از اسبهای اصیل تا اسبهای آهنی؛ روایت فراری به نام مهاجرت/ مستند تازه دهقانی درباره تاثیر جنگ بر کودکان است
صادق دهقانی، کارگردان مستند «فصل فرار اسبها» با تشریح ایده شکلگیری این فیلم، آن را روایتی از مهاجرت معیشتی و زیستن در مرز میان ماندن و رفتن دانست و گفت که مستند برای تأثیرگذاری، بیش از نمایش به گفتوگو و چرخهای مؤثر برای اکران نیاز دارد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایلنا، «فصل فرارِ اسبها» ساخته صادق دهقانی، در ظاهر روایت زندگی رانندگان اینترنتیِ مهاجر از ترکمنصحرا به تهران است که برای تأمین معاش در خودروهای خود زندگی میکنند؛ اما در لایهای عمیقتر، به مسئله مهاجرت و میل انسان برای یافتن زندگی بهتر میپردازد. فیلم بدون قضاوت یا تحمیل دیدگاه، تجربه ترک خانه و امید به آیندهای بهتر را روایت میکند.
صادق دهقانی درباره شکلگیری ایده مستند «فصل فرار اسبها» اظهار کرد: به عنوان کسی که در تهران زیست میکند، در مواجهه با تاکسیهای اینترنتی، نوعی تغییر در دموگرافی رانندگان را حس میکردم؛ گویی لایهای از جامعه که تا دیروز در جغرافیای دیگری تعریف میشد، ناگهان در کالبد رانندگی شهری ادغام شده بود. این «حضور غریبه» را به وضوح حس میکردم. وقتی دوست عزیزم، بابک بهداد، این دغدغه را به گفتگو گذاشت، تبدیل به مسیری شد برای پیوند دادن دو جهان؛ ترکمنصحرا و اتوبانهای تهران. سؤال اصلی من این بود که آنها چه چیزی را در موطن خود جا گذاشتهاند که اکنون در ترافیک تهران به دنبال آن میگردند؟
وی درباره انتخاب شخصیت اصلی فیلم به نام «یاسر» و دیگر رانندگان به عنوان محور روایت فیلم بیان کرد: پارادوکس «اسب و ماشین» برای من اساسیترین لایه دراماتیک فیلم بود. قوم ترکمن میراثدار اصیل اسبسواری است، اما حالا این اسبسواران ناچار، اسبهای اصیل خود را به سودای «اسبهای آهنی» رها کردهاند؛ این یک تراژدی مدرن است. زندگی یاسر و دیگر رانندگان، اصطلاحاً یک زیست در آستانه است؛ نه اینجا هستند و نه آنجا. زندگی در خودرو، عملاً تبدیل کردن ماشین به خانهای است که هیچوقت به مقصد نمیرسد و این بیخانمانیِ در حال حرکت، قلاب اصلی روایت من بود.
کارگردان مجموعه مستند «امیدبان» درباره تغییر نگاهش به مفهوم مهاجرت در جریان ساخت فیلم گفت: نگاهم از یک مفهوم جامعهشناختی انتزاعی به یک «زخم عمیق فردی» تغییر کرد. پیش از فیلم، مهاجرت را یک کنش انتخابگرانه برای فرصتهای بهتر میدیدم، اما در طول فیلمبرداری متوجه شدم که این «فرار» است، نه مهاجرت؛ یک عقبنشینی ناگزیر در برابر فشارهای اقلیمی و معیشتی. من خودم هم سالها پیش به تهران مهاجرت کردم و هنوز گاهی درگیر مسائلی میشوم که به رفتن از تهران فکر میکنم.
این نویسنده و پژوهشگر درباره مهمترین چالش ثبت زندگی رانندگان بیان کرد: این شغل و این سبک زندگی، چیزی نیست که آنها به آن افتخار کنند. اکثرشان همه چیز را از اقوام و خانواده خود در ولایت پنهان کردهاند و ترس از اینکه این فیلم باعث بیآبروییشان شود، مهمترین چالش ما بود. از طرفی ترکمنها بسیار سخت غریبهها را به حریم خود راه میدهند. شکستن این پوسته و وارد شدن به حریم خصوصی آنها خیلی دشوار بود. من نمیخواستم از بالا نگاه کنم؛ میخواستم با آنها در آن فضای تنگ و خفه ماشین نفس بکشم. ایجاد آن فضای امن، سختترین بخش کار بود.
کارگردان مجموعه مستند «دشت ممنوعه» درباره بازخورد مخاطبان پس از نمایش فیلم توضیح داد: بازخوردها نشان داد که فیلم توانسته ناراحتیِ سازنده ایجاد کند. من دنبال تحسین نبودم، بلکه دنبال ایجاد یک سؤال اخلاقی بودم. وقتی مخاطب بعد از فیلم، نگاهش به راننده تاکسی اینترنتی عوض میشود و در آینه خودرو، به جای یک نرمافزار، انسانی با قصهای پیچیده میبیند، یعنی فیلم کارش را کرده است. در هر شکل، این فیلمی تلخ از زندگی بخشی از مردمان ایران است.
کارگردان مستند «تالان» درباره اکران فیلمهای مستند، از جمله اکران آنلاین و پاتوق مستند، گفت: فضای پاتوق و اکرانهای حضوری، مستند را از یک محصول رسانهای به یک رویداد تبدیل میکند، اما اکران آنلاین راهی است برای رسیدن به مخاطبی که در جغرافیای دور از پایتخت است. هرچند مستند در ایران هنوز با فقدان یک اکوسیستم توزیع هوشمند دستبهگریبان است، اما این پلتفرمها توانستهاند فیلم را از انزوای جشنوارهها خارج کنند.
دهقانی درباره چالشهای اکران مستند در ایران بیان کرد: چالش اصلی، سطحینگری و کمبود فضای گفتگوست. مستند اجتماعی نباید صرفاً دیده شود، بلکه باید درباره آن بحث شود. وقتی اکران صرفاً به یک نمایش گذرا تبدیل شود، تأثیر فیلم به سرعت تبخیر میشود. ما نیاز به پیوند میان اکران عمومی و مجامع کارشناسی داریم. فیلم باید تبدیل به سند مطالبهگری شود، نه فقط یک اثر هنری برای جشنوارهها. همچنین سیستم پخش داخلی برای سینمای مستند وجود ندارد و اگر چنین سیستمی با توجه به بودجههای فرهنگی سازمانها و نهادهای دولتی و خصوصی طراحی و اجرا شود، به تدریج مستند وارد چرخه صحیح نمایش خواهد شد.
کارگردان مستند «شهری برای دخترانم» درباره حمایت مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی گفت: حمایت نهادی، فراتر از بودجه، به معنای پشتوانهای برای ورود به حوزههایی است که شاید بخش خصوصی یا توان ریسک آن را ندارد یا تمایلی به نزدیک شدن به آنها ندارد. در مسیر پیش رو، حمایتهای مرکز میتواند به نمایشهای داخلی و خارجی این فیلم جان ببخشد. گرچه من و تهیهکننده کار، مهدی قربانپور، در همه زمینهها آماده همکاری هستیم تا اکران موفقی را پشت سر بگذاریم.
این مستندساز درباره پروژه جدید خود گفت: این روزها روی موضوع آسیبهای جنگ به کودکان متمرکز هستم و فیلمی را با همین مضمون فیلمبرداری کردهام که در مرحله تدوین قرار دارد.
دهقانی در پایان درباره مسیر آینده فیلمسازی خود بیان کرد: نگاه من به عنوان فیلمساز، به هر موضوعی از دریچه دغدغههای اجتماعی است. همانطور که در «تالان» به بحران آب با رویکردی اجتماعی پرداختهام، اکنون هم به جنگ از منظر دغدغههای اجتماعی نگاه میکنم. اما تمام تلاشم را میکنم که در هر فیلم، نگاه ساختاری جدیدی را تجربه کنم. بیشک این فیلم هم از نظر ساختار شبیه هیچیک از آثار قبلیام نیست و همین مسیر پرچالش است که عشق به سینمای مستند را در وجودم زنده نگه میدارد.
مستند «فصل فرار اسبها» به کارگردانی صادق دهقانی و تهیهکنندگی مهدی قربانپور با مشارکت مرکز گسترش سینمای مستند تجربی و پویانمایی تولید شده است.
۲۴۲۲۴۳

























دیدگاهتان را بنویسید