×
×
اخبار امروز دهکده آفتاب
  • ۴ سناریوی آینده ایران و آمریکا بعد از پایان آتش‌بس؛ پس از اسلام‌آباد چه خواهد شد؟

  • کد نوشته: 48747
  • ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
  • 2 بازدید
  • ۰
  • یک روز مانده به پایان آتش‌بس ایران و آمریکا، ابهام‌های بسیاری درباره احتمال توافق یا جنگ وجود دارد. با این حال چهار سناریو درباره مسیر پیش‌رو بسیار محتمل به نظر می‌رسد.

    ۴ سناریوی آینده ایران و آمریکا بعد از پایان آتش‌بس؛ پس از اسلام‌آباد چه خواهد شد؟

    اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: یک روز مانده به پایان آتش‌بس دو هفته‌ای، سکوتی شکننده بر میدان درگیری میان ایران و آمریکا حاکم شده است.

    در این میان، ابهام درباره برگزاری دور دوم مذاکرات در پاکستان نیز بر پیچیدگی وضعیت افزوده و نشان می‌دهد حتی مسیر گفت‌و‌گو نیز هنوز تثبیت نشده است. گویی پنجره دیپلماسی که آتش‌بس گشوده بود، به سرعت در حال بسته‌شدن است.

    براساس گزارش‌ها، ایران تاکید دارد که پایان محاصره دریایی شرط ورود به پاکستان برای دور دوم مذاکرات است.

    اما دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا اصرار دارد که محاصره دریایی تا زمان امضای توافق ادامه دارد. در حالی که گفته‌شده فرمانده ارتش پاکستان نیز به او هشدار داده که اصرار بر این موضع می‌تواند مانعی جدی در مسیر گفت‌و‌گو‌ها باشد.

    محمدباقر قالیباف رییس مجلس هم با انتشار پستی در شبکه ایکس گفته «ترامپ می‌خواهد با محاصره و نقض آتش‌بس، میز مذاکره را به میز تسلیم تبدیل کند.» او تاکید کرده که «مذاکره زیر سایهٔ تهدید را نمی‌پذیریم و در دو هفتهٔ اخیر برای رو کردن کارت‌های جدید در میدان نبرد آماده شده‌ایم.»

    چهار سناریوی پیش رو

    در چنین شرایطی، آینده روابط ایران و آمریکا را می‌توان در قالب سه مسیر محتمل ترسیم کرد.

    سناریوی نخست، ادامه دیپلماسی است. مسیری که به‌ظاهر در چارچوب همین آتش‌بس دنبال می‌شود و ممکن است حتی با تمدید آتش‌بس ادامه یابد. اما تردید‌ها درباره برگزاری دور بعدی مذاکرات و شکاف عمیق بر سر مسائل کلیدی، نشان می‌دهد این مسیر با موانع جدی روبه‌رو است.

    سناریوی دوم، بازگشت به درگیری نظامی است. هرچند نشانه‌هایی از آمادگی برای این گزینه وجود دارد، اما تجربه هفته‌های گذشته نشان داده که تشدید حملات لزوماً به تغییر رفتار طرف مقابل منجر نمی‌شود و حتی ممکن است هزینه‌های سیاسی و اقتصادی را افزایش دهد. چنانچه نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران نیز اعلام کردند که حمله به زیرساخت‌های کشور منجر به حمله متقابل در کل منطقه خواهد شد.

    سناریوی سوم، راهبردی است که آن را «چمن‌زنی» می‌نامند. در این استراتژی، هرچند توافقی به دست نمی‌آید، اما جنگ همه‌جانبه نیز ادامه نخواهد یافت. در استراتژی موسوم به چمن‌زنی آمریکا و اسرائیل به حملات دوره‌ای برای تضعیف مدام قابلیت‌های نظامی روی می‌آورند.

    اما سناریوی چهارم ورود به مسیری است که برخی تحلیل‌گران آن را بازی بلندمدت می‌دانند. این راهبرد‌مبتنی بر فشار چندوجهی و تدریجی است و در چارچوب آن، آمریکا و متحدانش می‌کوشند با ترکیب ابزار‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی، جمهوری اسلامی ایران را در موقعیتی فرسایشی قرار دهند.

    این رویکرد، شباهت‌هایی با استراتژی‌های دوران جنگ سرد دارد. اما نکته اینجاست که آمریکا در بیش از یک دهه گذشته با اجرای سیاست موسوم به فشار حداکثری این رویکرد را آزموده است.

    دو نگاه، دو هدف

    آنچه این آتش‌بس را از توافق‌های کلاسیک دیپلماتیک متمایز می‌کند، نحوه شکل‌گیری آن است. تصمیم واشنگتن برای تعلیق حملات برنامه‌ریزی‌شده به زیرساخت‌های ایران، حاصل فشاری فوری و محاسبه‌ای اضطراری بود نه مصالحه‌ای تدریجی؛ بنابراین به نظر رسید که ترامپ بیشتر از حل بحران به دنبال مدیریت آن است.

    در تهران، این مکث به‌سرعت در قالب روایتی متفاوت بازتعریف شد. مقام‌های جمهوری اسلامی ایران آن را پیروزی خواندند و گفتند که آمریکا ناگزیر به عقب‌نشینی شده است؛ بنابراین روایت رسمی حاکمیت ایران از آتش‌بس به‌عنوان بازیگری است که توانسته قواعد بازی را تغییر دهد.

     به نظر می‌رسد شکاف اصلی میان دو طرف، در تعریف هدف نهایی نهفته است. برای آمریکا، آتش‌بس ابزاری برای مهار تنش و جلوگیری از گسترش درگیری است. اما جمهوری اسلامی ایران نیز این فرصت را به‌عنوان سکویی برای تثبیت دستاورد‌ها و حرکت به‌سوی یک پایان مطلوب می‌بیند.

    این در حالی که ترامپ مدعی پیروزی در جنگ است و محمدباقر قالیباف نیز گفته که ایران هرچند طرف مقابل را نابود نکرده، اما در میدان جنگ پیروز شده است. در این وضعیت، اگر مواضع و خطوط قرمز پیش از جنگ همچنان نیز وجود داشته باشد، بدیهی است که توافقی حاصل نخواهد شد.

    واشنگتن؛ قدرت نظامی بدون نقشه سیاسی؟

    در سوی دیگر، برخی تحلیل‌گران می‌گویند که آمریکا در راهبرد و هدف مشخص خود در جنگ دچار سردرگمی شده است. عملیات نظامی گسترده نشان داده که واشنگتن همچنان قدرت مداخله نظامی دارد، اما تبدیل این قدرت به نتیجه‌ای پایدار، همچنان دشوار است.

    به همین دلیل بود که قالیباف در گفت‌وگوی تلویزیونی‌اش گفت که باوجود اینکه ایران «دشمن را نابود نکرده» اما به دلیل طراحی استراتژی درست «پیروز میدان جنگ» شده است.

    پیام‌های متناقض از سوی دولت آمریکا این سردرگمی را تشدید کرده است. از یک سو، پیشنهاد‌های ایران به‌عنوان مبنای مذاکره توصیف می‌شود و از سوی دیگر، ناکافی دانسته می‌شود. هم‌زمان، سخن از احتمال حملات بیشتر و ارسال تجهیزات به خاورمیانه به میان می‌آید، در حالی که تمایل به پایان دادن به جنگ نیز مطرح است. این دوگانگی، نه‌تنها برای تهران بلکه برای متحدان واشنگتن نیز نشانه‌ای از نبود انسجام راهبردی تلقی می‌شود.

    موضوعی که در دولت ترامپ بار‌ها اتفاق افتاده است.

    چه خواهد شد؟

    در نهایت، آنچه امروز میان ایران و آمریکا جریان دارد، نه صلح است و نه جنگ، بلکه مرحله‌ای میانی و ناپایدار است که می‌تواند به هر یک از این دو سمت حرکت کند.

    ایران نشان داده که می‌تواند فشار را تحمل کرده و آن را به اهرم تبدیل کند. ایالات متحده نیز نشان داده که همچنان توان مداخله دارد، اما در تعریف هدف نهایی با چالش مواجه است.

    در چنین فضایی، هر تصمیم در تهران و واشنگتن می‌تواند مسیر آینده را تغییر دهد. پنجره دیپلماسی هنوز باز است، اما اگر این فرصت از دست برود، به نظر نمی‌رسد در آینده نزدیک دو طرف به میز مذاکره برگردند.

    مقالات مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *