×
×
اخبار امروز دهکده آفتاب
  • چهارشنبه امام رضایی در سوگ علمدار؛ مشهد بوی فرات گرفت

  • کد نوشته: 80118
  • ۰۳ تیر ۱۴۰۵
  • 1 بازدید
  • ۰
  • چهارشنبه‌ای که در آن مشهدالرضا به کربلا شبیه بود و دل‌های عاشق را از پنجره فولاد تا کنار فرات می‌برد.

    چهارشنبه امام رضایی در سوگ علمدار؛ مشهد بوی فرات گرفت
    استانها

    به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد، مشهد در چهارشنبه‌ای متفاوت بیدار شد؛ چهارشنبه‌ای که عطر همیشگی زیارت را با اندوه تاسوعا درآمیخته بود. صحن‌های حرم مطهر رضوی از نخستین ساعات روز، میزبان زائرانی بود که با دستانی رو به ضریح و دل‌هایی روانه فرات، در سوگ علمدار کربلا اشک می‌ریختند. در سایه گنبد طلایی امام رضا(ع)، نام عباس(ع) بیش از هر زمان دیگری بر لب‌ها جاری بود و حرم، روایتگر پیوندی عمیق میان مشهد و کربلا، میان امام رأفت و سقای تشنه‌لب عاشورا شده بود.

    هر گوشه از حرم نشانی از اندوهی عمیق داشت، اندوهی که این روزها با نام حضرت ابوالفضل العباس(ع) گره خورده است. در رواق‌ها، صحن‌ها و مسیرهای منتهی به بارگاه منور رضوی، زمزمه‌ای آشنا به گوش می‌رسید؛ «آه از آن داغ که بر اهل عزا جانکاه است خبر ماتم و اندوه کسی در راه است…»

    مشهد مقدس , اخبار مشهد , امام رضا (ع) , حرم امام رضا(ع) , آستان قدس رضوی , خراسان رضوی , کربلا , تاسوعا , حسینیه تسنیم ,

    انگار مشهد این روزها بیش از همیشه بوی کربلا گرفته است. پرچم‌های سیاه بر فراز گنبد و گلدسته‌ها به اهتزاز درآمده‌اند و دل‌ها در انتظار فردایی هستند که نامش عاشوراست.

    اما روایت عشق، تنها از صحن‌های حرم آغاز نمی‌شود. از خیابان‌های منتهی به حرم مطهر، دسته‌های عزاداری یکی پس از دیگری به راه افتاده‌اند. علم‌ها بر دوش عزاداران است و نوای «یا حسین» در کوچه‌ها و خیابان‌ها می‌پیچد. سینه‌زنان و نوحه‌خوانان، گام به گام خود را به آستان امام مهربانی‌ها می‌رسانند؛ گویی همه راه‌های شهر در تاسوعا به گنبد طلا ختم می‌شود.

    دسته‌های عزاداری در میان نگاه‌های اشک‌آلود مردم از خیابان‌های اطراف عبور می‌کنند. پیرمردی با چشمانی خیس زیر لب نوحه را زمزمه می‌کند، مادری کودک خود را در آغوش گرفته و با کاروان عزاداران همراه شده است و نوجوانانی که شال‌های مشکی بر گردن دارند، سینه‌زنان نام عباس(ع) را فریاد می‌زنند. اینجا شهر یکپارچه در سوگ علمدار کربلا نشسته است.

    مشهد مقدس , اخبار مشهد , امام رضا (ع) , حرم امام رضا(ع) , آستان قدس رضوی , خراسان رضوی , کربلا , تاسوعا , حسینیه تسنیم ,

    با ورود دسته‌های عزاداری به حرم، صحن‌ها رنگ دیگری می‌گیرد. صدای نوحه در فضای حرم می‌پیچد و با بال زدن کبوتران گنبد در هم می‌آمیزد. گویی هر بالی که گشوده می‌شود، سلامی از مشهد به کربلا می‌برد.

    اینجا دست‌های بسیاری رو به آسمان بلند شده‌اند؛ دست‌هایی که خالی‌اند، دست‌هایی که از گره‌های ناگشوده زندگی خسته‌اند، دست‌هایی که نتوانسته‌اند بار مشکلات را به تنهایی بر دوش بکشند و حالا خود را به ضریح رسانده‌اند. دست‌هایی که دیگر امیدی به زمین ندارند و نگاهشان به صاحب این خانه است.

    و آن سوی ماجرا، آقایی رئوف و مهربان ایستاده است؛ امامی که قرن‌هاست پناه دل‌های شکسته شده و مأمن حاجت‌های ناگفته است. زائران دست بر شبکه‌های ضریح می‌کشند و نجواهایشان را به صاحب این بارگاه می‌سپارند؛ نجواهایی که شاید تنها امام رئوف از عمق آن‌ها آگاه باشد.

    در میان جمعیت، چهره‌هایی دیده می‌شوند که پس از ماه‌ها و شاید سال‌ها دوری به حرم رسیده‌اند. برای آنان، نخستین نگاه به گنبد طلایی در لحظه ورود، چیزی فراتر از یک منظره است؛ شبیه معجزه‌ای ناگهانی که تمام دلتنگی‌های انباشته را از دل بیرون می‌کشد. اشک بی‌اختیار بر گونه‌ها می‌نشیند و لب‌ها آرام زمزمه می‌کنند: «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع).»

    مشهد مقدس , اخبار مشهد , امام رضا (ع) , حرم امام رضا(ع) , آستان قدس رضوی , خراسان رضوی , کربلا , تاسوعا , حسینیه تسنیم ,

    در صحن‌های حرم، مرزهای جغرافیا رنگ می‌بازد. زائران ایرانی در کنار شیفتگان اهل‌بیت(ع) از کشورهای مختلف گرد هم آمده‌اند. زبان‌ها متفاوت است، اما اشک‌ها یک معنا دارند. همه از کربلا می‌گویند، از تشنگی فرات و از وفاداری مردی که تا آخرین نفس پای امام زمان خویش ایستاد.

    در گوشه‌ای از حرم، بانوان هندی و پاکستانی حلقه‌های عزاداری برپا کرده‌اند. نوحه‌هایی با زبان اردو و لهجه‌ای متفاوت در فضا طنین‌انداز است، اما سوز آن برای همه آشناست. چادرهای سیاه، اشک‌های جاری و دست‌هایی که به نشانه توسل بالا رفته‌اند، صحنه‌ای از وحدت دل‌های عاشق را به نمایش گذاشته است. گویی کربلا، زبان مشترک تمام آزادگان جهان است.

    و مگر می‌شود از چهارشنبه‌های امام رضایی گفت و از چای حرم نگفت؟ از همان استکان‌های ساده‌ای که عطرشان با خاطره زیارت گره خورده است. چه بسیار مسافرانی که نمک‌گیر همین چای شیرین شده‌اند؛ چایی‌ای که در گرمای تابستان و سرمای زمستان، طعم مهربانی صاحب این خانه را با خود دارد.

    مشهد مقدس , اخبار مشهد , امام رضا (ع) , حرم امام رضا(ع) , آستان قدس رضوی , خراسان رضوی , کربلا , تاسوعا , حسینیه تسنیم ,

    چه بی‌اختیار هوس می‌کند دل، جرعه‌ای از همان چای قندپهلوی حرم را. چایی‌ای که گاه از هزاران سخن آرامش‌بخش‌تر است و زائر را به روزهای خوش وصال پیوند می‌زند. بسیاری از زائران پس از زیارت، کنار چایخانه حضرت می‌ایستند؛ گویی می‌خواهند طعم این لحظه را برای همیشه در حافظه دلشان نگه دارند.

    اما تاسوعاست؛ روز سقای تشنه‌لب کربلا. در میان نوحه‌ها و زمزمه‌ها، نام عباس(ع) بیش از هر نام دیگری تکرار می‌شود. انگار دل‌ها در سایه گنبد رضوی، بار دیگر به کنار فرات سفر کرده‌اند:«ساقی حرم کجایی؟ تشنگی را برده‌ایم از یاد ما در صحرا بی‌پناهیم می‌رسیدی کاش به فریاد…»

    آفتاب آرام آرام از میانه آسمان عبور می‌کند و گلدسته‌های حرم همچنان بر این اجتماع جهانی عشق نظاره دارند؛ اجتماعی که در آن ایرانی و غیرایرانی، پیر و جوان، زن و مرد، همه زیر پرچم حسین(ع) و در پناه امام رضا(ع) گرد آمده‌اند تا نشان دهند عاشورا مرزی نمی‌شناسد.

    و چه زیبا بود این چهارشنبه امام رضایی؛ چهارشنبه‌ای که اشک و زیارت، نوحه و دعا، عطر چای حرم و سوز نام عباس(ع)، گنبد طلا و پرچم‌های سیاه را در کنار هم نشانده بود. چهارشنبه‌ای که در آن مشهد، بیش از هر زمان دیگری به کربلا شبیه شده بود؛ شهری که از خیابان‌های منتهی به حرم تا صحن‌های نورانی رضوی، یکصدا نام حسین(ع) را زمزمه می‌کرد و دل‌های عاشق را از پنجره فولاد تا کنار فرات می‌برد. 

    اَلسّلامُ عَلی الحُسَین وَ عَلی علی اِبن الحُسَین وَ عَلی اَولاد الحُسَین وَ عَلی اَصحاب الحُسَین

    انتهای پیام/282

     

    مقالات مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *