بازتاب روزانه جنگ علیه ایران در رسانههای جهان
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی برای متجاوزان در حال آشکار شدن است.
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شده اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
روزنامه گاردین در تحلیلی نوشت که رویکرد آشفته و بی ثبات دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، مذاکرات صلح با ایران را با هرج ومرج و سردرگمی مواجه ساخته است. به نوشته این رسانه انگلیسی، تصمیم ترامپ برای اعزام هیئت آمریکایی به اسلام آباد تنها ۲۴ ساعت پس از بسته شدن مجدد تنگه هرمز از سوی ایران، این پیام را به تهران مخابره می کند که این آبراه راهبردی همچنان یک ابزار چانه زنی بی بدیل باقی مانده است.
گاردین افزود که فرآیند گام به گام اعتمادسازی که میانجی گران پاکستانی طراحی کرده بودند، با بی تابی و اظهارات متناقض ترامپ از مسیر خارج شد. بر اساس این گزارش، ایران سه پیش شرط برای از سرگیری مذاکرات تعیین کرده بود: آتش بس در لبنان، پایان محاصره بنادر ایران و آزادسازی بخشی از دارایی های بلوکه شده. در مقابل، تهران نیز به صورت مشروط تنگه هرمز را بازگشایی کرد. اما ترامپ نه تنها محاصره را لغو نکرد، بلکه مدعی شد ایران با واگذاری کامل ذخایر اورانیوم خود موافقت کرده است؛ ادعایی که به سرعت تکذیب شد.
گاردین در پایان خاطرنشان ساخت که تداوم این آشفتگی در کاخ سفید، تهران را به این باور رسانده که در برابر یک رئیس جمهور فاقد راهبرد، حفظ آرامش و رفتار حساب شده بهترین گزینه است.
شبکه خبری سی ان بی سی در گزارشی هشدار داد که درگیری های جدید در خلیج فارس و توقیف یک کشتی کانتینری ایرانی توسط نیروی دریایی آمریکا، آتش بس شکننده میان ایران و آمریکا را تا آستانه فروپاشی پیش برده است. به نوشته این رسانه ، ۵۰ روز پس از آغاز جنگ، تنش ها بار دیگر اوج گرفته و علی رغم اعلام ترامپ مبنی بر از سرگیری مذاکرات در اسلام آباد، سخنگوی وزارت خارجه ایران تأکید کرده است که در حال حاضر برنامه ای برای دور دوم مذاکره با آمریکا وجود ندارد.
سی ان بی سی افزود که پس از اعلام بازگشایی مشروط تنگه هرمز توسط ایران در روز جمعه و سقوط ۱۰ درصدی قیمت نفت، خودداری ترامپ از لغو محاصره دریایی بنادر ایران منجر به بازگشت کنترل کامل تهران بر این آبراه و توقف مجدد کشتیرانی شد. این گزارش به نقل از تحلیلگران بازار نفت تصریح کرد که اختلال در عرضه روزانه ۱۳ میلیون بشکه نفت، بزرگترین شوک عرضه در تاریخ مدرن انرژی محسوب می شود و بیش از ۵۰۰ میلیون بشکه نفت از بازار جهانی حذف شده است.
در پایان این گزارش، کارشناسان موسسه خاورمیانه هشدار دادند که تا زمانی که واشنگتن از این توهم که پیروزی نظامی برابر با برتری راهبردی است دست نکشد، راه حل دیپلماتیک پایدار دور از دسترس خواهد ماند و احتمال از سرگیری خصومت ها بیش از پیش تقویت شده است.
شبکه سی ان ان در گزارشی نوشت که تنها دو روز پس از آنکه ترامپ مدعی شد ایران با همه چیز موافقت کرده، تهران مجدداً تنگه هرمز را بست و رئیس جمهور آمریکا نیز تهدید به انهدام پل ها و نیروگاه های ایران کرد.
