×
×
اخبار امروز دهکده آفتاب
  • تأملی بر میراث شهید علی لاریجانی در آیینه‌ تاریخ ایران و انقلاب اسلامی

  • کد نوشته: 66899
  • ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
  • 1 بازدید
  • ۰
  • خونِ شهید لاریجانی یادآورِ یک حقیقتِ تاریخی بود؛ ایران، هرگاه عقلِ سیاسی و روحِ مقاومت را در کنارِ هم قرار داده، شکست‌ناپذیر شده است.

    تأملی بر میراث شهید علی لاریجانی در آیینه‌ تاریخ ایران و انقلاب اسلامی

    یادداشت مهمان حسین شاه‌پری طرئی کارشناس مسائل سیاسی: در تاریخِ ایران، ملت‌ها تنها با شمشیر پیروز نشده‌اند؛ بلکه با عقلانیتِ مقاوم، صبرِ راهبردی و فهمِ تاریخی از قدرت بقای خویش را تضمین کرده‌اند. از تدبیرِ خواجه نظام‌الملک تا اصلاح‌گریِ امیرکبیر، از موازنه‌سازیِ قوام‌السلطنه تا حکمتِ انقلابیِ امام خمینی (ره)، همواره یک خطِ ممتد در تاریخِ ایران دیده می‌شود؛ ایران زمانی پیروز است که عقلِ سیاسی با روحِ مقاومت پیوند بخورد.

    در روایتِ جنگِ تحمیلیِ چهل‌روزه ـ نبردی که آمریکا و رژیمِ صهیونیستی برای شکستنِ اراده‌ی ملتِ ایران طراحی کردند ـ شهید دکتر علی لاریجانی در قامتِ یکی از معمارانِ پیروزیِ ملی ظاهر شد؛ شخصیتی که هم عقلانیتِ نهادی را می‌فهمید، هم زبانِ قدرتِ جهانی را می‌شناخت و هم منطقِ انقلاب اسلامی را در سخت‌ترین میدانِ تقابل حفظ کرد. او نه صرفاً یک سیاستمدار، بلکه تجلیِ سنتِ تاریخیِ «دولتِ مقاومِ ایرانی» بود.

    ۱. روحِ قوام در کالبدِ دیپلماسیِ جنگ

    احمد قوام در بحرانِ آذربایجان نشان داد که می‌توان بدون هیاهوی پوپولیستی، اما با صبرِ راهبردی و شناختِ موازنه‌ی قدرت، پروژه‌ی تجزیه‌ی ایران را ناکام گذاشت. او فهمیده بود که سیاستِ خارجی صرفاً میدانِ شعار نیست؛ میدانِ زمان‌خریدن، شکستنِ اجماعِ دشمن و تبدیلِ بحران به فرصت است. شهید لاریجانی نیز در نخستین روزهای جنگِ تحمیلیِ سوم، دقیقاً همین سنتِ تاریخی را احیا کرد. در زمانی که اتاق‌های فکرِ غربی فروپاشیِ روانیِ ایران را طراحی کرده بودند و رسانه‌های صهیونیستی از «ساعت‌های پایانیِ نظمِ ایرانی» سخن می‌گفتند، او از افتادن در دامِ هیجانِ سیاسی پرهیز کرد.

    او با تکیه بر ظرفیت‌های شورای عالی امنیت ملی، دیپلماسیِ منطقه‌ای و فعال‌سازیِ قدرت‌های ثالث، موفق شد محورِ آمریکایی ـ صهیونیستی را از تشکیلِ اجماعِ جهانی علیه ایران بازدارد. این همان کاری بود که قوام در مقیاسی دیگر، در برابرِ استالین انجام داده بود؛ تبدیلِ «تهدیدِ مطلق» به «بحرانِ قابلِ مدیریت»

    تفاوت اما در سرنوشت بود. قوام پس از نجاتِ ایران، به انزوا رانده شد؛ اما شهید لاریجانی، در میانه‌ی نبرد و در اوجِ کارآمدی، هدفِ مستقیمِ دشمن قرار گرفت و خونِ خویش را پای عقلانیتِ انقلابی امضا کرد.

    ۲. جسارتِ امیرکبیر در برابرِ اولتیماتومِ آمریکایی ـ صهیونیستی

    امیرکبیر نمادِ دولتمردی بود که در میانه‌ی فشارِ روس و انگلیس، جرئتِ اصلاح و ایستادگی داشت. او می‌دانست که استقلال، بدونِ بازسازیِ قدرتِ درونی ممکن نیست. در جنگِ چهل‌روزه نیز شهید لاریجانی همین منطق را دنبال کرد. وقتی بخشی از محافلِ سیاسی، راهِ نجات را در پذیرشِ آتش‌بسِ تحقیرآمیز می‌دیدند، او بر حفظِ بازدارندگی و نمایشِ اقتدارِ واقعیِ ایران تأکید کرد. در یکی از حساس‌ترین مقاطعِ جنگ، زمانی که دشمن با ترکیبی از حملاتِ سایبری، عملیاتِ روانی، پهپادهای انتحاری و جنگِ رسانه‌ای، تصویرِ فروپاشیِ قریب‌الوقوع را القا می‌کرد، لاریجانی از فعال‌سازیِ بخشی از توانِ پنهانِ دفاعی کشور حمایت کرد؛ اقدامی که موازنه‌ی نبرد را تغییر داد و دشمن را وادار به عقب‌نشینیِ تاکتیکی کرد.

    همان‌گونه که امیرکبیر دارالفنون را در متنِ بحران بنیان گذاشت، شهید لاریجانی نیز توسعه‌ی سامانه‌های هوشمندِ پدافندی، انسجامِ فرماندهی و پیوندِ میدان و دیپلماسی را در اوجِ آتشِ دشمن دنبال کرد.

    هر دو یک ویژگیِ مشترک داشتند؛ قدرت‌های خارجی از «عقلانیتِ مستقلِ ایرانی» هراس داشتند؛ زیرا این عقلانیت نه تسلیم می‌شد و نه قابلِ خریدن بود.

    ۳. مصلحت‌اندیشیِ انقلابی؛ نه سازش، نه هیجان

    یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شهید لاریجانی، فهمِ عمیقِ مفهومِ «مصلحت» در سنتِ انقلاب اسلامی بود. او مصلحت را با محافظه‌کاری اشتباه نمی‌گرفت؛ همان‌گونه که انقلاب را نیز مترادفِ هیجانِ بی‌محاسبه نمی‌دانست. در جریانِ جنگ، برخی جریان‌ها خواستارِ ورود به جنگِ تمام‌عیارِ منطقه‌ای بودند و برخی دیگر نسخه‌ی تسلیم و عقب‌نشینی را تجویز می‌کردند. امّا لاریجانی راهِ سومی را برگزید: مقاومتِ هوشمند.

    او معتقد بود که جمهوری اسلامی زمانی پیروز می‌شود که هم قدرتِ میدان را حفظ کند و هم انسجامِ درونیِ نظام را. از همین رو، با حرکت در چهارچوبِ نهادهای رسمی و اجماع‌سازیِ درون‌ساختاری، اجازه نداد دشمن شکافِ سیاسیِ داخلی را به ابزارِ فشارِ امنیتی تبدیل کند.

    این همان تفاوتِ بنیادینِ عقلانیتِ انقلابی با سیاستِ هیجانی است؛ انقلابِ اسلامی، پروژه‌ی «بقای عزتمندانه‌ی ایران» است؛ نه صرفاً تولیدِ شعار.

    ۴. شباهت با شهید مطهری و شهید بهشتی؛ عقلانیتِ انقلابیِ تمدن‌ساز

    شهید لاریجانی تنها یک مدیرِ امنیتی یا سیاستمدار نبود؛ او در بسیاری از جهات، امتدادِ سنتِ فکریِ شهدای بزرگِ انقلاب اسلامی بود. مرتضی مطهری انقلاب را از سطحِ احساساتِ سیاسی به سطحِ «نظامِ فکری» ارتقا داد. او معتقد بود که بقای انقلاب بدونِ پشتوانه‌ی عقلانی ممکن نیست. لاریجانی نیز دقیقاً همین ویژگی را داشت؛ اهلِ نظریه بود، زبانِ فلسفه و سیاست را توأمان می‌فهمید و تلاش می‌کرد میانِ آرمان‌خواهی و عقلانیتِ حکمرانی پیوند برقرار کند. از سوی دیگر، شهید بهشتی یکی از معماران نظمِ نهادیِ جمهوری اسلامی بود؛ شخصیتی که هم قدرتِ گفت‌وگو داشت، هم قدرتِ سازماندهی و هم توانِ تحملِ تخریب‌های سیاسی را داشت. شهید لاریجانی نیز در بحرانِ جنگ، همین منشِ بهشتی‌گونه را بروز داد، خونسرد، ساختارگرا، اهلِ اقناع و در عینِ حال قاطع در دفاع از اصول.

    اگر مطهری «عقلانیتِ نظریِ انقلاب» بود و بهشتی «عقلانیتِ نهادیِ انقلاب»، لاریجانی را می‌توان نمادِ «عقلانیتِ راهبردیِ انقلاب در عصرِ جنگ‌های ترکیبی» دانست.

    ۵. شباهتِ گفتمانی با رهبریِ انقلابی

    یکی از مهم‌ترین ابعادِ شخصیتِ شهید لاریجانی، نزدیکیِ روشِ سیاسیِ او با عقلانیتِ گفتمانیِ آیت‌الله شهید سید علی خامنه‌ای بود.

    هر دو بر چند اصلِ بنیادین تأکید داشتند:

    • مقاومت بدونِ انفعال
    • عقلانیت بدونِ غرب‌زدگی
    • دیپلماسی بدونِ اعتماد به دشمن
    • پیشرفتِ درون‌زا بر پایه‌ی اقتدارِ ملی

    در این نگاه، مذاکره نه تابو است و نه بت؛ بلکه ابزاری در خدمتِ منافعِ ملی است. همان‌گونه که رهبرِ انقلاب بارها تأکید کرده‌اند، عقب‌نشینی در برابرِ نظامِ سلطه، دشمن را متوقف نمی‌کند بلکه گستاخ‌تر می‌سازد. شهید لاریجانی نیز در جنگِ تحمیلیِ سوم، همین منطق را به زبانِ عمل ترجمه کرد.

    او نشان داد که می‌توان هم اهلِ گفت‌وگو بود و هم اهلِ مقاومت؛ هم واقعیتِ نظامِ بین‌الملل را فهمید و هم تسلیمِ آن نشد.

    ۶. پایانِ غبطه‌برانگیز در خطِ شهادت

    جنگِ چهل‌روزه با عقب‌نشینیِ دشمن و تثبیتِ برتریِ راهبردیِ ایران متوقف شده است امّا مهم‌تر از پایانِ جنگ، ظهورِ نسلی از سیاستمدارانِ انقلابی بود که نشان دادند «عقلانیت» و «شهادت» در جمهوری اسلامی دوگانه نیستند. شهید لاریجانی نه در انزوای بازنشستگی، نه در حاشیه‌ی تاریخ، بلکه در متنِ نبرد و در اوجِ کارآمدی به شهادت رسید؛ همان‌جایی که مردانِ بزرگِ تاریخِ ایران جاودانه می‌شوند.

    خونِ او یادآورِ یک حقیقتِ تاریخی بود؛ ایران، هرگاه عقلِ سیاسی و روحِ مقاومت را در کنارِ هم قرار داده، شکست‌ناپذیر شده است.

    مقالات مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *