واکاوی زبان بصری آثار عاشورایی علی بحرینی؛ وقتی زمین به آسمان میرسد
علی بحرینی با رویکردی پژوهشی، بومهای عاشورایی خود را به سندهای بصری تبدیل میکند تا در تلاقی رنگ و خیال، شکوه و عظمت شخصیتهای مذهبی را به مخاطب امروز منتقل کند.
به گزارش خبرنگار مهر، هنر در مواجهه با مضامین آئینی، بهویژه در مقولهای چون عاشورا، فراتر از یک ابزار برای «زیبایی» است؛ هنر در اینجا به عنوان یک واسطه میان ماده و معنا، یا میان دنیای محسوس و دنیای قدسی عمل میکند. ورود یک موضوع آئینی به عرصه هنر سبب میشود موضوع از یک «روایت تاریخی» به یک «تجربه زیسته و عاطفی» تبدیل شود. هنرمند با نگاه شخصی خود، لایههای جدیدی از معنا را به آئین اضافه میکند. مثلاً ممکن است در یک تابلوی نقاشی، بر جنبه «تنهایی» امام حسین علیه السلام تأکید کند تا مخاطب را به تفکر درباره «تنهایی در راه حقیقت» وا دارد.
از جمله هنرمندان نقاشی که توانسته با تکنیکهای مدرن نقاشی، جانی تازه به مضامین سنتی و مذهبی بدهد و آثارش هم برای خواص هنر و هم برای عموم مردم جذابیت داشته باشد، علی بحرینی است که با مرور برخی آثار عاشورایی او، تحلیلی کوتاه بر آثارش نیز خواهیم داشت.

علی بحرینی هنرمند نقاش بوشهری یکی از چهرههای شناختهشده در نقاشی آئینی و مذهبی ایران است. آثار او دارای ویژگیهای شاخصی است که او را در میان نقاشان معاصر متمایز میکند. بحرینی از سبکهای مختلف برای بیان مفاهیم خود استفاده میکند. سبک او اغلب تلفیقی از هنر واقعگرایانه (رئالیسم) و هنر اصیل ایرانی (نگارگری) است تا آثاری خلق کند که هم برای مخاطب امروز قابلدرک باشد و هم اصالت ایرانی داشته باشد.
در بسیاری از مجموعههایش مانند «رستاخیز»، او از قلمزنیهای آزاد به سبک امپرسیونیستی برای ایجاد حس حرکت و شور و از رویکرد اکسپرسیونیستی برای انتقال شدت عواطف و احساسات بهره میبرد. البته، تمرکز اصلی بحرینی بر بازنمایی وقایع تاریخ اسلام، بهویژه واقعه عاشورا و زندگی اهلبیت (ع) است. او برخلاف برخی هنرمندان که تکاثر خلق میکنند، به شیوه مجموعهنگاری کار میکند.
یکی از جدیترین ویژگیهای کار او، مطالعه عمیق روی مقاتل و کتب تاریخی معتبر قبل از شروع نقاشی است. بحرینی تلاش میکند هر تابلو مصداق یک روایت مستند باشد و صرفاً بر پایه تخیلات شخصی پیش نرود تا اثرش به عنوان یک سند بصری قابلاتکا باشد. در نقاشیهای او مرز میان واقعیت فیزیکی و فضای ملکوتی برداشته میشود. او از «خیال» برای بیان عظمت شخصیتهای مذهبی استفاده میکند؛ به طوری که در آثارش ردی از زمین و هوایی آسمانی با هم ادغام شدهاند تا مقام قدسی شخصیتها حفظ شود.

بحرینی برای نزدیک شدن به ذهن مخاطب و انتقال سریعتر حس، جزئیات اضافی محیطی را حذف میکند و به اصل موضوع و «احساس» حاکم بر صحنه میپردازد. این کار باعث میشود مخاطب به سرعت با هسته مرکزی واقعه (مانند عطش، تنهایی یا شجاعت) ارتباط برقرار کند.
نمادپردازی با رنگ زبانی نمادین برای انتقال مفاهیم
علی بحرینی در آثارش، رنگ را نه تنها به عنوان یک ابزار زیباییشناختی، بلکه به عنوان یک زبان نمادین و ابزاری برای انتقال مفاهیم عرفانی و آئینی به کار میگیرد. او در مقام یک نقاش آئینی، تلاش میکند تا تجربیات معنوی و عواطف عمیق مرتبط با واقعه کربلا و مفاهیم شهادت را از طریق تضادها و هارمونیهای رنگی به مخاطب منتقل کند.
در ادامه به تحلیل کوتاهی بر نمادپردازی رنگ در آثار او میپردازیم؛ «رنگ قرمز» نماد شهادت است. قرمز در آثار بحرینی، محوریت دارد. این رنگ صرفاً بازنمایی خون نیست، بلکه نمادی از فداکاری و ایثار و بیانگر اوجِ بخشش و تسلیم در برابر اراده الهی است. رنگ قرمز همچنین، تداعیکننده شور عاشورایی و حرکتی است که از خاک خاکستری و بیروح به سوی حقیقت حرکت میکند.

رنگ سیاه در آثار او معمولاً در تقابل با نور قرار میگیرد و بازتابی از اندوه ابدی و فضای ماتمزده حاکم بر فضای آئینی است. از طرف دیگر، در بسیاری از آثار او، سیاهی نماد دنیای مادی، جهل و ظلمی است که در برابر آن، نور حقیقت (که معمولاً با رنگهای روشنتر یا طلایی نمود دارد) میدرخشد.
میتوان گفت که استفاده از طیفهای طلایی و زرد درخشان در آثار او، جنبهای متافیزیکی دارد. رنگ طلایی، نماد جلال و جمال خداوند و مقام معنوی اولیای الهی است؛ در حالی که قرمز نماد رنج است، طلایی نماد پاداش ابدی و پیروزی معنوی شهداست. این رنگ پل ارتباطی میان زمین (رنج) و آسمان (سعادت) است.
رنگ سبز که نماد ولایت و آرامش است، در آثار او به عنوان رنگی مکمل عمل میکند که یادآور خاندان پیامبر (ع) و نمادی از بهشت و صلح است و در میان تضاد شدید قرمز و سیاه، رنگ سبز به عنوان عنصری آرامبخش عمل میکند تا تعادلی میان خشم، رنج و آرامش و معنویت ایجاد کند.

همچنین، استفاده از رنگهای سرد در پسزمینه برای برجسته کردن سوژههای گرم (مانند چهرهها یا نمادهای شهادت) باعث میشود مخاطب احساس کند که حقیقت در میان تاریکی و سردی جهان، میدرخشد. او رنگ را از حالت توصیفی خارج کرده و به حالت تعبیری درآورده است تا مخاطب را از مشاهده سطح اثر به تجربه درونی و شهودی هدایت کند.
علی بحرینی را میتوان هنرمندی دانست که توانسته با تکنیکهای مدرن نقاشی، جانی تازه به مضامین سنتی و مذهبی بدهد و آثارش هم برای مخاطبان حرفهای و هم برای عموم مردم جذابیت داشته باشد.



























دیدگاهتان را بنویسید