×
×
اخبار امروز دهکده آفتاب
  • تاب‌آوری ملی بدون سینما ممکن نیست

  • کد نوشته: 81905
  • ۰۹ تیر ۱۴۰۵
  • 2 بازدید
  • ۰
  • شاید در این روزها و شرایط حاکم بر کشور، به‌واسطه جنگ و بحران‌های پیش‌آمده، سخن گفتن از سینما و دغدغه‌مندی نسبت به این مقوله مهم فرهنگی و زیربنایی، کاری بسیار دشوار باشد و اساساً این سؤال مهم در ذهن بسیاری ایجاد شود که با توجه به شرایط به‌شدت نامناسب معیشتی مردم، تحریم، تورم، بیکاری و گرفتاری‌های عدیده دولت در تأمین مایحتاج اولیه مردم، سینما در اولویت چندم باید قرار گیرد و ضرورت توجه به آن در این برهه زمانی چیست؟

    تاب‌آوری ملی بدون سینما ممکن نیست

    اگرچه پاسخ به این سؤال بسیار مهم، نیازمند یک بحث کارشناسی عمیق و آسیب‌شناسی لازم در این راستاست، اما نباید از این نکته غافل ماند که انسانِ چندبعدی، همان‌گونه که نیازمند تأمین نیازهای جسمی خود است، برآوردن نیازهای روحی، روانی و فکری او را نیز نمی‌توان از وی دریغ کرد. چه‌بسا بسیاری از عارضه‌ها و تنش‌های جسمی و فیزیکی در بدن انسان، نشأت‌گرفته از ناکامی‌های روحی، روانی و ذهنی باشد که چون همانند حس گرسنگی و تشنگی در بدن بیدار نمی‌شود، متأسفانه مورد غفلت قرار می‌گیرد.

    توجه به اولویت سینما در بحران، نخست مستلزم عبور از نگاه خطی و تک‌بعدی به اولویت‌بندی است. در مدیریت بحران، با دو دسته نیاز مواجه هستیم: نیازهای بقا (مانند خوراک، پوشاک و امنیت فیزیکی) و نیازهای تاب‌آوری (مانند امید، همبستگی و معنا). اگر نیازهای بقا را سخت‌افزار حیات جمعی بدانیم، نیازهای تاب‌آوری، نرم‌افزار آن هستند که کارایی این سخت‌افزار را تعیین می‌کنند. سینما در شرایط کنونی، نه یک کالای لوکس، بلکه زیرساختِ تاب‌آوری جمعی محسوب می‌شود.

    توجه داشته باشیم که جامعه امروز ایران، به‌ویژه پس از گذراندن دوران پراسترس جنگ، بیش از هر چیز نیازمند یک تراپی بزرگ در تمامی ابعاد ذهنی، روحی و روانی است و در این مسیر، قطعاً زبان سینما و جادوی تصویر می‌تواند نقشی به‌شدت کلیدی و اثرگذار ایفا کند.

    دوران پساجنگ، جامعه‌ای را تحویل می‌دهد که سرمایه اجتماعی‌اش تحلیل رفته است؛ اعتماد افقی بین شهروندان و اعتماد عمودی به نهادها دچار خدشه می‌شود. سینمای کیفی، با نمایش زیستِ دیگری، می‌تواند دیوارهای ذهنی را فرو بریزد و همدلی را احیا کند. در چنین فضایی، سینما به مثابه یک جلسه گروه‌درمانی عمل می‌کند که در آن، تماشاگران غریبه، در یک اتاق تاریک، هم‌زمان می‌خندند، می‌گریند و به یک حقیقت مشترک می‌رسند. این «تجربه اشتراکی»، امروز بیش از هر داروی آرام‌بخشی، برای التیام شکاف‌های روانی ناشی از ناامنی ذهنی افراد جامعه، بسیار ضروری است.

    جامعه‌شناسی روان‌کاوانه بر این نکته تأکید دارد که تروما، زمانی تخریب‌گر می‌شود که فاقد روایت و شاهد باشد. جنگ و تحریم، مجموعه‌ای از آسیب‌های پراکنده و بی‌نام‌ونشان را بر ذهنیت جمعی وارد می‌کند و سینما، با زبان استعاره، نماد و پیرنگ، این آشفتگی‌های بی‌صورت را به یک «داستان قابل درک» تبدیل می‌کند. مخاطب در سالن تاریک سینما، نه‌تنها از واقعیت خشن بیرون نمی‌گریزد، بلکه امکان مواجهه‌ای ایمن با هراس‌های درونی خود را پیدا می‌کند و از شدت علائم استرس پس از سانحه در سطح جمعی می‌کاهد.

    و اما نکته قابل تأمل دیگر در شرایط امروز جامعه و ضرورت توجه به مقوله سینما را می‌توان از منظر اقتصادی نیز مورد بررسی قرار داد.

    نگاه تک‌بعدی به سینما، ما را از کارکرد صنعتی آن غافل می‌کند. اگر سینما را به‌عنوان یک صنعت فرهنگی زنجیره‌ای بدانیم که ده‌ها رشته تخصصی، از نویسندگی و بازیگری گرفته تا تصویربرداری، گریم و سایر عوامل فنی را درگیر می‌کند، در شرایط بیکاری گسترده، سرمایه‌گذاری هوشمندانه در سینما، حتی با بودجه‌های محدود و حمایت از فیلم‌های کم‌هزینه و مستقل، می‌تواند به رونق کسب‌وکار بخشی از افراد جامعه کمک کند. لذا گرفتاری دولت در تأمین معیشت، نه‌تنها نباید به تعطیلی سینما بینجامد، بلکه ضرورت تولید فرهنگی بومی و کم‌هزینه را دوچندان می‌کند.

    در پایان، توجه به این نکته را ضروری می‌دانم که دولتمردان و برنامه‌ریزان فرهنگی، اگر امروز از سینما به‌عنوان یک هزینه جانبی چشم بپوشند، فردا ناچار خواهند بود هزینه‌های گزاف‌تری را برای درمان افسردگی جمعی، خشونت‌های خاموش و فروپاشی‌های روانی بپردازند.

    *دبیر بخش فیلم و هنرهای نمایشی وزارت آموزش و پرورش

    5959

    مقالات مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *