×
×
اخبار امروز دهکده آفتاب
  • افسانه آب‌ در زاگرس/ تناقض تغییرات اقلیمی ‌لرستان!

  • کد نوشته: 68148
  • ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
  • 1 بازدید
  • ۰
  • لرستان هم طغیان آب را دیده و هم عقب‌نشینی آن را، اما آنچه حالا آشکار شده برهم‌خوردن توازن دیرپای آب و خاک است.

    افسانه آب‌ در زاگرس/ تناقض تغییرات اقلیمی ‌لرستان!
    استانها

    خبرگزاری تسنیم ـ لرستان: در لرستان، آن‌جا که تبار کوه‌ها به سپیدی برف گره می‌خورد و تن دره‌ها به سبزینه‌ نور، آب، تبارنامه‌ زمین است. از همان نخستین لحظه‌هایی که دست‌های انسان در دشت‌های فیروزآباد و بام لر به خاک نشستند، آب همان نخستین معجزه‌ای بود که بر این خاک خفت.

    در لرستان، آب فقط از کوه پایین نمی‌آید؛ از حافظه پایین می‌آید. از هزاران سال زیستن در شکاف سنگ‌ها، از کوچ ایل‌ها در امتداد رودها، از دعای پیرزنانی که در خشک‌سالی، کاسه‌های مسی را زیر آسمان می‌گذاشتند تا شاید ابر، دلش به صدای تهی فلز بسوزد و ببارد.

    در لرستان، هیچ واژه‌ای بی‌اجازه‌ خاک و بی‌رضایت آب معنا نمی‌شود. نام روستاها، دره‌ها، چشمه‌ها و حتی افسانه‌ها با رود، کوه، چم، و سراب آغاز می‌شوند یا پایان می‌گیرند. در هر نام، در هر نفس، پژواکی از آب هست و نشانِ خاک.

    در هزاران سال زیست در این سرزمین، لرها آموختند که چگونه با آب سخن بگویند، چگونه خاک را آرام کنند و چگونه در تلاقی این دو زندگی بیافرینند. سنت‌های آبیاری مانند گاویاری، تقسیم دقیق زمان آب، واگذاری نوبت‌ها، دعاهای باران‌خواهی و آیین‌های آیینه‌گردانی روایت پیوندی‌اند که صرفاً طبیعی نیست؛ روحانی‌ست، آیینی‌ست، و بومی‌ست.

    بزرگان ده، کلیدداران آب بودند. کلامشان حکمِ جریان بود و آگاهی‌شان نقشه‌ زیستن. اگر سالی کم‌باران می‌گذشت دل مردم و زمین ترک می‌خورد. آنان در شب‌های تیرماه زیر نور ماه گرد می‌آمدند و از خاطره‌ رودهایی می‌گفتند که دیگر تنها در خواب جاری بودند. آب در لرستان خاطره دارد و خاک، حافظه و ساختار فهم جهان است.

    نظام مسائل استان لرستان , استان لرستان , اخبار استان لرستان , بحران آب ,

    رودها؛ شخصیت اقلیم

    مردمی که قرن‌ها میان شیب کوه، خشونت زمستان، کوچ اجباری و دیمزارهای ناپایدار زیسته‌اند، آب را مثل موجودی زنده شناخته‌اند؛ موجودی که می‌آید، قهر می‌کند، برکت می‌دهد، می‌خشکد، می‌بخشد و گاه انتقام می‌گیرد.

    آب در لرستان، مسیر کوچ را نیز تعیین می‌کرد. ایل‌ها از جایی به جایی دیگر نمی‌رفتند مگر آن‌که آب باشد. چادرها کنار رود بالا می‌رفتند، دام‌ها در امتداد چشمه حرکت می‌کردند و حتی زمان حرکت ایل با وضعیت بارش تنظیم می‌شد. در سال‌های خشک، کوچ زودتر آغاز می‌شد و در سال‌های پرباران، مرتع دیرتر رها. تقویم واقعی عشایر در جریان آب نوشته می‌شد.

    کشکان، سیمره، تیره و خرم‌رود، هرکدام بخشی از شخصیت اقلیم‌اند. نسل‌ها کنار این رودها عاشق شدند، عزاداری کردند، آسیاب ساختند، گندم شستند و مردگانشان را بدرقه کردند.

    بسیاری از سالمندان لرستان، هنگام تعریف کودکی‌شان، نخست از آب حرف می‌زنند. از رودهایی که صدا داشتند و از زمستان‌هایی که برف تا زانوی اسب می‌رسید. حافظه‌ مردم، پیش از نمودارهای هواشناسی، متوجه شکستن نظم آب شده بود.

    هر چشمه نیز نه‌فقط نقطه‌ای جغرافیایی که قبله‌ای و مزارِ آیین بودند. از آتشکده‌ها تا امامزاده‌ها، پیوند آب با امر مقدس، همواره برقرار بوده‌است. مردم این دیار برای باران به حضرت عباس متوسل می‌شدند، به چشمه‌ها دخیل می‌بستند، و آیین‌ها را برای بار آوردن آسمان اجرا می‌کردند.

    نظام مسائل استان لرستان , استان لرستان , اخبار استان لرستان , بحران آب ,

    جغرافیای مقدس

    درختان کنار چشمه‌ها هرگز بریده نمی‌شدند، زیرا هر درخت، نگهبان آب بود. حتی زمانی که کشاورزی کم، دامداری سخت یا سفره‌ها تهی می‌شد، مردم لرستان نخست به سراغ آب می‌رفتند؛ آیا هنوز می‌جوشد؟ این پرسش‌ فقط برای ادامه‌ زندگی نبود، برای ادامه‌ معنا بود.

    آب در اینجا که کوه‌ها و رودها در آغوش یکدیگر زاده می‌شوند، ساختار فهم جهان است. آب و خاک هم یک روح در دو پیکرند؛ هم‌سرنوشت، هم‌سرود، هم‌درد. از زاگرس، جایی که سنگ هنوز بوی خلقت می‌دهد، رگ‌های زلالی بیرون می‌جوشند که نامشان کشکان است، سیمره است، کاکارضا، چم‌زکریا، تیره و خرم‌رود.

    در لرستان خاک زهدانی‌ست مقدس. نازا نمی‌ماند، اگر آب بیاید. آب، روح این زهدان است. بدون او، لرستان، دلی‌ست تپنده اما خسته. هرگاه آب جاری می‌شود، خاک آواز می‌خواند. صدای گندم است و جو، صدای شخم‌زدن است و آفتاب، صدای مادران عشایر که خمیر می‌زنند، با خنده‌هایی که از چشمه‌ها برگرفته‌اند.

    این پیوند، تنها زیستی نیست؛ آیینی‌ست. آیین نذر آب، نماز باران، جشن شُکر و دعا در دشت. حتی کودکان لرستانی هم در بازی‌های خود، از چشمه و جوی می‌گویند. پیوندی‌ست که از واژگان محلی تا معماری خانه‌ها، از آواز چوپان تا رنگ قالی، امتداد دارد.

    لرستان خانه‌ آشتی‌ناپذیرِ کوه و دره، از آغاز پیدایشش تاکنون با رودی جاری در جان و خاکی در بستر زیسته است. خاک لرستان خاکی جوان و پرشور است؛ از دل فرسایش‌های آهکی و رسوب‌های پرفراز زاگرس، خاکی سرخ‌مائل، درشت‌دانه و گاه سنگلاخ، پدید آمده که جز با دست‌های پیوسته‌ی آب، نرم نمی‌شود.

    نظام مسائل استان لرستان , استان لرستان , اخبار استان لرستان , بحران آب ,

    آب؛ تبارنامهٔ زاگرس

    این خاک، خاک رمیده‌ کوه است، نه خاک مسطحِ دشت‌های جنوب. او همچون پیکری رنج‌کشیده، بر شیب‌های تند گسترده شده، از بام بلند اشترانکوه تا بستر پنهان چم‌زکریا.

    آب برای این خاک، تنها مایه‌ زایش نیست؛ شرط ادامه‌ هستی است. در لرستان، باران نزول آسمانی نیست، بلکه نَفَس دوم زمین است. هر قطره‌ بارانی که از ابرهای سنگین فرو می‌چکد، فرصتی ا‌ست برای زنده‌ماندن ریشه‌ای در اعماق خاک، جانی برای دامی در آغل، یا رمقی برای لب‌هایی خشکیده در بامدادی بی‌باران.

    در اینجا آب و خاک هم‌خانه‌ دیرینه‌اند. یکی در جریان، دیگری در قرار. یکی می‌دود، یکی می‌زاید. آن‌جا که کوه‌ها سینه گشوده‌اند و دره‌ها تن به ژرفای زمان داده‌اند، آب و خاک پیوندی ناگسستنی دارند؛ چون دو رگ از یک تن، چون خون و پوست.

    در این اقلیم، خاک تنها بستری برای رویش نیست؛ حافظه‌ هزاران ساله‌ زیست‌جهان است و آب تنها مایه‌ حیات نیست؛ خودِ حیات است، در چهره‌ رود، باران، شبنم و مه.

    بارش سالانه لرستان، در دهه‌های گذشته، میانگین بالاتر از 500 میلی‌متر داشته؛ در برخی مناطق چون شول‌آباد، به بیش از 700 میلی‌متر نیز رسیده. اما راز حیات این دیار در چگونگی باریدن است، نه در مقدار. چشمه‌های فصلی و دائمی، از شکستگی‌های آهکی و گسل‌‌های زاگرس بیرون می‌جوشند و رودها را شکل می‌دهند.

    نظام مسائل استان لرستان , استان لرستان , اخبار استان لرستان , بحران آب ,

    وقتی آب می‌رود، خاک گورستان می‌شود

    اما اکنون این پیوند آسمانی آسیب دیده‌است. با تغییرات اقلیمی، مدیریت نامناسب منابع، پروژه‌های ناتمام و سیاست‌های توسعه‌زُدا، رگ‌های آبی لرستان خشکانده شده‌اند. خاک ترک برداشته، کوه‌ها تشنه‌اند و آیین‌ها کم‌فروغ. هر سال آمارها از کاهش بارش می‌گویند؛ اما پیش از آمار، مردم با چشم خود خشکی رودها، نابودی باغ‌ها، و کوچ را نظاره می‌کنند.

    برای مردم هم‌زیسته با آب ترک‌های خاک، تنها شکاف‌های زمین نیستند؛ خطوط غم‌اند که میان خاطره و اکنون کشیده می‌شوند. بدون آب، خاک دیگر توان ایستادگی ندارد؛ فرسایش، مهاجرت خاک، ریزگردها و بی‌رمقی گیاه نشانه‌های اندوه این سرزمین‌اند. در برخی مناطق تحلیل شدید پوشش گیاهی، فرسایش بادی را به بحران کشانده و خاک از ریشه جدا شده‌است.

    سال 1400 آغاز آشکار دوره‌ای تازه بود. بارندگی‌ها نسبت به میانگین بلندمدت کاهش پیدا کرد و نخستین نشانه‌های بحران، در مزارع دیم نمایان شد. گندم‌زارهایی که باید در اواخر زمستان سبز می‌شدند، در بسیاری نقاط کم‌پشت ماندند. کشاورزان از همان ابتدا فهمیدند که مسئله، فقط یک سال کم‌بارش نیست. خاک، رطوبت همیشگی‌اش را از دست می‌داد و چشمه‌ها لاغر و کم‌جان شدند.

    در آن سال، بسیاری از کشاورزان هنوز امیدوار بودند که چرخه‌ اقلیم به وضعیت عادی بازگردد. اما سال بعد، امیدها شکننده‌تر شد. 1401، خشک‌سالی دیگر یک حادثه‌ موقت نبود؛ به روندی مداوم تبدیل شد.

    کاهش 36 درصدی بارندگی لرستان در سال زراعی 1401-1400 نسبت به آمار بلندمدت در حالی رخ داد که 9 هزار کیلومتر رودخانه و مسیل دائمی و غیردائمی در این استان وجود دارد.

    نظام مسائل استان لرستان , استان لرستان , اخبار استان لرستان , بحران آب ,

    بلوط؛ روح کوهستان

    در آن سال بارش‌ها در بسیاری مناطق نامنظم و ناکافی بودند. در دشت‌های کوهدشت، رومشکان، نورآباد و بخش‌هایی از پلدختر، خاک زودتر از معمول خشک شد. پوشش گیاهی مراتع کاهش یافت و دامداران ناچار شدند علوفه را با قیمت‌های سنگین‌تری تهیه کنند.

    وقتی چند سال پیاپی بارش کمتر از حد طبیعی باشد، حتی بارندگی‌های مقطعی هم نمی‌توانند به‌سادگی شرایط را ترمیم کنند. آبخوان‌ها زمان می‌خواهند. خاک زمان می‌خواهد. بلوط‌ها زمان می‌خواهند.

    در لرستان بلوط فقط یک درخت نیست؛ بخشی از روح کوهستان است. سایه‌ بلوط، بخشی از زندگی عشایر و روستاییان بوده. هیزم، خوراک دام، پناه، و حتی حافظه‌ جمعی مردم به این جنگل‌ها وابسته بوده‌است. وقتی بلوط خشک می‌شود، فقط یک پوشش گیاهی از بین نمی‌رود؛ بخشی از توازن اقلیم و فرهنگ هم فرو می‌ریزد.

    سال 1402، نشانه‌های بحران در منابع آب زیرزمینی آشکارتر شد. افت سطح آبخوان‌ها در برخی مناطق، نگرانی‌ها را جدی‌تر کرد. چاه‌هایی که پیش‌تر با عمق کمتر به آب می‌رسیدند، دیگر پاسخ‌گو نبودند. میانگین بارش به کاهش 39درصدی نسبت به بلندمدت رسید. در برخی روستاها، تأمین آب شرب دشوارتر شد و تانکرهای سیار وارد چرخه‌ روزمره‌ زندگی شدند. در بعضی نقاط، مسئله دیگر فقط کشاورزی نبود؛ مسئله‌ ماندن بود.

    در 1403، لرستان وارد یکی از دشوارترین مراحل این دوره شد. بارش‌ها در بسیاری نقاط کمتر از انتظار بود و نسبت به دوره بلندمدت 40 درصد کاهش یافت. باران‌ها دیگر مثل گذشته نمی‌باریدند؛ زمان‌بندی‌شان تغییر کرده بود، پراکندگی‌شان نامتوازن‌تر شده بود و بارش‌های سیلابی جای بارش‌های آرام و نفوذکننده را گرفته بودند.

    نظام مسائل استان لرستان , استان لرستان , اخبار استان لرستان , بحران آب ,

    صدای شکستن آب

    در همین سال‌ها، تناقض بزرگ لرستان بیش از همیشه آشکار شد؛ استانی که در حافظه‌ عمومی ایران، سرزمینی پرآب شناخته می‌شود، با کم‌آبی دست‌وپنجه نرم می‌کرد. لرستان هنوز رودخانه دارد، هنوز بارندگی‌اش از بسیاری مناطق کشور بیشتر است، اما مسئله اینجاست که تغییر اقلیم و ضعف زیرساخت‌های ذخیره و مدیریت آب، این مزیت طبیعی را شکننده کرده‌اند.

    سپس 1404 از راه رسید و خشک‌سالی قرن. کاهش شدید بارش، افت دبی رودخانه‌ها، فشار بر کشاورزی و دامداری، و گسترش تنش آبی در برخی مناطق، تصویر تیره‌ای از وضعیت ساخت. در برخی نقاط، رودخانه‌ها به بسترهایی خشک و سنگی تبدیل شدند. خاک ترک خورد و چشمه‌ها کم‌جان شدند.

    دمای هوا در بسیاری از نقاط بیش از 40 درجه ثبت شد. متوسط بارش در مهرماه سال آبی 1405-1404 بدون بارندگی و نسبت به متوسط  دوره آماری صددرصد کاهش یافت. رود کشکان در چندین بازه کاملاً خشکید و سطح آب‌های زیرزمینی در اکثر دشت‌ها به پایین‌ترین حد خود رسید.

    در شهرستان‌هایی چون پلدختر، کوهدشت، و رومشکان، چاه‌ها یکی پس از دیگری از مدار خارج شدند. کشاورزی دیم تقریباً نابود شد؛ دامداران یا دام خود را فروختند یا کوچ کردند.

    خشک‌سالی 1404 لرستان را از درون ‌تکاند. در بسیاری از روستاها، سطح آب‌های زیرزمینی به پایین‌ترین حد ممکن رسید و دبی رودخانه‌ها تا 70 درصد کاهش یافت. در برخی نقاط، مانند بخش‌هایی از حوزه‌ کشکان، حتی بستر رود خشک و ترک‌خورده دیده می‌شد. برخی چاه‌ها به کلی از آب تهی شدند.

    نظام مسائل استان لرستان , استان لرستان , اخبار استان لرستان , بحران آب ,

    مرثیه‌ای برای رودهای زاگرس

    در میانه‌ چین‌خوردگی‌های باستانی زاگرس، هرچیز ریشه در آب دارد؛ معماری سنگی روستاها، زایش دام‌ها، کوچ‌های فصلی، و حتی جشن‌های سالانه. آب، جان روایت بوده‌‌است. اما 1404، سالی بود که روایتِ زمین، خالی از آب، خالی از زندگی، و خالی از حافظه شد.

    افت بارندگی 42 درصدی نسبت به میانگین بلندمدت، اعلام ورشکستگی آبی نبود؛ اعلان فوت یک پیوند هزارساله بود. رودخانه‌هایی که زمانی پیکره‌ اقلیم کشور را سیراب می‌کردند، چون رگ‌های بسته در بستر خاک ماندند.

    متوسط دبی رودخانه‌های لرستان در مرداد 1404 حدود 0.4 مترمکعب بر ثانیه بوده‌است، درحالی‌که در مرداد 1403 این رقم 1.3 مترمکعب بر ثانیه گزارش شده بود.

    این آمار از کاهش 66 درصدی نسبت به سال گذشته و حدود 81 درصد کاهش نسبت به میانگین بلندمدت مرداد حکایت داشت. از سال 1400 خزان آب آغاز شد و در 1404، به پژمردگی کامل رسید.

    آن سال دروازه‌های باران بسته شدند، لرستان در دالان بی‌پایان خشک‌سالی‌اش گرفتار شد. آب که زمانی از کوه تا دشت جاری بود باید مدیریت می‌شد؛ نه در سطح سدها یا رودخانه‌ها، بلکه با قطع برق چاه‌های کشاورزی، نوبت‌بندی پمپاژ، خواهش و هشدار به کشاورزان پایین‌دست که از اندک باقی‌مانده چشم‌پوشی کنند.

    نظام مسائل استان لرستان , استان لرستان , اخبار استان لرستان , بحران آب ,

    برنج: گیاه غریبه در اقلیم آشنا

    بارندگی کم، تنها یک ضلع خشک‌سالی است. ضلع دیگر، افزایش دمای میانگین است، که باعث تبخیر پیش‌ازهنگامِ برف‌ها شد. دیگر بارش‌ها منظم نیستند؛ به‌جایش رگبارهایی تند و ویران‌گر می‌بارند، که به‌جای نفوذ، فرسایش می‌آورند.

    برف‌ها، دیگر سپید نمی‌مانند؛ نه روی کوه‌ها، نه در حافظه زمین. بافت نفوذپذیر کوهستان، فرصت جذب ندارد. خاک داغ است، هوا داغ‌تر، و باد، حامل غبارِ تلخ است.

    در گذشته، مردم لرستان در تابستان‌های گرم، چشم به قنات‌ها و چشمه‌ها می‌دوختند. اما آن‌چه زیر پا خالی شده، حتی دیگر آب‌های سطحی نیست؛ بلکه اعماق است. سطح ایستابی منابع زیرزمینی در حال کاهش است. چاه‌ها خشک می‌شوند، و قنات‌ها به ته می‌رسند.

    یکی از نشانه‌های فروپاشی، رفتار متناقض انسان است. تا 10 سال پیش، کشت برنج در لرستان امری غریبه بود. اما حالا برنج به‌وفور کاشته می‌شود. زمین‌هایی که باید حفظ می‌شدند، به شالیزارهای پُرمصرف بدل شده‌اند.

    با آنکه شورای حفاظت از منابع آب، کشت برنج را ممنوع اعلام کرده، کنترل اجرایی دشوار است. فرهنگ کشاورزی با اقلیم خشک همگام نیست. آب کمیاب‌تر می‌شود، اما تقاضا همچنان بالاست.

    نظام مسائل استان لرستان , استان لرستان , اخبار استان لرستان , بحران آب ,

    فصل احتضار خاک

    لرستان، این سرزمینِ رودیافته، کوه‌زاده، و خاک‌آویخته، در میانه‌ی این سال، صحنه‌ای از فروبستگی بی‌سابقه‌ آب و خاک را به خود دید. اگر در گذشته از خشک‌سالی سخن می‌رفت، آن سال فقط فصل بی‌باران نبود، بلکه فصل احتضار خاک شد. آن‌چه رخ داد، نه افت‌وخیز معمولی طبیعت، بلکه تحولی شبیه به فروپاشی پیوندهای اکولوژیکی دیرپای یک زیست‌بوم باستانی بود.

    هشدارهای سطح نارنجی و قرمز هواشناسی از همان روزهای نخست فروردین منتشر شدند. سازمان هواشناسی کشور از استقرار توده‌ هوای گرم در منطقه خبر داد. دمای هوا به‌شکلی کم‌سابقه در کوهدشت، پلدختر، رومشکان و جنوب خرم‌آباد، از مرز 41 درجه گذشت. این گرمای پیوسته که با تابش مستقیم و نبود ابر همراه بود، خاک را چون تابه‌ای داغ کرد. پوشش گیاهی اندک باقی‌مانده، یا در آتش سوخت، یا در عطش زرد شد.

    خسارت خشک‌سالی 1404، فراتر از اقتصاد و زیست کشاورزان رفت. جنگل‌های زاگرس تا 28 مهر در 101 مورد دچار آتش‌سوزی شدند  و704  هکتار از جنگل‌ها و مراتع سوخت. درختان بلوط زیر آفتاب سوزان و خاکِ بی‌رمق، مقاومتشان شکست. جانداران کوچک، از روباه تا خارپشت، از زیست‌بوم گریختند یا جان دادند. صدای پرندگان کم‌تر شد و شب، بی‌سایه‌ جغد و آواز، غریب ماند.

    در آغاز بهار 1404، کشاورزان در کوهدشت، دلفان، نورآباد و پلدختر، با چشم به آسمان، بذر در خاک ریختند. اما زمین، پیش از آن‌که سبز شود، تشنه ماند.

    سامانه‌های بارشی یکی پس از دیگری از مرزهای زاگرس گذشتند بی‌آن‌که رطوبت جدی بر جا بگذارند. چشمه‌ای که همیشه جاری بود، ناگهان کم‌جان شد. زن روستایی، دبه‌ خالی را دوباره تا خانه برگرداند.

    نظام مسائل استان لرستان , استان لرستان , اخبار استان لرستان , بحران آب ,

    رود کم‌آب و نان کم

    در لرستان خشک‌سالی همیشه فقط کمبود آب نیست؛ تغییر زندگی است. وقتی رود کم‌آب می‌شود، نان هم کم می‌شود. وقتی باران دیر می‌آید، کوچ عشایر به‌هم می‌ریزد. وقتی بلوط خشک می‌شود، خاک از کوه جدا می‌شود. وقتی خاک جدا شود، دیگر فقط فرسایش رخ نمی‌دهد؛ بخشی از روح سرزمین فرو می‌ریزد.

    کشکان، رودی که سیل 1398 خانه‌ها را با خود برده بود در برخی مقاطع به رگه‌ای کم‌جان بدل شد. مردم پلدختر، که پنج سال پیش از هجوم آب فرار می‌کردند، این‌بار در بستر خشک همان رود قدم زدند. تناقض هولناکی بود؛ سرزمینی که زمانی از شدت آب ویران می‌شد، از نبود آب فرو می‌پاشید.

    در کوهدشت، زمین زودتر از همیشه ترک برداشت. دیمزارها سبز نشدند. بسیاری از کشاورزان، پیش از رسیدن تابستان فهمیدند که محصولی در کار نیست. بذر در خاک مانده بود، اما خاک، رمقی برای رویاندن نداشت. کشاورزی دیم زیر فشار خشکسالی خم شد. خوشه‌ها کوتاه ماندند، ساقه‌ها لاغر شدند، و گندم، به‌جای طلایی‌شدن، خاکستری شد.

    اما شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا، تغییر رابطه‌ مردم با طبیعت بود. نسل‌های قدیم، آب را حرمت می‌گذاشتند؛ چشمه را مقدس می‌دانستند، رود را زنده می‌دیدند، و باران را نعمت می‌خواندند. اما در سال‌های اخیر، فشار اقتصادی، توسعه‌ بی‌برنامه، و کشت‌های پرمصرف، تعادل را برهم زد.

    در لرستان قصه باران فقط قصه هوا نیست؛ قصه نان است، قصه ماندن است، قصه چشم‌دوختن هزاران خانوار به آسمانی است که اگر دستِ بخشایشش را باز کند، مزرعه جان می‌گیرد و اگر دریغ کند، خاک از درون می‌شکند. در پنج سال اخیر، این نسبت میان آسمان و زمین در لرستان، نسبتِ آرام و متعادلی نبوده‌است.

    نظام مسائل استان لرستان , استان لرستان , اخبار استان لرستان , بحران آب ,

    قصه باران؛ قصه نان

    خشک‌سالی 1404 اما تنها به ذخایر آبی محدود نشد. بیشترین ضربه بر پیکر کشاورزی فرود آمد. خسارت واردشده به محصولات کشاورزی لرستان بیش از 10 هزار میلیارد تومان برآورد شد.

    از گندم گرفته تا دیمزارهای جو و حتی باغ‌های انگور و گردو، با افت چشمگیر تولید روبه‌رو شدند. خرید تضمینی گندم در سال 1404 نسبت به سال قبلش 58 درصد کاهش یافت و تنها 214 هزار و 840 تن محصول وارد چرخه خرید دولتی شد.

    در سال 1404 بیش از 620 روستا با بحران کم‌آبی روبه‌رو بوده‌اند و برای 410 روستا طرح‌های اضطراری تأمین آب در دستور کار قرار گرفت. حالا اما در میانه همین حافظه تلخ، سال زراعی جاری با نشانه‌هایی متفاوت از راه رسیده؛ بارش‌هایی بهتر، مزارعی سبزتر و امیدی که هرچند محتاطانه، دوباره در دشت‌های گندم و جو جوانه زده‌است.

    بارندگی‌ها از ابتدای سال زراعی، به‌گفته کشاورزان و مسئولان، هم از نظر مقدار و هم از نظر زمان‌بندی، وضعیتی بهتر از سال قبل پیدا کرد. این تغییر، در استانی مانند لرستان که بخش بزرگی از کشاورزی آن دیم است می‌تواند جهت معادله معیشت را تغییر دهد.

    وقتی باران به‌موقع می‌بارد، زمین دیم جان می‌گیرد، بذر بهتر سبز می‌شود، گیاه در مراحل حساس رشد، رطوبت کافی دریافت می‌کند و کشاورز، پس از چند سال نگرانی، بار دیگر می‌تواند به برداشت امیدوار باشد.

    نظام مسائل استان لرستان , استان لرستان , اخبار استان لرستان , بحران آب ,

    بازگشت باران

    طبق داده‌های بهروز مرادپور، مدیرکل هواشناسی لرستان، میزان بارش‌های سال زراعی به 515 میلی‌متررسیده که نسبت به سال گذشته 65 درصد افزایش داشته و در مقایسه با میانگین بلندمدت نیز پنج درصد بیشتر ثبت شده‌است.

    اما لرستان حتی در سال‌های پربارش یک‌دست نیست. باران در اینجا، مثل خودِ زاگرس، نامتوازن و پیچیده فرود می‌آید. در معمولان، بیش از 643 میلی‌متر باران ثبت شد. در رومشکان، بارش به 639 میلی‌متر رسید؛ افزایشی خیره‌کننده که نسبت به سال گذشته 151 درصد بیشتر بود و نسبت به بلندمدت نیز 45 درصد رشد داشت.

    در پلدختر، آسمان سخاوتمندتر از همیشه بود؛ 535 میلی‌متر بارش، با افزایشی 196 درصد نسبت به سال قبل. اما آن‌سوتر در شرق لرستان داستان هنوز نیمه‌تمام است. ازنا، با حدود 309 میلی‌متر بارش هنوز حدود 24 درصد کمتر از میانگین بلندمدت‌اند.

    بروجرد، الیگودرز و دورود نیز با وجود افزایش نسبت به سال قبل، هنوز نتوانسته‌اند عقب‌ماندگی اقلیمی سال‌های خشک را جبران کنند. در خرم‌آباد بارندگی به 493 میلی‌متر رسید؛ افزایشی 135 درصدی نسبت به سال گذشته. اما وقتی این عدد در برابر میانگین بلندمدت قرار می‌گیرد، فقط 2 درصد بیشتر است. این همان جایی‌ست که حقیقت اقلیم خود را آشکار می‌کند: لرستان وارد دوره‌ای از نوسان شده‌است.

    در کوهدشت، بارش 499 میلی‌متری، با 112 درصد افزایش نسبت به سال قبل و 40 درصد افزایش نسبت به ثبت شد. کشاورزانی که سال‌های گذشته با دستان خالی به خانه برمی‌گشتند، حالا از خوشه‌های گندم حرف می‌زنند.

    نظام مسائل استان لرستان , استان لرستان , اخبار استان لرستان , بحران آب ,

    میان مرگ و رویش

    در جوامع روستایی، پیش از آن‌که آمار نهایی برداشت منتشر شود، زبان کشاورز از زمین خبر می‌دهد. وقتی او از سال پربرکت سخن می‌گوید، در واقع نخستین صورت‌بندی اجتماعیِ یک تغییر اقلیمی-اقتصادی در حال شکل‌گیری است.

    برآوردهای تولیدی نیز از سوی نامدار صیادی، رئیس سازمان جهاد کشاورزی لرستان، نشان می‌دهد که تولید گندم می‌تواند برای سومین‌بار از مرز 500 هزار تن عبور کند و حتی در سناریوهای خوش‌بینانه، به حدود 550 هزار تن برسد.

    تولید جو نیز در حدود 150 تا 160 هزار تن برآورد شده و اگر تولید جو به این رقم افزوده شود، مجموع برداشت دو محصول می‌تواند به حدود 700 هزار تن برسد.

    مسئولان بخش کشاورزی تأکید می‌کنند که بهبود شرایط تنها حاصل لطف آسمان نیست؛ بخشی از آن به مدیریت کشاورزان و مجموعه ترویج و پشتیبانی در بخش زراعت مربوط می‌شود.

    در سایر بخش‌های کشاورزی، به‌ویژه دانه‌های روغنی، نیز نشانه‌هایی از رونق مشاهده می‌شود و تولید 6500 تن کلزا پیش‌بینی شده. این موضوع از آن جهت مهم است که تنوع در تولید می‌تواند بخشی از فشار اقتصادی بر کشاورزان را کاهش دهد و دامنه بهره‌مندی از سال پربارش را گسترده‌تر کند.

    نظام مسائل استان لرستان , استان لرستان , اخبار استان لرستان , بحران آب ,

    لرستان در آستانهٔ ترمیم زمین

    از سوی دیگر، بخش‌هایی مثل زنبورداری نیز از این وضعیت نفع می‌برند. وقتی بارندگی خوب باشد، گل و گیاه بیشتر و منبع تغذیه زنبور تقویت می‌شود. در نتیجه، آثار یک سال بارشی مناسب، فقط در خوشه گندم دیده نمی‌شود؛ در عسل، مرتع، تغذیه دام و گردش مالی روستا نیز خود را نشان می‌دهد.

    برآورد می‌شود بهبود شرایط بتواند بر معیشت حدود 150 هزار خانوار کشاورز در لرستان اثر مثبت بگذارد. این عدد، اهمیت اقتصادی و اجتماعی را روشن‌تر می‌کند. مسئله فقط افزایش چند ده هزار تن محصول نیست؛ مسئله این است که در استانی با پیوند عمیق میان روستا و زمین، یک سال زراعی بهتر می‌تواند بر سفره، بدهی، قدرت خرید، امید به ماندن و سطح تاب‌آوری خانوارها اثر بگذارد.

    نظام مسائل استان لرستان , استان لرستان , اخبار استان لرستان , بحران آب ,

    اما این روایت را نباید بدون حافظه خشک‌سالی فهمید. آبخوان‌هایی که افت کرده‌اند، به‌سادگی بازنمی‌گردند. چشمه‌هایی که ضعیف شده‌اند، ممکن است حتی پس از یک سال بهتر نیز به سطح پیشین نرسند.

    زمینی که چند سال پیاپی تنش دیده، با یک فصل بارش خوب کاملاً ترمیم نمی‌شود. به بیان دیگر، سال جاری را باید بیش از آن‌که پایان خشک‌سالی دانست، نوعی گشایش نسبی در میانه یک دوره دشوار تلقی کرد.

    لرستان امروز نه در نقطه شکست کامل ایستاده و نه در نقطه رهایی کامل. از یک‌سو هنوز زیر سایه آثار انباشته خشک‌سالی قرار دارد و از سوی دیگر، نشانه‌هایی از ترمیم و بازیابی را تجربه می‌کند.

    این دو تصویر، متضاد نیستند؛ مکمل‌اند. برای فهم واقعیت باید هر دو را با هم دید: هم زمین ترک‌خورده سال‌های گذشته را و هم مزرعه سبز امسال را.

    گزارش از فاطمه نیازی

    انتهای پیام/ 644/.

     

    مقالات مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *