×
×
اخبار امروز دهکده آفتاب
  • هشدار دیپلمات کهنه‌کار آمریکایی به ترامپ درباره ایران: راه‌حل‌های فوری جواب نمی‌دهد/ مذاکره‌کنندگان ایرانی باتجربه و فریبکارند

  • کد نوشته: 52724
  • ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
  • 2 بازدید
  • ۰
  • ویلیام برنز دیپلمات کهنه‌کار آمریکا پیشنهاد می‌دهد که دولت ترامپ با تجدیدنظر در رویکرد خود، مذاکراتی برنامه‌ریزی شده و فنی را با ایران برای تعیین تکلیف دو موضوع هسته‌ای و تنگه هرمز آغاز کند و این را در نظر قرار دهد که مذاکرات دیپلماتیک امری زمان‌بر و پیچیده است.

    هشدار دیپلمات کهنه‌کار آمریکایی به ترامپ درباره ایران: راه‌حل‌های فوری جواب نمی‌دهد/ مذاکره‌کنندگان ایرانی باتجربه و فریبکارند

    به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از خبرآنلاین ، ویلیام برنز، دیپلمات کهنه‌کار ایالات متحده آمریکا و رئیس پیشین آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا (CIA) می‌نویسد: «زورِ صرف (بدون دیپلماسی صبورانه و پرزحمت که پشتیبانی آن ارزیابی‌های اطلاعاتی باشد) به‌ندرت نتیجه‌بخش است. مذاکره هم به معنای دیکته کردن نیست؛ مذاکرات تقریباً همیشه شامل یک فرآیند پیچیده و طولانی از بده‌بستان است که در آن تخصص اهمیت دارد و نقاط فشار مختلفی اعمال می‌شود.»

     ویلیام برنز، مذاکره کننده ارشد آمریکا در مذاکرات برجام و رئیس پیشین سازمان CIA در یادداشتی برای نیویورک تایمز، سیاست دونالد ترامپ را در قبال ایران مورد انتقاد قرار داده‌است. این دیپلمات پیشین آمریکا می‌نویسد که دولت‌های پیشین آمریکا در دوره‌های باراک اوباما و جورج بوش، گزینه نظامی در قبال ایران را ارزیابی کردند و دریافتند که ضرر‌های آن نسبت به هر منفعت احتمالی گسترده‌تر است.

    برنز پیشنهاد می‌دهد که دولت ترامپ با تجدیدنظر در رویکرد خود، مذاکراتی برنامه‌ریزی شده و فنی را با ایران برای تعیین تکلیف دو موضوع هسته‌ای و تنگه هرمز آغاز کند و این را در نظر قرار دهد که مذاکرات دیپلماتیک امری زمان‌بر و پیچیده است.

    دیپلمات کهنه‌کار آمریکایی: دولت ترامپ اعتیاد به «راه‌حل‌های فوری» را کنار بگذارد / مدیریت درست مسائل دشوار سیاست خارجی، نیازمند زمان و صبر است

    در ادامه متن کامل ترجمه یادداشت ویلیام برنز، دیپلمات پیشین آمریکا را مطالعه می‌کنید.

    من طی سالیان متمادی درس‌های زیادی درباره تعامل با ایران آموخته‌ام که اغلب به بهای سختی به دست آمده‌اند.

    جنگ انتخابی ترامپ با ایران، توجه چندانی به اشتباهات گذشته ما نداشت و اشتباهات بسیاری نیز از جانب خود او به آن اضافه کرد.

    او گمان می‌کرد که بمب‌ها و ترور‌ها می‌توانند باعث تغییر رژیم شوند. او موفقیت نظامی تاکتیکی را به اشتباه به عنوان یک استراتژی کارآمد تلقی کرد. او انتخاب‌های سیاسی خود را بر پایه تکانه‌های شخصی و سیاست‌های جناحی بنا نهاد و بدون دوراندیشی یا برنامه‌ریزی قبلی، به صورت بداهه مذاکره کرد.

    این خطا‌های خودخواسته تا همین حالا نیز آسیب‌های استراتژیک بزرگی وارد کرده‌اند. اما اکنون که تمدید شکننده آتش‌بس برقرار است و بارقه‌هایی از احتمال ازسرگیری مذاکرات دیده می‌شود، فرصتی برای محدود کردن آسیب‌ها وجود دارد.

    سه درس حیاتی از هشت هفته گذشته می‌تواند به آقای ترامپ کمک کند تا منافع آمریکا را نجات دهد.

    اول: مدیریت درست مسائل دشوار سیاست خارجی، نیازمند زمان و صبر است. این درس به معنای تقدیرگرایی یا اجتناب از انتخاب‌های سخت نیست؛ بلکه درباره آن چیزی است که می‌توانید با هزینه‌ای قابل‌قبول برای سایر اولویت‌های داخلی و خارجی خود به دست آورید.

    در دیپلماسی، به ندرت ممکن است گزینه «ایده‌آل» روی میز باشد، به ویژه با رژیمی بی‌رحم، ایدئولوژیک و ریشه‌دار. ممکن است به نظر برسد که ترور رهبران راهکار فوری و راه میان‌بر جذابی است، اما همان‌طور که دولت ترامپ به سرعت در مورد ایران متوجه شد، چنین راهکاری می‌تواند صرفا یک توهم باشد.

    منطق باراک اوباما در پیگیری دیپلماسی مستقیم با ایران، انجام یک بازی طولانی‌مدت بود؛ مهار بدترین خطر ناشی از تهران (یعنی پتانسیل تسلیحاتی شدن هسته‌ای) و تضعیف سایر تهدید‌ها در گذر زمان، در حالی که هم‌زمان از آزادی‌های سیاسی مردم ایران حمایت می‌شد.

    آقای اوباما نیز مانند سلف خود، جورج دبلیو بوش، با دقت به ریسک‌ها و پیامد‌های درجه دوم و سوم جنگ نگریست و به این نتیجه رسید که این خطرات بسیار فراتر از مزایای احتمالی آن است.

    آقای ترامپ که بر اثر احساس موفقیت در جنگ ژوئن ۲۰۲۵ و عملیات زمستان گذشته در ونزوئلا مغرور شده بود، انتخابی متفاوت و فاجعه‌بار داشت.

    در کشورداری، دکمه بازگشت وجود ندارد. با این حال، هنوز احتمال اندکی وجود دارد که اگر دولت بتواند اولویت‌بندی کند، تمرکز نماید و بر اعتیاد خود به «راه‌حل‌های سریع» غلبه کند، حادترین خطرات ایران علیه همسایگانش، ایالات متحده و سایر نقاط جهان را برطرف سازد.

    دوم: هیچ جایگزینی برای بهره‌گیری از تمامی ابزار‌های امنیت ملی آمریکا وجود ندارد. شما در دیپلماسی بدون اهرم‌های نظامی و اقتصادی هرگز راه به جایی نمی‌برید. اما زورِ صرف (بدون دیپلماسی صبورانه و پرزحمت که پشتیبانی آن ارزیابی‌های اطلاعاتی باشد) به‌ندرت نتیجه‌بخش است.

    مذاکره هم به معنای دیکته کردن نیست؛ مذاکرات تقریباً همیشه شامل یک فرآیند پیچیده و طولانی از بده‌بستان است که در آن تخصص اهمیت دارد و نقاط فشار مختلفی اعمال می‌شود.

    اگر آتش‌بس پایدار بماند، این موضوع برای مذاکره بر سر دو چالش اصلی حیاتی خواهد بود: مسئله هسته‌ای و تنگه هرمز.

    در قلب هر توافق خوبی، بازرسی‌های دقیق هسته‌ای، توقف طولانی‌مدت غنی‌سازی اورانیوم و صادرات یا رقیق‌سازی ذخایر موجود اورانیوم غنی‌شده تهران در ازای رفع ملموس تحریم‌ها قرار خواهد داشت.

    در مورد بازگشایی تنگه، توافقی شامل کشور‌های ساحلی و سایر بازیگران کلیدی جهانی می‌تواند به محافظت پایدار از تردد آزاد و ایجاد درآمدی برای مین‌روبی و بازسازی اقتصادی کمک کند — بدون اینکه به ایران اجازه داده شود «ایستگاه عوارضی» راه بیندازد.

    ایالات متحده دستِ پر و برگ‌های برنده‌ای دارد، اما دستیابی به یک توافق ماندگار نیازمند خلاقیت، بسیج متحدان و شرکا، و توجه تخصصی به جزئیات در مواجهه با مذاکره‌کنندگان ایرانی است که بسیار باتجربه و گاهی فریبکار هستند.

    اگر خطوط به وضوح ترسیم نشوند و به دقت نظارت نگردند، ایرانی‌ها خارج از خطوط عمل خواهند کرد. ما نمی‌توانیم اجازه دهیم کار‌ها به صورت بداهه و بی‌برنامه پیش برود.

    سوم: آخرین و حیاتی‌ترین درس این درگیری آن است که استراتژی «علف‌زنی» (استفاده از نیروی قهری علیه تهدیدات فوری بدون داشتن طرحی بلندمدت برای موفقیت) تنها باعث شده است که جایی که به آن حمله کرده‌ایم با مشکلات گسترده‌تری برای ما پر شود.

    لیست این مشکلات طولانی است: نظام ایران ضربه خورده، اما پابرجاست؛ از جهات بسیاری ضعیف‌تر شده، اما در غرایز خود حتی مصرتر و خشن‌تر شده است.

    تنگه هرمز که هدیه استراتژیک جغرافیا به ایران است، اکنون منبع نفوذ قدرتمندتری برای تهران نسبت به برنامه هسته‌ای، موشک‌های بالستیک یا نیرو‌های نیابتی‌اش شده است.

    ایالات متحده اعتماد اعراب خلیج فارس و متحدان اروپایی خود را سلب کرده است. دوستان ما در منطقه اقیانوس‌های هند و آرام از نظر اقتصادی آسیب دیده و اعتماد خود را به رهبری آمریکا از دست می‌دهند.

    این جنگ همچنین ریسمانی برای نجات ولادیمیر پوتین انداخته است؛ نتیجه آن درآمد ارزی بیشتر ناشی از انرژی و کاهش ذخایر نظامی ایالات متحده در زمانی است که اوکراین در میدان نبرد در حال پیشروی بود و اقتصاد روسیه با شرایط وخیمی دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

    به نظر می‌رسد شی جین‌پینگ معتقد است در حالی که آقای ترامپ برای سفر در اواسط ماه مه به پکن آماده می‌شود، این درگیری چین را در جایگاه استراتژیک برتری قرار داده و به آقای شی فرصتی می‌دهد تا در زمینه‌های تجارت، فناوری و تایوان امتیاز بگیرد.

    همچنین چالش‌های بلندمدتی در اقتصاد جهانی وجود خواهد داشت که حتی در صورت تداوم آتش‌بس، اثرات آنها با تاخیری قابل‌توجه ظاهر خواهد شد.

    نیازی نبود چاه را تا این حد عمیق حفر کنیم. خوشبختانه هنوز زمان هست که بیل را زمین بگذاریم، درس‌های سختی بیاموزیم و آنها را با کمی تواضعِ بیشتر به کار بگیریم.

    مقالات مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *