فوک خزری در سراشیبی انقراض/ چرا کفه تلفات سنگینتر شد؟
در سالهای اخیر، دریای خزر با تصویری نگرانکننده از افزایش تلفات فوک خزری روبهرو شده است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، در میانه انبوه بحرانهایی که آرام و بیصدا بر پهنه محیطزیست ایران سایه انداختهاند، گاهی یک گونه، یک زیستگاه یا یک نشانه طبیعی، به نمادی از یک وضعیت عمیقتر بدل میشود؛ وضعیتی که دیگر نمیتوان آن را صرفاً در چارچوب «حفاظت از حیاتوحش» تعریف کرد، بلکه باید آن را نشانهای از برهم خوردن توازن میان انسان و طبیعت دانست. در دریای خزر، این نقش را امروز «فوک خزری» بر عهده دارد؛ تنها پستاندار این دریا که اکنون نهتنها با کاهش جمعیت، بلکه با مجموعهای از تهدیدات پیچیده، چندلایه و بههمپیوسته مواجه است؛ تهدیداتی که از آلودگیهای نفتی و صنعتی تا صید بیرویه، تخریب زیستگاهها، تغییرات اقلیمی و حتی مداخلات انسانی در سواحل را در بر میگیرد.
آنچه وضعیت این گونه را نگرانکنندهتر میکند، صرفاً کاهش عددی جمعیت نیست؛ بلکه روندی است که در پس این اعداد جریان دارد. روندی که نشان میدهد فشار بر این گونه نهتنها کاهش نیافته، بلکه در سالهای اخیر شکل پیچیدهتری به خود گرفته است. لاشههایی که هر از گاهی در سواحل جنوبی خزر، از مازندران تا گیلان و گلستان، به ساحل میرسند، تنها نشانههای ظاهری یک بحران عمیقترند؛ بحرانی که بخش عمده آن در عمق دریا و دور از چشم رسانهها و افکار عمومی رخ میدهد. همین فاصله میان «آنچه دیده میشود» و «آنچه واقعاً در حال وقوع است» باعث شده تحلیل دقیق و واکنش بهموقع با دشواریهای جدی مواجه شود.
اهمیت نگاه علمی، دادهمحور و فراتر از تحلیلهای مقطعی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود و دیگر نمیتوان با رویکردهای جزیرهای و محدود، به سراغ مسائلی رفت که ماهیتی فرامرزی دارند. فوک خزری، گونهای مهاجر در پهنه دریای خزر است و سرنوشت آن به تصمیمات و عملکرد پنج کشور حاشیه این دریا گره خورده است. از این منظر، هرگونه سیاستگذاری یا اقدام حفاظتی، اگر در چارچوب یک همکاری منطقهای تعریف نشود، بهناچار ناقص و کماثر خواهد بود و در داخل کشور نیز چالشها تنها به حوزه محیطزیست محدود نمیشود. توسعه بیضابطه سواحل، گسترش فعالیتهای صنعتی، فشار معیشتی بر جوامع محلی و وابستگی بخشی از اقتصاد ساحلی به صیادی، همگی عواملی هستند که مدیریت این بحران را پیچیدهتر میکنند.
خبرنگار تسنیم در ساری در مصاحبهای تفصیلی با امیر صیاد شیرازی؛ مدیر مرکز منطقهای حفاظت از فوک خزری به بررسی و واکای دلایل مرگ فوک خزری پرداخته است که از نظر خوانندگان تسنیم میگذرد:
سؤال: آقای صیاد شیرازی، آخرین برآوردها از جمعیت فوک خزری چه تصویری از وضعیت این گونه در خطر انقراض ارائه میدهد؟ آیا باید نگران یک بحران جدی باشیم؟
براساس آخرین پایشهای معتبر که در سال 2017 انجام شد، جمعیت فوک خزری حدود 70 هزار قلاده برآورد شده بود؛ اما واقعیت این است که امروز با توجه به روندهای موجود، این عدد دیگر قابل اتکا نیست و شواهد میدانی نشان میدهد جمعیت به زیر این سطح سقوط کرده است. نکته نگرانکننده اینجاست که ما با یک «روند کاهشی پایدار» مواجهیم؛ به این معنا که نرخ تلفات سالانه در بسیاری از سالها از نرخ زادآوری پیشی گرفته است. این وضعیت در علم بومشناسی بهعنوان یک «شیب نزولی خطرناک» شناخته میشود که اگر متوقف نشود، میتواند در بازهای نهچندان طولانی، گونه را به مرز فروپاشی جمعیتی برساند.
فوک خزری تنها پستاندار دریای خزر است و نقش آن در زنجیره غذایی بسیار کلیدی است. حذف یا تضعیف این گونه، بهمعنای برهم خوردن تعادل اکولوژیک خزر خواهد بود. بنابراین، موضوع فقط یک گونه نیست؛ بلکه صحبت از سلامت یک اکوسیستم کامل است.

