استفاده از علوم ورزشی، امنیت اقتصادی ورزشکاران، بیمه و حمایت پس از دوران قهرمانی، افزایش حضور زنان در مدیریت ورزش، جلب سرمایه بخش خصوصی، پوشش رسانهای مستمر و ایجاد نظام دادهای برای ارزیابی پیشرفت.
نکته اساسی این است که هیچکدام از این اقدامات بهتنهایی کافی نیست.استعدادیابی بدون باشگاه مناسب، استعداد را کشف میکند اما پرورش نمیدهد. باشگاه بدون مربی متخصص، ظرفیت خود را از دست میدهد. قهرمان بدون لیگ حرفهای استمرار پیدا نمیکند. لیگ بدون رسانه مخاطب نمیسازد. رسانه بدون مخاطب اسپانسر جذب نمیکند و ورزشکار بدون امنیت اقتصادی نمیتواند یک زندگی حرفهای پایدار داشته باشد. توسعه ورزش زنان یک زنجیره است، نه مجموعهای از اقدامات پراکنده.

ناگویا باید آغاز باشد، نه پایان
پس از پایان هیجان مسابقات، مهمترین پرسش درباره بازیهای آسیایی ناگویا این نیست که چند طلا، نقره یا برنز گرفتهایم. پرسش اصلی این است که بعد از این مدالها چه اتفاقی میافتد؟ آیا دختری که امروز در رده نوجوانان است، چهار سال دیگر همچنان در ورزش خواهد بود؟ آیا استعدادهای شهرهای کوچک کشف خواهند شد؟
آیا خانوادهها حمایت بیشتری خواهند کرد؟ آیا مربیان زن بیشتری به سطح بینالمللی خواهند رسید؟ آیا قهرمانان از امنیت شغلی و حرفهای برخوردار خواهند شد؟ آیا لیگهای زنان به محصولاتی حرفهای و جذاب تبدیل خواهند شد؟ آیا زنان بیشتری در مدیریت ورزش کشور نقش خواهند داشت؟ و مهمتر از همه: آیا تعداد دخترانی که ورزش میکنند افزایش خواهد یافت؟
پاسخ به این پرسشها تعیین خواهد کرد که ناگویا در تاریخ ورزش ایران فقط یک خاطره شیرین باقی میماند یا آغاز یک تحول باشد
مدال واقعی شاید هنوز توزیع نشده باشد
شاید نتوانیم نتیجه واقعی بازیهای آسیایی ۲۰۲۶ را نتوان امروز بهطور کامل اندازه گیری کنیم. شاید نتیجه واقعی چند سال دیگر در شهری کوچک ظاهر شود؛ جایی که دختری که امروز تصویر یکی از قهرمانان ناگویا را دیده، وارد یک سالن ورزشی شود. شاید همان دختر چند سال بعد به تیم ملی برسد. شاید دختر دیگری او را ببیند و همان مسیر را آغاز کند. این زنجیره الهام است که ورزش را از مسابقه فراتر میبرد.
درخشش زنان ایران در ناگویا یک واقعیت مهم را بار دیگر پیش چشم جامعه قرار داد: مسئله ورزش زنان ایران کمبود استعداد نیست؛ مسئله اصلی، چگونگی کشف، پرورش، حمایت و استمرار این استعدادهاست. زنان ورزشکار ایرانی نشان دادهاند که میتوانند در سطح قاره و جهان رقابت کنند، مرزهای تازهای را پشت سر بگذارند و در رشتههایی که زمانی حضورشان در آنها محدود بود، تاریخ بسازند. اکنون مسئولیت از دوش ورزشکار به ساختار منتقل میشود.
سیاستگذار باید تصمیم بگیرد، مدیر ورزشی باید برنامهریزی کند، مدرسه باید استعداد پیدا کند، دانشگاه باید دانش تولید کند، مربی باید پرورش دهد، رسانه باید روایت کند، بخش خصوصی باید سرمایهگذاری کند، خانواده باید همراهی کند و جامعه باید به دخترانش فرصت تجربهکردن، شکستخوردن، دوباره برخاستن و موفقشدن بدهد.
در نهایت، ارزش ورزش زنان را نباید تنها در جدول مدالها جستوجو کرد بلکه بزرگترین دستاورد زمانی رقم میخورد که مدال یک قهرمان به اعتمادبهنفس یک نوجوان تبدیل شود؛ موفقیت یک ورزشکار خانوادهای را به حمایت از دخترش ترغیب کند و شادی یک پیروزی، جامعهای را برای لحظاتی در احساسی مشترک کنار یکدیگر قراردهد.
آن روز میتوان گفت ورزش زنان فقط برای ایران مدال نیاورده است بلکه امید تولید کرده، سرمایه اجتماعی ساخته و افق رشد و پیشرفت را برای نسلی تازه گستردهتر کرده است.
ناگویا میتواند پایان یک مسابقه باشد؛ اما برای ورزش زنان ایران نباید پایان یک داستان باشد شاید بهترین میراث این بازیها نه مدالهایی باشد که در ویترینها باقی میمانند، بلکه دخترانی باشند که پس از دیدن آن مدالها جرئت میکنند رؤیای بزرگتری داشته باشند. هر مدال میتواند آغاز یک مسیر تازه باشد؛ و هر قهرمان، دلیلی برای برخاستن نسل بعد …»





























دیدگاهتان را بنویسید