سی ان ان افزود که این تغییر جهت های ناگهانی، نمونه ای از سبک رهبری جنگی ترامپ است که میان پیش بینی های خوش بینانه از صلح قریب الوقوع و تهدیدات هشداردهنده در نوسان است.
این شبکه خبری با اشاره به کاهش محبوبیت ترامپ در نظرسنجی ها (۳۷ درصد) و نگرانی های او از تبعات جنگ، خاطرنشان ساخت که روزهای آتی را آزمونی سرنوشت ساز برای راهبرد ترامپ است.
روزنامه فایننشال تایمز در تحلیلی با اشاره به فضای مبهم حاکم بر مناسبات ایران و آمریکا، از اصطلاح «مه صلح» برای توصیف وضعیت کنونی استفاده کرد و هشدار داد که بحران ایران هنوز به نقطه اوج خود نرسیده است. به نوشته این روزنامه اقتصادی، اگرچه هر دو طرف خواستار توافق صلح هستند، اما بی اعتمادی متقابل و شکاف عمیق بر سر مسائل هسته ای، تنگه هرمز، تحریم ها و لبنان، چشم انداز دستیابی به توافق را تیره ساخته است.
فایننشال تایمز تصریح کرد که اقتصاد جهانی تاب تحمل ماه ها مذاکره فرسایشی را ندارد و تداوم بسته بودن تنگه هرمز، قیمت انرژی، سوخت جت و کود شیمیایی را به شدت افزایش خواهد داد. این تحلیل با اشاره به الگوی تکراری دولت ترامپ در دست بالا گرفتن توانایی خود برای تحمیل اراده به ایران و دست کم گرفتن تاب آوری نظام جمهوری اسلامی، سناریوی محتمل تر را نه توافق سریع، بلکه تشدید درگیری دانست.
در پایان این گزارش آمده است که خوش بینی بازارهای مالی به پایان بحران، شتابزده و نابه جاست. فایننشال تایمز پیشبینی کرد که هفته ها و ماه های آتی شاهد دوره های متناوبی از تشدید تنش و مذاکره خواهد بود و مسئله تحمیل نظام عوارض بر تنگه هرمز از سوی ایران، به پیچیده ترین گره این مناقشه تبدیل خواهد شد.
رسانههای عربی و منطقهای
روزنامه الدستور چاپ مصر، با توجه به پیامدهای اقتصادی جنگ با ایران نوشت: مقامات اماراتی به همتایان آمریکایی خود اطلاع دادند که اگر در صورت تعمیق بحران، امارات با کمبود دلار مواجه شود، ممکن است از یوان چین در فروش نفت و سایر معاملات استفاده کند.
مقامات آمریکایی به روزنامه وال استریت ژورنال اعلام کردند که امارات متحده عربی از آمریکا درخواست کرده است که در صورت کشیده شدن امارات به بحرانی عمیقتر در اثر جنگ با ایران، تضمین مالی اضطراری دریافت کند.
به گفته این مقامات، خالد محمد بالعمی، رئیس بانک مرکزی امارات، در جلساتی که هفته گذشته در واشنگتن برگزار شد، ایده ایجاد خط مبادله ارزی را با اسکات بیسنت، وزیر خزانهداری آمریکا و مقامات وزارت خزانهداری و فدرال رزرو مطرح کرده است.
اماراتیها در این جلسات تاکید کردهاند که تاکنون از بدترین پیامدهای اقتصادی درگیری اجتناب کردهاند، اما در صورت وخامت اوضاع، ممکن است به یک شریان مالی نیاز پیدا کنند.
“ایجاد خط مبادله ارزی” به بانک مرکزی امارات امکان دسترسی به دلار با هزینه کم را برای حمایت از واحد پول خود یا تقویت ذخایر ارزی خود در صورت بروز بحران نقدینگی میدهد.
به گفته این مقامات، اماراتیها این ایده را در مذاکرات اخیر با آمریکا به عنوان یک پیشنهاد اولیه مطرح کردند. آنها معتقدند که تصمیم دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا برای حمله به ایران، کشورشان را وارد یک درگیری ویرانگر کرد که ممکن است پیامدهای آن به این زودیها به پایان نرسد.
مقامات اماراتی به همتایان آمریکایی خود اطلاع دادند که اگر امارات با کمبود دلار مواجه شود، ممکن است مجبور شود از یوان چین یا ارزهای سایر کشورها در فروش نفت و سایر معاملات استفاده کند.
این اظهارات، تهدیدی ضمنی برای جایگاه دلار آمریکا به شمار میرود که تا حدی به دلیل استفاده تقریباً انحصاری آن در معاملات نفتی، در صدر ارزهای جهانی قرار دارد.
القدس العربی در خصوص ژئوپلیتیک ایران بهعنوان اصلیترین سلاح این کشور، نوشت: “مشخص شد که ایران از قبل یک عامل بازدارنده دارد و آن جغرافیای استراتژیک است. تصمیم جمهوری اسلامی برای اعمال کنترل بر کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، باعث ایجاد مشکلات اقتصادی جهانی و افزایش قیمت بنزین، کود و سایر کالاهای اساسی شده است. این امر، برنامهریزی جنگی در ایالاتمتحده و اسرائیل را مختل کرده است”.
ایران میتواند از این درگیری، با طرحی برای دور نگهداشتن دشمنان، صرفنظر از هرگونه محدودیتی بر برنامه هستهای خود، بیرون بیاید. دنی سیترینوویچ، رئیس سابق شاخه ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل و عضو فعلی شورای آتلانتیک، می گوید: «اکنون همه میدانند که در صورت وقوع درگیری در آینده، بستن تنگه هرمز اولین دستور کار ایران خواهد بود.» وی افزود: هیچ شکستی در جغرافیا وجود ندارد.
روزنامه الشروق مصر با توجه به تنش های اخیر بین ایران و آمریکا نوشت: ادامه محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا، مذاکرات صلح را تضعیف میکند قابلیتهای دفاعی ایران – از جمله برنامه موشکی آن – قابل مذاکره با ایالات متحده نیست وادامه محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا، مذاکرات صلح را تضعیف میکند.
اختلافات بر سر برنامه هستهای همچنان ادامه دارد و ایران و ایالات متحده تلاش میکنند به یک راهحل پایدار برای بحران برسند. ادامه محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا، مذاکرات صلح را تضعیف میکند.
در حال حاضر هیچ برنامهای برای برگزاری دور دیگری از مذاکرات با ایالات متحده وجود ندارد و تأکید کرد که هنوز هیچ تصمیمی در این مورد گرفته نشده است.
اقدامات اخیر واشنگتن، از جمله نقض وعدههایش در لبنان و حمله به یک کشتی تجاری ایرانی، مصداق تجاوز دانست.
این تناقض آشکار بین حرف و عمل آمریکا، سوءظن مردم ایران را در مورد نیات آمریکا تقویت میکند.
رسانههای چین و روسیه
سی جی تی ان چین در تحلیلی در مورد نقش میانجیگرانه پاکستان در جنگ اخیر نوشت: در بحران جاری میان آمریکا، اسرائیل و ایران، پاکستان بهسرعت به عنوان یک بازیگر کلیدی دیپلماتیک ظاهر شده است. این کشور با حفظ روابط کاری با واشنگتن و تهران و نیز روابط نزدیک با کشورهای حاشیه خلیج فارس، توانسته جایگاهی «متعادل» و مورد قبول همه طرفها پیدا کند.
نخستوزیر و فرمانده ارتش پاکستان با انجام دیپلماسی و سفر به تهران و کشورهای منطقه، زمینهساز برگزاری دو دور گفتوگو در اسلامآباد و برقراری آتشبس دو هفتهای شدند. ملاحظات امنیتی (مرز ۹۰۰ کیلومتری با ایران و خطر سرریز درگیری به این کشور) و وابستگی پاکستان به تنگه هرمز در حوزه انرژی نیز این کشور را به میانجیگری واداشته است. پاکستان از این فرصت برای ارتقای جایگاه جهانی و نفوذ منطقهای خود بهره میبرد.
در مقابل، قطر که سالها سیاست «کشور کوچک، دیپلماسی بزرگ» را دنبال میکرد، در این دور از درگیری حضوری بسیار کمرنگ دارد. دلیل اصلی، حملات موشکی و پهپادی ایران به تأسیسات کلیدی این کشور از جمله مجتمع عظیم الانجی «راس لفان» است که ۱۷ درصد ظرفیت صادرات گاز طبیعی قطر را تخریب کرده و خسارت سالانه ۲۰ میلیارد دلاری و اختلال سه تا پنج ساله به همراه داشته است. صندوق بینالمللی پول پیشبینی کرده اقتصاد قطر در ۲۰۲۶ معادل ۸.۶ درصد کوچک شود.
این حملات قطر را وادار به «انقباض راهبردی» کرده و نشان داده که مدل دیپلماسی انعطافپذیر این کشور در زمان تشدید تنشها، آن را آسیبپذیر میسازد. قطر اکنون به جای ایفای نقش فعال، در وضعیت محتاطانهای به سر میبرد.
راشا تودی در تحلیل سرد شدن رابطه آمریکا با ناتو و تاثیرات منطقهای آن می نویسد: بزرگترین ضعف آمریکا در روابط با اروپا این است که واشنگتن بیشتر از اروپا به این رابطه نیاز دارد. آمریکا پس از جنگ جهانی دوم با استقرار نظامی در اروپا، از این قاره به عنوان پایگاه پیشرو در مقابل شوروی استفاده کرد، اما همین حضور هرگز بهطور کامل در برلین، پاریس و لندن بخشیده نشد. اکنون با تصمیمهای اخیر واشنگتن، اروپاییها فرصتی یافتهاند تا از ضعف آمریکا به نفع خود بهرهبرداری کنند. نمونه واضح، تصمیم غیرمنتظره نخستوزیر بریتانیا برای عدم پیوستن به محاصره دریایی ایران در تنگه هرمز است. اروپای غربی درک میکند که آمریکا بدون حضور در این قاره، در معرض انزوای ژئوپلیتیکی قرار میگیرد و توازن استراتژیک با روسیه به ضرر واشنگتن تغییر میکند.
اروپاییها میدانند که تضمین امنیتی آمریکا چندان مطلق نیست. حتی در دوره جنگ سرد، بسیاری معتقد نبودند آمریکا نیویورک را فدای پاریس خواهد کرد.
گسترش ناتو پس از جنگ سرد به کشورهایی با اهمیت استراتژیک کمتر، و ناتوانی آمریکا در محافظت کامل از کشورهای کوچک خلیج فارس، تردیدها را تقویت کرده است. رابطه فراآتلانتیک بر اساس این درک ضمنی کار میکرد: اروپا وانمود کند به حفاظت نیاز دارد و آمریکا وانمود کند آن را فراهم میکند. اما تصمیمهای نامنظم و تمرکز محدود دولت فعلی آمریکا این تعادل را برهم زده و به نخبگان اروپایی فرصت مانور داده است. آنها از این فرصت برای کسب امتیازات و تعدیل تعهدات استفاده خواهند کرد، در حالی که واشنگتن شاید هنوز نفهمیده چه چیزی در خطر از دست دادن است.
ریانووستی روسیه در تحلیلی نوشت: ایران به دلیل خواستههای زیاده خواهانه آمریکا و ادامه محاصره دریایی تنگه هرمز از شرکت در مذاکرات صلح با نمایندگان ترامپ خودداری کرد. کارشناسان در مورد احتمال از سرگیری جنگ اختلاف نظر دارند. اما نکته مهم این است که خود مذاکرات میتواند ماهها طول بکشد (مانند مذاکرات کره و ویتنام)، در حالی که اقتصاد جهانی فرصتی برای انتظار کشیدن ندارد.
هر روز بسته بودن تنگه هرمز نه تنها اقتصاد جهان را به سمت بحرانی شدید سوق میدهد، بلکه فرآیند بازسازی نظام اقتصادی و سیاسی جهانی را تسریع میکند. صنایع هوایی به دلیل قیمت بالا و کمبود سوخت هواپیما در وضعیت دشواری قرار گرفتهاند و اقتصاد کشورهای مختلف در آستانه فروپاشی آبشاری است.
بنابراین، حتی اگر جنگ از سر گرفته نشود و تنها وضعیت «نه جنگ، نه صلح» ادامه یابد، عبور کامل کشتیها از تنگه هرمز ممکن نخواهد شد، زیرا این تنگه به یکی از اصلیترین اهرمهای فشار دو طرف تبدیل شده است. تناقض بزرگ اینجاست که آمریکا با حمله به ایران به دنبال حفظ رهبری ژئوپلیتیکی و جایگاه خود در راس اقتصاد جهانی بود، اما نه تنها در اجرای برنامههای خود موفق نشده، بلکه بسته شدن این گلوگاه، سقوط شتابان اقتصاد جهانی و خود اقتصاد آمریکا را رقم زده است. اکنون آمریکا در موقعیتی قرار دارد که هر گزینهای (جنگ یا صلح) برایش غیرقابل قبول است و زمان به نفع آن عمل نمیکند.
ریانووستی نوشت: عملیات «خشم حماسی» آمریکا علیه ایران، مشکلات پدافند و مهمات واشنگتن را آشکار کرد. ایران با هدف قرار دادن متحدان عرب، جنگ را گسترش داد. مهمات رهگیر (پاتریوت: ۱۲ میلیون دلار، تاد: ۱۵ میلیون دلار) دهها برابر گرانتر از پهپادهای ایران (با قیمت حداکثر ۷۰ هزار دلار) بودند. ذخایر پاتریوت امارات، کویت و بحرین ۸۷ درصد کاهش یافت. آمریکا ۸۵۰ موشک تاماهاک (۳.۶ میلیون دلار) و ۷۸۶ موشک جِسام مصرف کرد، در حالی که تولید سالانه آنها ۵۷ و ۳۹۶ عدد است. این کمبود، آمادگی آمریکا برای درگیری با چین را تهدید میکند.
پنتاگون در بودجه ۲۰۲۷، هزینه موشکی را ۱۸۸ درصد افزایش داد و به رقم ۷۰.۵ میلیارد دلار رساند. این کشور خرید پاتریوت (۳۲۰۳ عدد)، تاد (۸۵۷ عدد)، تاماهاک (۷۸۵ عدد) و جِسام (۸۲۱ عدد) را به ترتیب ۹، ۱۵، ۱۳ و ۲ برابر کرد. اما کارشناسان هشدار میدهند محدودیتهای زنجیره تأمین (موتورهای سوخت جامد و سامانههای هدایت) تولید سریع را غیرممکن میکند. عملیات «خشم حماسی» نشان داد جنگ پرتنش حتی با دشمن ضعیفتر از نظر نظامی، نیازمند هزینههای عظیمی است که با پول و زمان کم حلشدنی نیست.
رسانههای رژیم صهیونیستی
معاریو در تحلیلی با اذعان به قدرت حزب الله لبنان نوشته است: در جریان عملیات زمینی اسرائیل در جنوب لبنان، چالش جدیدی نمایان شده است: حزبالله صدها پهپاد انتحاری مجهز به سیمهای فیبر نوری به کار گرفته است. برخلاف پهپادهای معمولی که از طریق امواج بیسیم یا ماهواره هدایت میشوند، این پهپادها از طریق کابل فیبر نوری به اپراتور متصل هستند و بدین ترتیب در برابر جنگ الکترونیک مصون میباشند.
برد این پهپادها ابتدا دو کیلومتر تخمین زده میشد اما در عمل به بیش از ده کیلومتر رسیده است. این فناوری که یادآور نسل اول موشکهای ضدزنگ سیمی است، امکان رهگیری و اختلال الکترونیکی را از ارتش اسرائیل سلب کرده و در موارد متعددی باعث تلفات و اختلال در حرکت نیروهای آن شده است.
فرماندهان اسرائیلی اذعان دارند که حزبالله از درگیری رو در رو پرهیز کرده و با ترکیب پهپادهای فیبر نوری، خمپاره و موشکهای ضدزنگ دوربرد، سعی در توقف یا کندی پیشروی اسرائیل داشته است. اگرچه خسارت تجمعی این پهپادها محدود ارزیابی میشود، اما ماهیت کشنده و دشواری مقابله با آنها، چالشی جدی برای ارتش اسرائیل و صنایع نظامی این کشور ایجاد کرده است. به گفته مسئولان نظامی اسرائیل، این پهپادها توانایی دید و شناسایی بالایی دارند و ارائه راهکارهای فناورانه جدید برای خنثیسازی آنها ضروری است. تجربه عملیاتی ارتش اسرائیل در غزه به کار گرفته شده، اما ویژگیهای منحصربهفرد این پهپادها در لبنان، مقابله با آنها را به یکی از اولویتهای فوری تبدیل کرده است.
معاریو در تحلیل دیگری می نویسد سال ها تصور می شد رهبری اسرائیل درس مسئولیت و فروتنی را آموخته است. اما با نگاه به جنگهای اخیر، بهویژه آخرین جنگ، نباید مطمئن بود که آنها واقعاً درسی گرفتهاند. روایتی که اسرائیل از پیروزی برای خود میسازد، گاه در رسانهها و شبکههای اجتماعی دور از واقعیت میدان نبرد رقم میخورد. تلختر از همه این است که استقلالی که سربازان اسرائیل برایش جنگیده اند، با گذشت زمان به وابستگی پیچیدهای به آمریکا تبدیل شده است. اسرائیل امروز از نظر نظامی قدرتمندتر است، اما محتاطتر، وابستهتر و گاه مرددتر شده، بهطوری که بسیاری از تصمیمهای سرنوشتساز نه در اورشلیم، که در واشنگتن گرفته میشود.
وای نت نیوز در تحلیلی نوشت: در روز شنبه، نیروی دریایی سپاه پاسداران ایران به دو کشتی تجاری با پرچم هند در تنگه هرمز شلیک کرد. این حمله کمتر از ۲۴ ساعت پس از اعلام وزیر خارجه ایران مبنی بر باز بودن تنگه صورت گرفت. ایران بلافاصله اعلام کرد که کنترل تنگه به حالت قبل بازگشته و تمام کشتیها نیاز به مجوز نیروی دریایی ایران و پرداخت عوارض دارند. این اقدام ایران نشان میدهد که تنگه هرمز تنها در کنترل تهران است.
برای اسرائیل، اهمیت این رویداد فراتر از مسئله غنیسازی اورانیوم است. ایران از تنگه هرمز به عنوان ابزاری راهبردی و سیاسی در جریان مذاکرات با آمریکا استفاده میکند؛ به طوری که رسانههای نزدیک به سپاه اعلام کردهاند آتشبس شامل «ادامه کنترل ایران بر تنگه هرمز» به عنوان بخشی از برنامه دهمادهای پذیرفته شده است. لذا هر توافقی که به ایران اجازه حفظ کنترل بر تنگه هرمز را بدهد، تهدید هستهای را با تهدیدی دائمی دیگر معاوضه میکند: ابزار درآمدزایی اقتصادی که ایران ثابت کرده حاضر است از آن علیه هر کشوری استفاده کند. این یک خط قرمز دوم برای اسرائیل است که باید به روشنی بیان شود.



























دیدگاهتان را بنویسید