سؤال: ایران در حوزه حفاظت از فوک خزری چه جایگاهی دارد و چه اقداماتی در این مسیر انجام داده است؟
اگر بخواهیم منصفانه و بر اساس دادهها صحبت کنیم، ایران در حوزه حفاظت عملیاتی از فوک خزری، پیشگام منطقه و حتی فراتر از آن در حوزه کشورهای CIS بوده است. ما نخستین کشوری بودیم که از فاز مطالعات صرف عبور کردیم و وارد فاز «اقدام میدانی» شدیم. در سال 2010 در جزیره آشوراده، کار را با امکانات بسیار محدود آغاز کردیم؛ نه زیرساختی وجود داشت، نه حمایت مالی گستردهای. اما با تکیه بر دانش بومی، تعهد تیمی و شبکهسازی، توانستیم نخستین الگوی امداد، نجات و بازتوانی فوک خزری را شکل دهیم.
در ادامه، این تجربه به سایر کشورها نیز منتقل شد. برای مثال، مرکز حفاظت در آکتائو قزاقستان در سال 2019 با الهام از همین مدل شکل گرفت. امروز آن مرکز یکی از پایگاههای مهم درمان و نگهداری فوکها در منطقه است. این یعنی ایران نهتنها در داخل کشور فعال بوده، بلکه نقش انتقالدهنده دانش و تجربه را نیز ایفا کرده است.
سؤال: یکی از چالشهای جدی، ابهام در علت تلفات فوکهای خزری است. چرا هنوز به یک جمعبندی قطعی نرسیدهایم؟
این سؤال بسیار مهمی است و اتفاقاً یکی از پیچیدهترین بخشهای ماجرا همینجاست. مشکل اصلی این است که اغلب لاشههایی که در سواحل ایران پیدا میشوند، در وضعیت مناسبی برای کالبدشکافی دقیق نیستند. معمولاً بین 10 روز تا دو هفته از زمان مرگ آنها گذشته و همین موضوع باعث از بین رفتن شواهد کلیدی میشود.
با این حال، بر اساس تحلیلهای علمی و تجربیات جهانی، میتوانیم یک «مجموعه عوامل» را بهعنوان مظنونان اصلی معرفی کنیم: آلودگیهای نفتی و صنعتی که از طریق رودخانهها وارد خزر میشود، کاهش منابع غذایی بهدلیل صید بیرویه، بیماریهای ویروسی مانند CDV،گیر افتادن در تورهای صیادی، آلودگی صوتی و اختلالات ناشی از فعالیتهای انسانی و در نهایت تغییرات اقلیمی
واقعیت این است که ما با یک «علت واحد» مواجه نیستیم، بلکه با یک «همافزایی از عوامل تهدیدکننده» روبهرو هستیم. همین موضوع کار را برای تشخیص دقیق سختتر میکند.

سؤال: آیا فعالیتهای انسانی مانند مانورهای نظامی یا توسعه صنعتی میتواند در مرگومیر فوکها نقش داشته باشد؟
بله، قطعاً میتواند. فوک خزری یک گونه بسیار حساس به تغییرات محیطی است. آلودگی صوتی ناشی از مانورهای نظامی، امواج زیرآبی، تردد سنگین شناورها و حتی ساختوسازهای ساحلی میتواند استرس شدیدی به این حیوان وارد کند. این استرسها بهطور مستقیم شاید منجر به مرگ نشوند، اما سیستم ایمنی حیوان را تضعیف میکنند و آن را در برابر بیماریها و سایر تهدیدات آسیبپذیرتر میسازند.
ما در گذشته شواهدی داشتیم که پس از برخی مانورهای نظامی در منطقه، با فاصله زمانی مشخصی شاهد افزایش تلفات بودهایم. این موضوع نیازمند مطالعات دقیقتر است، اما نمیتوان آن را نادیده گرفت.
سؤال: چرا امروز کمتر شاهد حضور زنده فوکها در سواحل ایران هستیم و بیشتر با لاشهها مواجه میشویم؟
پاسخ این سؤال در یک کلمه خلاصه میشود: «ناامنی زیستگاهی».سواحل ایران در بسیاری از نقاط بهشدت تحت فشار انسانی قرار دارد؛ از ویلاسازی گرفته تا فعالیتهای صنعتی، صیادی و گردشگری بیضابطه. فوکها برای استراحت و تغذیه به محیطی آرام و امن نیاز دارند. وقتی این امنیت از بین برود، طبیعی است که آنها از این مناطق فاصله بگیرند.
در حال حاضر، تنها نقاطی مانند پناهگاه حیات وحش میانکاله و پارک ملی بوجاق ظرفیت نسبی برای تبدیل شدن به زیستگاه امن را دارند، هرچند همانجا هم با چالشهایی مثل صید و تداخل انسانی مواجهیم.

سؤال: برای نجات فوک خزری چه اقداماتی باید در سطح ملی و منطقهای انجام شود؟
نجات فوک خزری بدون همکاری منطقهای عملاً غیرممکن است. ما با یک گونه مهاجر سروکار داریم که در کل پهنه دریای خزر جابهجا میشود. بنابراین، اقدامات باید در سه سطح دنبال شود:
سطح ملی: کاهش آلودگیهای ورودی به دریا، مدیریت صید و اصلاح روشهای صیادی، ایجاد مناطق حفاظتشده واقعی و نه صرفاً روی کاغذ، آموزش و مشارکت جوامع محلی
سطح منطقهای (پنج کشور حاشیه خزر): تدوین برنامه مشترک حفاظتی، تبادل دادههای علمی، هماهنگی در مقابله با بیماریها و آلودگیها
سطح بینالمللی: جذب حمایتهای علمی و مالی، استفاده از تجربیات جهانی در حفاظت از گونههای مشابه، اگر این سه سطح بهصورت همزمان و هماهنگ عمل نکنند، اقدامات پراکنده نتیجهای نخواهد داشت.
سؤال: چشمانداز آینده فوک خزری را چگونه میبینید؟ آیا هنوز امیدی وجود دارد؟
بله، هنوز امید وجود دارد، اما این امید مشروط است. اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، قطعاً با بحران جدیتری مواجه خواهیم شد. اما اگر همین امروز تصمیمهای جدی، علمی و هماهنگ گرفته شود، میتوان روند کاهش جمعیت را متوقف و حتی در بلندمدت معکوس کرد.
فوک خزری هنوز به نقطه «بازگشتناپذیر» نرسیده، اما فاصله ما با آن نقطه هر سال کمتر میشود. اینجاست که نقش سیاستگذاران، رسانهها، جوامع محلی و حتی افکار عمومی تعیینکننده میشود.

انتهای پیام/


























دیدگاهتان را بنویسید