×
×
اخبار امروز دهکده آفتاب
  • تناقض آشکار میان ادعای دفاع از اهل سنت و کارنامه گروه‌های تروریستی

  • کد نوشته: 105930
  • ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
  • 1 بازدید
  • ۰
  • ترور مولوی یوسف گرگیج، روحانی اهل سنت در زاهدان، بار دیگر ادعای گروه‌های مسلح درباره دفاع از اهل سنت را زیر سؤال برد؛ اگر مدعی دفاع از اهل سنت هستند، چرا علمای اهل سنت را هدف قرار می‌دهند.

    تناقض آشکار میان ادعای دفاع از اهل سنت و کارنامه گروه‌های تروریستی

    خبرگزاری مهر-گروه سیاست-هادی رضائی: ترور مولوی یوسف گرگیج، روحانی اهل سنت در زاهدان، بار دیگر موضوع امنیت سیستان و بلوچستان و فعالیت گروه‌های مسلح در جنوب شرق کشور را در کانون توجه قرار داده است، حادثه‌ای که از یک سو با واکنش فرمانده کل سپاه و تأکید او بر «انتقام» همراه شد و از سوی دیگر، پرسشی قدیمی را دوباره برجسته کرد: گروه‌هایی که با ادعای دفاع از حقوق اهل سنت و مردم بلوچ دست به عملیات مسلحانه می‌زنند، چرا در عمل خودِ روحانیون، نیروهای بومی و شهروندان اهل سنت را هدف قرار می‌دهند؟

    مولوی یوسف گرگیج، از علمای اهل سنت زاهدان، در حمله افراد مسلح هدف قرار گرفت و به شهادت رسید. این حادثه در شرایطی رخ داد که سیستان و بلوچستان طی سال‌های گذشته یکی از کانون‌های فعالیت گروه‌های مسلح و عملیات تروریستی بوده و موضوع حفظ امنیت و جلوگیری از شکل‌گیری شکاف‌های قومی و مذهبی، همواره در زمره مسائل مهم این منطقه قرار داشته است.

    در پی این حادثه، سرلشکر احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با صدور پیامی خطاب به خانواده مولوی شهید یوسف گرگیج و مردم سیستان و بلوچستان، ضمن تسلیت شهادت این روحانی، ترور وی را اقدامی از سوی «تروریست‌های مزدور» دانست.

    وحیدی در این پیام با اشاره به آنچه «استیصال آمریکا و رژیم صهیونی» خواند، تصریح کرد که این ترور را نشانه شکست آنان در برابر مردم سیستان و بلوچستان می‌داند.

    فرمانده کل سپاه همچنین با تأکید بر جایگاه مولوی گرگیج به عنوان روحانی «وحدت‌آفرین»، اعلام کرد که راه او ادامه خواهد یافت و جمهوری اسلامی ایران «انتقام» این اقدام را خواهد گرفت.

    یک ترور با ابعادی فراتر از یک حادثه امنیتی

    اهمیت ترور مولوی گرگیج تنها به شهادت یک شخصیت مذهبی محدود نمی‌شود. در استانی که بخش قابل توجهی از جمعیت آن را اهل سنت تشکیل می‌دهند و مسئله وحدت میان شیعه و سنی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، هدف قرار گرفتن یک روحانی اهل سنت می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک عملیات مسلحانه داشته باشد.

    در سال‌های گذشته، گروه‌های مسلح فعال در منطقه بارها تلاش کرده‌اند اقدامات خود را با ادبیاتی همچون «دفاع از اهل سنت»، «احقاق حقوق مردم بلوچ» و «مبارزه برای مردم منطقه» توجیه کنند. با این حال، مجموعه‌ای از حوادث تروریستی، یک تناقض قابل تأمل را پیش روی افکار عمومی قرار داده است: بخشی از قربانیان همین حملات، خود از میان مردم اهل سنت و بلوچ بوده‌اند.

    این تناقض، زمانی آشکارتر می‌شود که به نمونه‌های ماه‌های اخیر نگاه کنیم.

    وقتی قربانی تروریسم، روحانی اهل سنت است

    مولوی یوسف گرگیج تنها روحانی اهل سنتی نیست که در ماه‌های اخیر هدف حمله مسلحانه قرار گرفته است. پیش از او، مولوی محمدانور ریگی، امام جمعه اهل سنت میرجاوه، نیز در حمله افراد مسلح ناشناس هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

    تکرار چنین حوادثی این پرسش را مطرح می‌کند که اگر گروهی خود را مدافع اهل سنت می‌داند، هدف قرار دادن روحانیون اهل سنت چه نسبتی با این ادعا دارد؟

    این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که بدانیم در کنار روحانیون، نیروهای بومی و شهروندان بلوچ و اهل سنت نیز در حوادث امنیتی منطقه قربانی شده‌اند.

    در یکی دیگر از حوادث گزارش‌شده، عبدالرئوف اسحاقی، از نیروهای بومی اهل سنت منطقه سرباز، در جریان یک حمله تروریستی جان خود را از دست داد. همچنین در ایرانشهر، نورالله نارویی، مأمور بلوچ و اهل سنت پلیس، پس از مجروح شدن در یک حمله مسلحانه به شهادت رسید.

    البته درباره هر یک از این حوادث باید میان وقوع حمله، هویت عاملان و انتساب سازمانی آنان تفکیک قائل شد. در برخی پرونده‌ها تحقیقات رسمی همچنان تعیین‌کننده نهایی درباره عاملان و طراحان عملیات است. اما از منظر اجتماعی، اصل ماجرا قابل تأمل است: در زنجیره ناامنی‌های منطقه، مردم محلی و به‌ویژه نیروهای بومی نیز از قربانیان خشونت هستند.

    ادعای دفاع از مردم و واقعیت میدان

    مسئله اصلی در این میان، فاصله میان شعار و عملکرد است.

    گروه‌های مسلحی که خود را مدافع حقوق یک قوم یا مذهب معرفی می‌کنند، برای اثبات ادعای خود باید در نهایت با عملکردشان سنجیده شوند؛ اینکه چه کسانی هدف عملیات آنها قرار می‌گیرند و نتیجه اقداماتشان برای جامعه‌ای که مدعی دفاع از آن هستند چیست.

    اگر یک روحانی اهل سنت ترور شود، اگر یک نیروی بومی بلوچ و اهل سنت به شهادت برسد یا اگر شهروندان عادی در نتیجه اقدامات مسلحانه جان خود را از دست بدهند، این پرسش طبیعی شکل می‌گیرد که چگونه می‌توان چنین اقداماتی را با عنوان «دفاع از اهل سنت» توضیح داد؟

    در واقع، مردم منطقه بیش از شعار به نتیجه اقدامات نگاه می‌کنند؛ امنیت یا ناامنی، امکان فعالیت اقتصادی، باز بودن مسیرهای ارتباطی، دسترسی به خدمات عمومی و مهم‌تر از همه، امنیت جان و خانواده‌هایشان.

    زیرساخت‌هایی که هدف حمله قرار می‌گیرند، متعلق به مردم هستند

    یکی دیگر از ابعاد قابل توجه فعالیت گروه‌های مسلح، حمله به زیرساخت‌ها و مراکز عمومی است.

    تأسیسات برق، مخابرات، راه‌ها، مراکز خدماتی و دیگر زیرساخت‌های عمومی، صرفاً متعلق به دولت یا یک نهاد خاص نیستند؛ این امکانات برای خدمت‌رسانی به مردم ایجاد شده‌اند و مردم سیستان و بلوچستان، اعم از شیعه و سنی، مصرف‌کنندگان اصلی این خدمات هستند.

    بنابراین، حتی اگر هدف اعلام‌شده یک عملیات، ضربه زدن به یک نهاد حکومتی باشد، پیامد آن می‌تواند مستقیماً متوجه شهروندان شود.

    قطع برق، اختلال در ارتباطات، آسیب به مسیرهای مواصلاتی یا تعطیلی مراکز خدماتی، بیش از آنکه زندگی یک مقام یا یک مسئول را مختل کند، زندگی خانواده‌هایی را تحت تأثیر قرار می‌دهد که در همان منطقه زندگی می‌کنند.

    از این منظر، حمله به زیرساخت‌های عمومی را نمی‌توان صرفاً یک اقدام نظامی یا امنیتی علیه حاکمیت دانست؛ زیرا بخش مهمی از هزینه آن را مردم عادی پرداخت می‌کنند.

    هدف قرار دادن وحدت؛ یک پیامد مهم امنیتی

    یکی از مهم‌ترین پیامدهای چنین حوادثی، خطر آسیب دیدن اعتماد عمومی و وحدت اجتماعی است.

    سیستان و بلوچستان از نظر قومی و مذهبی ساختار متنوعی دارد و هر حادثه‌ای که یک شخصیت مذهبی، قومی یا اجتماعی را هدف قرار دهد، می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری سوءبرداشت‌ها و تنش‌های جدید شود.

    به همین دلیل، واکنش مسئولان جمهوری اسلامی به ترور مولوی گرگیج صرفاً یک واکنش امنیتی نبوده است. در پیام فرمانده کل سپاه، در کنار موضوع مقابله با تروریسم، بر جایگاه این روحانی به عنوان چهره‌ای «وحدت‌آفرین» تأکید شده است.

    در واقع، این اتفاقات گواه آن است که گروه‌های تروریستی تلاش دارند با هدف قرار دادن چهره‌های مؤثر در وحدت شیعه و سنی، فضای اجتماعی منطقه را تحت تأثیر قرار دهند.

    در مقابل، تداوم فعالیت‌های تروریستی می‌تواند به ایجاد فضای ناامنی در میان همه شهروندان استان منجر شود؛ مسئله‌ای که مرزهای قومی و مذهبی را پشت سر می‌گذارد و زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

    چرا «دفاع از اهل سنت» با ترور اهل سنت جمع نمی‌شود؟

    پرسش اساسی در پرونده مولوی گرگیج همین است.

    اگر یک گروه مسلح مدعی است برای دفاع از حقوق اهل سنت فعالیت می‌کند، باید توضیح دهد که ترور یک روحانی اهل سنت چگونه در چارچوب این ادعا قابل توجیه است.

    اگر ادعای دفاع از مردم بلوچ مطرح می‌شود، باید پرسید کشته شدن نیروهای بومی بلوچ و ایجاد ناامنی در شهرها چه کمکی به زندگی مردم بلوچ می‌کند؟

    و اگر ادعای مبارزه با حاکمیت مطرح است، باید پرسید انفجار یا آسیب زدن به تأسیسات عمومی که مردم منطقه از آن استفاده می‌کنند، چه نتیجه‌ای جز تحمیل هزینه بیشتر بر شهروندان دارد؟

    این همان نقطه‌ای است که فاصله میان تبلیغات و واقعیت میدان آشکار می‌شود. شعار می‌تواند از «مردم» سخن بگوید، اما نتیجه عملیات مسلحانه را باید با تعداد قربانیان، میزان خسارت و آثار آن بر زندگی همان مردم سنجید.

    پاسخ امنیتی در انتظار عاملان ترور

    اکنون مهم‌ترین مطالبه پس از شهادت مولوی گرگیج، شناسایی دقیق عاملان، طراحان و پشتیبانان این عملیات است.

    سخنان سرلشکر وحیدی درباره «انتقام» نشان می‌دهد که فرماندهی سپاه این حادثه را در چارچوب یک پرونده امنیتی مهم ارزیابی می‌کند. با این حال، برای قضاوت دقیق درباره پشت‌پرده عملیات، باید منتظر نتایج تحقیقات و اطلاعات رسمی درباره شبکه عاملان ماند.

    در همین حال، تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که مقابله صرفاً نظامی با ناامنی، تنها یکی از ابعاد مسئله است. حفظ وحدت اجتماعی، تقویت نقش چهره‌های محلی، تأمین امنیت شهروندان و جلوگیری از تبدیل اختلافات قومی و مذهبی به شکاف اجتماعی نیز در ثبات پایدار منطقه اهمیت دارد.

    ترور مولوی یوسف گرگیج، در چنین شرایطی، یک بار دیگر این واقعیت را به رخ می‌کشد که نخستین قربانی ناامنی، خود مردم هستند؛ مردمی که گروه‌های مسلح بارها نام آنان را در بیانیه‌ها و شعارهای خود تکرار کرده‌اند.

    شاید مهم‌ترین پرسش پیش روی افکار عمومی نیز همین باشد: اگر قرار است از اهل سنت و مردم بلوچ دفاع شود، چرا در نهایت خودِ مردم اهل سنت و بلوچ باید هزینه عملیات تروریستی را بپردازند؟

    پاسخ این پرسش را باید نه در شعارها، بلکه در کارنامه عملی جریان‌های مسلح تروریست و پیامد اقدامات آنان برای مردم سیستان و بلوچستان جست‌وجو کرد.

    مقالات مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *