روایت پدر شهیده زینب مکیزاده از لحظه به لحظه جنایت میناب
پدر شهیده زینب مکیزاده لحظات اولیه حمله جنایتکارانه دشمن به مدرسه میناب را روایت میکند.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، نهم اسفندماه 1404، جنایت عظیمی توسط رژیم آمریکا علیه غیرنظامیان در جمهوری اسلامی ایران رقم خورد. حمله موشکی ناجوانمردانه به مجموعه آموزشی شجره طیبه در شهرستان میناب، منجر به شهادت جمعی از دانش آموزان معصوم این دیار شد. یکی از این شهدای والامقام، شهیده زینب مکیزاده، دانشآموز کلاس چهارم دبستان است که در این حادثه به فیض رفیع شهادت نائل آمد.پدر این شهیده گرانقدر، ابوطالب مکی زاده، در گفتوگویی صمیمی و تأثربرانگیز، جزئیات کامل این واقعه دردناک و نحوه باخبر شدن خود از این حادثه را به شرح زیر روایت کردند.
تسنیم: از اولین اتفاقات روز نهم اسفندماه بفرمایید.
مکی زاده: آن روز برای انجام برخی کارهای عقب افتاده شخصی به یکی از مکانهای اداری شهر رفته بودم و به دلیل اینکه صبح تا حدود ساعت 10 خواب بودم، اصلاً فضای مجازی را رصد نکرده بودم و از هیچ موضوعی خبر نداشتم. تقریباً ساعت 11 و 20 دقیقه که ناگهان یک انفجار بسیار مهیب و گوشخراش رخ داد. صدای آن بهقدری شدید بود که بهنظر میرسید کل استان را تحت تأثیر قرار داده است. همه اربابرجوع در محل اداری با تعجب به خیابان ریختند و برخی با گمانهزنیهایی همچون حمله آمریکا یا اسرائیل، سردرگم بودند.بلافاصله پس از انفجار، از آن محل خارج شدم. در خیابان ستون عظیمی از دود غلیظ را دیدم که از زمین به آسمان اوج میگرفت. در آن لحظه، اصلاً گمان نمیکردم که این حادثه به مدرسه فرزندم مربوط باشد. تصور میکردم شاید فرودگاه یا یکی از مراکز نظامی و امنیتی شهر مورد هدف قرار گرفته است.
سوار ماشین شدم تا به سمت منزل بازگردم، اما بهدلیل ترافیک سنگین در خیابانهای منتهی به منزل، با کندی حرکت میکردم. در همین حین، حدوداً نیم ساعت پس از وقوع انفجار، همسرم (مادر شهیده) با من تماس گرفت و پرسید کجا هستم. وقتی گفتم در مسیر بازگشت به خانه هستم، ایشان با نگرانی و لحنی دگرگون از زینب یاد کرد. در همان لحظه بود که ناگهان تمام توجه من به آن ستون دود جلب شد و متوجه شدم زاویه انفجار دقیقاً منطبق بر محدوده مدرسه شجره طیبه است.
بیدرنگ از مسیر منحرف شدم و خود را در ساعت حدود 12:30 ظهر به حوالی مدرسه رساندم. هوا بسیار گرم و طاقتفرسا بود و من روزه بودم. به دلیل ضعف شدید، نتوانستم مسیر را تا انتها بدوم ،ضعفی که داشتم از گرسنگی و تشنگی نبود.دلم آشوب بود و بسیار نگران دخترم زینب بودم، پاهایم دیگر رمق نداشت در میان راه روی بلوار نشستم. با کمک یک موتورسوار که درخواست کمکم را پذیرفت، خود را به حیاط مدرسه رساندم.
تسنیم: زمانی که به مدرسه رسیدید حجم آسیب ساختمان چقدر بود؟
مکیزاده: دخترم نه سال و چهار ماه سن داشت و کلاس چهارم بود. وقتی به مدرسه رسیدم، چشمانم به طبقه دوم و کلاس چهارمی که زینب در آن تحصیل میکرد، افتاد؛ طبقه و کلاسی که دیگر وجود نداشت. ساختمان کاملاً تخریب شده بود. با چشمان خود صحنهای را دیدم که هیچ انسانی توان تحمل آن را ندارد؛ وارد معرکه خونین مدرسه میناب شدم و از همان قدمهای اول صحنههایی چون تکهتکه شدن پیکرهای کوچک و نحیف کودکان معصوم. انگشتهای کوچکی که از مچ جدا شده بودند، دستهای خرد و قطعهقطعهشده، اجسادی که از بینی به بالا یا از کمر به پایین وجود نداشت و اندامهای داخل شکمی که بر زمین ریخته شده و با خاک و خون آمیخته شده بود،را دیدم.
قدرت تخریب موشک بهگونهای قدرتمند بود که علاوه بر شکافتن سقف طبقه دوم که پشتبام بود و کف آن که سقف طبقه اول محسوب میشود، تا عمق حدود 5 متری زمین را نیز شکافته و دهانه بزرگی در زمین ایجاد کرده بود. متأسفانه در این میان، پیکر یکی از دانشآموزان به نام شهید ماکان نصیری که از شهدای جاویدالاثر این حادثه هستند، هرگز پیدا نشد و تنها یک لنگه کفش و یک روپوش آبی سوخته از ایشان به یادگار ماند.

تسنیم: آیا درمدرسه تجهیزات نظامی وجود داشت؟
مکیزاده: مجموعه آموزشی شجره طیبه میناب متشکل از سه حیاط مجزا شامل بخش پسرانه، مهدکودک و پیشدبستانی، و بخش دخترانه بوده و هیچگونه کاربری نظامی یا انتظامی نداشت. دشمن بار دیگر چهره واقعی و وحشیانه خود را نشان داد و این جنایت علیه کودکان بیگناه، هیچ توجیهی ندارد.متاسفانه در همان روزهای اول جنگ رمضان، در شبکه های معاند گفته میشد که در این مدرسه لانچر و تجهیزات نظامی نگهداری میشد. تمام پدرومادرهای شهدای دانشآموز میناب این حرف بی اساس را تکذیب کردند.
تسنیم: اولین نشانهای که از دختر شهید شما تفحص شد چه بود؟
مکیزاده: ساعتها از حادثه گذشته بود و من در اوج ناامیدی و درد، درقسمی از گوشه حیاط مدرسه از شدت عجز وناامیدی نشسته بودم. شب هنگام، پس از توسل به امام حسین(ع) و درد دل با آن حضرت در خرابه شامِ ثانیِ شجره طیبه، ناگهان بچههای هلالاحمر و تیمهای امدادی مرا صدا زدند. در کمال شگفتی، کیف زینب را سالم از زیر آوار بیرون آورده بودند؛ کیفی که هیچگونه لکه خونی، سوختگی یا پارگی نداشت و تنها بند کوله آن پاره شده بود. در حالی که تمام کیفهایی که تا آن لحظه پیدا شده بودند، سوخته و آغشته به خون بودند، این کیف سالم، قوت قلبی برای من شد و امیدوارم کرد که پیکر دخترم نیز به دستم خواهد رسید.
تسنیم: پیکر دختر شهید شما چه زمانی تفحص شد؟
مکیزاده: از ظهر روز حادثه تا ظهر روز بعد، حدود 30 ساعت، از سرنوشت زینب بیخبر بودم. در این مدت، هر بار که پیکر دانشآموزی از زیر آوار خارج میشد، خانوادهها با ناله و گریه به سمت او میدویدند. سرانجام، زینب بهعنوان پنجاه و دومین شهید این حادثه از زیر آوار بیرون آورده شد. من که یکی از اولین نفرات وارد شده به مدرسه بودم، متأسفانه نتوانستم پیکر دخترم را تشخیص دهم؛ چرا که آوار سنگین و حرارت شدید موشک، چهره همه دانشآموزان را دگرگون کرده بود. اما مادر شهید، در سردخانهای در یکی از شهرکهای صنعتی میناب، با دقت به جزئیات پوششی زینب و شناخت مادرانه، پیکر زینب را شناسایی کرد.
مانتوی مدرسه و جورابهای زینب که سوخته و آغشته به خون شده بودند، اکنون اسناد زندهای از جنایت آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند. این لباسها متعلق به دختر 9 سالهای است که جز بازی و درس و مشق، هیچ چیز دیگری در سر نداشت. گوشت و پوست سوختهی پای کوچک زینب تا مدتها به جورابش چسبیده بود و این تصویر، مظلومیت ایران و وحشیگری دشمنان را بهخوبی نشان میدهد.
تسنیم: از روزهای اولیه جنگ رمضان تا به حال، حضور مردم در تجمعات را چطور ارزیابی میکنید؟
مکیزاده: تمامی خانوادههای شهدا قدردان همبستگی و حضور گسترده مردم در مراسمهای مختلف و تجمعات شبانه هستند، بهویژه از مردم استان همدان تشکر میکنم، من از تک تک مردم ولایتمدار و امام رضایی استان همدان که با حضور پرشور خود در 81 نقطه این استان، اجازه ندادند خائنان داخلی به اهداف شوم خود برسند، قدردانی میکنم. این انسجام و اتحاد، دلگرمی بزرگی برای خانوادههای شهدا و همه ایرانیان است.
دشمن نقشههای شومی برای تجزیه وطن در سر داشت و دارد وبرای رسیدن به اهداف خود جنایتهای وحشتناکی را تا به حال مرتکب شدهاست. ایران ما، ایران امام رضایی و صاحبالزمانی است و در پناه ولایت و رهبری، بر توطئههای دشمنان پیروز خواهد شد.امید است با عنایت خداوند به زودی با ظهور حضرت مهدی(عج)، شاهد جشن پیروزی نهایی در سراسر ایران عزیز باشیم.
تسنیم: پیام شما، خطاب به افرادی که تاکنون در قبال جنایتهای دشمن سکوت اختیار کرده بودند و به تازگی درمورد جنوب واکنش نشان میدهند.چیست؟
مکیزاده: باید به این افراد گفت چطور شد که شما پس از مدتها سکوت، امروز زبان به اعتراض گشودید؟، در روزهایی که عزیزان ما در جنوب کشور، یکی پس از دیگری به شهادت میرسیدند، شما کجا بودید؟ امروز که خطر، خودتان و خانوادههایتان را تهدید میکند، احساس خطر کردهاید و سکوت را شکستهاید. این رفتار، جای سوال دارد و نشان میدهد که برخی تنها زمانی به فکر میافتند که بلا سر خودشان بیاید.
اگر امروز متوجه شدهاید که دشمن، دشمن است و هیچ تعارفی با کسی ندارد، بدانید که جای بازگشت و جبران وجود دارد. جمهوری اسلامی ایران بر پایه خون دل مردم شکل گرفته و همین مردم بودند که با رهبری امام راحل، انقلاب را به پیروزی رساندند. شما نیز از برکت همین مردم و خون شهدا، به جایگاهها و مناصبی رسیدهاید و وظیفه دارید قدردان باشید.
امروز با چشمان خود دیدید که دشمن حتی به مدارس و کودکان معصوم نیز رحم نمیکند. اگر تا دیروز در خواب غفلت بودید، امروز بیدار شوید و گوش به فرمان رهبر جوان و دلاورمان باشید. انتقام خون شهدا، تمام شهیدان والامقامی که در خط مقدم جبهه و جهاد، جان خود را فدا کردند تا وجبی از خاک پاک وطن به دست دشمنان نیفتد، حق مسلم ماست.
تسنیم: خواسته شما از مردم ایران چیست؟
مکیزاده: بهعنوان خانواده شهدا و همه مردم غیرتمند ایران، خواهان انتقام خون همه شهدا، از جمله خون قائدشهید، خون دانشآموزان شجره طیبه میناب و همه شهیدان امنیت هستیم. امیداست به برکت دعای خیر مردم و با فرمان رهبرجوان انقلاب، شاهد نابودی زودهنگام دشمنان وطن فروش داخلی و دشمنان حرامی خارجی باشیم.
.
خبرنگار: ملیکا قانعی
انتهای پیام/





















دیدگاهتان را بنویسید