روایت دو دختر از کابوس کودکآزاری در سنندج/پشت درهای بسته چه گذشت؟
سنندج این روزها در شوک پروندهای است که بار دیگر زخم عمیق کودکآزاری را آشکار کرد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از سنندج، سالهاست کارشناسان اجتماعی هشدار میدهند بسیاری از خشونتهایی که علیه کودکان رخ میدهد، پشت دیوارهای خانهها پنهان میماند؛ جایی که نه دوربینها حضور دارند و نه نظارت مؤثری بر وضعیت کودکان اعمال میشود.
در بسیاری از موارد، همسایهها آخرین حلقه نجات کودکانی هستند که صدایشان به جایی نمیرسد. کودکانی که شاید ماهها خشونت را تحمل میکنند اما کسی از رنج آنان باخبر نمیشود.
حادثه اخیر سنندج نیز از همین جنس است؛ روایتی تلخ از کودکانی که در سکوت رنج کشیدند و تنها حساسیت شهروندان و ورود بهموقع نهادهای مسئول، آنان را از شرایطی بحرانی خارج کرد.
این پرونده تنها یک خبر تلخ نیست؛ زنگ خطری برای همه دستگاههای مسئول در حوزه حمایت از کودکان است؛ از نهادهای حمایتی گرفته تا دستگاههای فرهنگی، آموزشی و قضایی.
آنچه در یکی از محلات سنندج رخ داده، امروز به مطالبهای عمومی تبدیل شده است؛ مطالبهای برای حمایت مؤثرتر از کودکانی که گاه حتی در نزدیکترین محیط زندگی خود نیز امنیت ندارند.
فریادهایی که همسایهها را نگران کرد
ماجرا از گزارشهای مردمی آغاز شد. ساکنان یکی از محلات شهر سنندج پس از مشاهده نشانههایی نگرانکننده و شنیدن صداهایی که احتمال وقوع کودکآزاری را تقویت میکرد، موضوع را به اورژانس اجتماعی 123 اطلاع دادند.
در پی این گزارشها، تیم تخصصی اورژانس اجتماعی بهزیستی استان کردستان به همراه نیروهای انتظامی در محل حاضر شدند تا ابعاد ماجرا را بررسی کنند.
اما ورود به ساختمان به سادگی ممکن نبود. درهای خانه بسته بود و دسترسی به فضای داخلی امکانپذیر نبود. شرایطی که نگرانی نیروهای امدادی و اجتماعی را بیش از پیش افزایش داد.
ورود با حکم قضایی؛ کشف واقعیتی تلخ
پس از هماهنگیهای قانونی و اخذ مجوز قضایی، نیروهای حاضر موفق شدند وارد ساختمان شوند.
آنچه در داخل خانه مشاهده شد، یکی از تلخترین صحنههایی بود که کارشناسان اجتماعی با آن مواجه شدند.
دو دختر خردسال در فضای سرویس بهداشتی ساختمان پیدا شدند؛ کودکانی که بنا بر اعلام مسئولان بهزیستی، آثار آشکار ضرب و جرح و آسیبهای جسمی بر بدن آنان مشاهده میشد.
بررسیهای اولیه حکایت از جراحات متعدد در بخشهای مختلف بدن، سر، صورت و پاهای این کودکان داشت؛ وضعیتی که نیاز به مداخله فوری درمانی را اجتنابناپذیر کرده بود.
انتقال فوری به بیمارستان
پس از نجات این دو کودک، اقدامات اولیه حمایتی و درمانی آغاز شد.
هر دو دختر برای دریافت خدمات پزشکی به بیمارستان منتقل شدند تا تحت مراقبتهای تخصصی قرار گیرند.
براساس اعلام مدیرکل بهزیستی کردستان به تسنیم، یکی از کودکان همچنان تحت درمان قرار دارد و کودک دیگر پس از ترخیص در مراکز حمایتی بهزیستی اسکان داده شده است.
کارشناسان اجتماعی نیز روند حمایتهای روانی، اجتماعی و توانبخشی این دو کودک را آغاز کردهاند؛ فرآیندی که احتمالاً ماهها ادامه خواهد داشت.
پروندهای فراتر از یک خانواده
پرونده اخیر تنها به وضعیت جسمی دو کودک محدود نمیشود.
کارشناسان حوزه آسیبهای اجتماعی معتقدند هر مورد کودکآزاری، نشانه وجود خلأهایی در نظام پیشگیری، آموزش خانواده و شناسایی بهموقع آسیبهاست.
اگرچه ورود سریع مردم، اورژانس اجتماعی، نیروی انتظامی و دستگاه قضایی در این پرونده مانع از تداوم شرایط خطرناک شد، اما پرسش اصلی همچنان باقی است؛ چرا باید وضعیت یک کودک به مرحله بحران برسد تا جامعه متوجه رنج او شود؟
نقش تعیینکننده شهروندان در نجات جان کودکان
شاید مهمترین بخش این ماجرا، نقش حساسیت اجتماعی شهروندانی باشد که نسبت به نشانههای غیرعادی بیتفاوت نماندند. تجربههای مشابه نشان داده است بسیاری از کودکان قربانی خشونت، تنها زمانی نجات پیدا میکنند که اطرافیان موضوع را گزارش دهند.
اورژانس اجتماعی 123 نیز یکی از مهمترین مسیرهای قانونی برای اعلام موارد کودکآزاری، همسرآزاری و سایر آسیبهای اجتماعی است؛ ظرفیتی که هنوز بسیاری از شهروندان از اهمیت آن آگاهی کافی ندارند.
سنندج منتظر پاسخهای روشن
اکنون پرونده در مراجع قضایی در حال بررسی است و گزارشهای تخصصی بهزیستی نیز به دستگاه قضایی ارائه شده است. بررسی وضعیت پدر و نامادری این کودکان، ابعاد روانشناختی پرونده و میزان مسئولیت افراد دخیل، موضوعاتی است که در روند رسیدگی مشخص خواهد شد.
اما فراتر از نتیجه این پرونده، جامعه منتظر پاسخ به یک پرسش مهم است؛ چه سازوکارهایی باید تقویت شود تا هیچ کودکی در پشت درهای بسته خانهها قربانی خشونت نشود؟
بر اساس این گزارش؛ حادثه تلخ سنندج بار دیگر نشان داد کودکآزاری یک مسئله فردی و خانوادگی نیست؛ بلکه موضوعی اجتماعی است که همه نهادها و شهروندان در قبال آن مسئولیت دارند.
ورود بهموقع اورژانس اجتماعی، همکاری مردم، حمایت دستگاه قضایی و اقدامات درمانی انجامشده، نقطه روشن این پرونده است؛ اما این پایان ماجرا نیست. انتظار افکار عمومی از دستگاه قضایی، سازمان بهزیستی، آموزش و پرورش و سایر نهادهای مسئول آن است که ضمن رسیدگی قاطع به این پرونده، سازوکارهای شناسایی زودهنگام کودکان در معرض خطر را تقویت کنند.
نجات این دو دختر، یک موفقیت انسانی است؛ اما موفقیت واقعی زمانی رقم میخورد که دیگر هیچ کودکی در کردستان و ایران، برای شنیده شدن صدایش ناچار به فریاد کشیدن از پشت درهای بسته نباشد.
انتهای پیام/481



















دیدگاهتان را بنویسید