«ذکر الله» یک راهبرد کلان برای مدیریت جامعه و فرهنگ است
آرامش قلبی زمانی در سطح کلان رخ میدهد که مردم احساس کنند حقوقشان محترم شمرده میشود، در حقیقت، ذکر الله در ساحت اجتماع، یعنی جاری کردن قوانین الهی و عدالت که نتیجه آن امنیت روانی عمومی است.
خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه: توجه دوباره به نهجالبلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را میتوان در سخنرانیهای حضرت آیت الله خامنهای در کنگره نهجالبلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام – که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصلههایی به اندازهی فاصلهی ایمان و کفر از هم دور هستند – با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشنترین حقایق اسلامی به وسیلهی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته میشود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهتگیریها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهجالبلاغه است.
در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت میکنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهجالبلاغه نیز بررسی کنیم. آنچه در ادامه میخواند دریافتهایی از مضامین عالی نهجالبلاغه پیرامون آیه ۲۸ سوره رعد است:
در جهان امروز که اضطرابهای وجودی، گسستهای اجتماعی و بحرانهای هویتی، سلامت روانی و انسجام فرهنگی جوامع را نشانه رفته است، بازگشت به ریشههای اصیل معنویت ضرورتی دوچندان یافته است. آیه ۲۸ سوره رعد، «ذکر الهی» را تنها لنگرگاه آرامش قلبها معرفی میکند. اما این آرامش، یک سکون فردی و انزواطلبانه نیست؛ بلکه در آموزههای امیرالمؤمنین علی (ع) در نهجالبلاغه، اطمینان قلب به مثابه یک نیروی محرک اجتماعی و یک زیربنای فرهنگی برای ساختن جامعهای پویا و مقاوم تصویر میشود. نهجالبلاغه در واقع تفسیر عملیاتی و عینی رسیدن به این «اطمینان» در متن ابتلائات سیاسی و اجتماعی است.
از منظر نهجالبلاغه، ذکری که منجر به اطمینان قلب میشود، صرفاً تکرار الفاظ نیست، بلکه یک «هوشیاری مستمر» است. حضرت در خطبه ۲۲۲ میفرمایند: «إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ الذِّکْرَ جِلَاءً لِلْقُلُوبِ»؛ خداوند یاد خود را جلا دهنده دلها قرار داده است. در نگاه اجتماعی، جامعهای که دلهای آحاد آن با یاد خدا جلا یافته باشد، دچار «کوری فرهنگی» نمیشود. آرامشی که از این ذکر حاصل میشود، به فرد قدرت تحلیل میدهد تا در برابر فتنه ها و تلاطمهای سیاسی، دچار تزلزل نشود. از منظر فرهنگی، این همان «بصیرت» است که در جایجای نهجالبلاغه بر آن تأکید شده است. جامعهای که به اطمینان قلبی رسیده، در برابر هجمههای ضدفرهنگی و شایعات ویرانگر، به دلیل اتصال به منبع لایزال الهی، دچار فروپاشی روانی نمیشود.
نمیتوان از آرامش قلب (تطمین القلوب) سخن گفت و نسبت به بیعدالتیهای اجتماعی بیتفاوت بود. در مکتب علی (ع)، ذکری که با بیعدالتی همساز باشد، ذکر واقعی نیست. امام در نامهها و خطبههای خود (مانند فرمان مالک اشتر)، برقراری عدالت را مایه «قره عین» (روشنی چشم) و سکون و آرامش جامعه میدانند. از منظر نهجالبلاغه، اضطرابهای اجتماعی ریشه در شکافهای طبقاتی و ظلم دارند. آیه ۲۸ سوره رعد در کنار آموزههای علوی به ما میآموزد که اگر جامعهای میخواهد به «اطمینان فرهنگی» برسد، باید پیوند میان «خالق» و «خلق» را اصلاح کند. آرامش قلبی زمانی در سطح کلان رخ میدهد که مردم احساس کنند حقوقشان محترم شمرده میشود. در حقیقت، ذکر الله در ساحت اجتماع، یعنی جاری کردن قوانین الهی و عدالت که نتیجه آن امنیت روانی عمومی است.
نقش اخلاق کارگزاران در امنیت روانی جامعه
در نگاهی فرهنگی به نهجالبلاغه، رفتار کارگزاران مستقیماً با آرامش یا اضطراب قلبهای مردم در ارتباط است. حضرت در نامههای خود به کارگزاران، آنها را به ترس از خدا و یاد مرگ (که برترین ذکرهاست) دعوت میکنند. وقتی مسئولین یک جامعه به مقام «اطمینان» برسند و از طمع و مالاندوزی رها شوند، این آرامش به بدنه جامعه تزریق میشود. بحرانهای فرهنگی غالباً از جایی آغاز میشوند که مردم میان قول و فعل رهبران خود تضاد میبینند. نهجالبلاغه تأکید دارد که یاد خدا در دلِ حاکم، سد محکمی در برابر استبداد است و این نبودِ استبداد، زیرساخت اصلی آرامش روانی و فرهنگی در یک تمدن است.
آیه ۲۸ سوره رعد بر این نکته تأکید دارد که قلبها با ذکر خدا آرام میگیرند. نهجالبلاغه این حقیقت را در میدانهای جنگ و دشواریهای اقتصادی معنا میکند. خطبههای حماسی امام نشان میدهد که چگونه یک انسانِ «ذاکر» در میانه میدان جنگ، آرامترین قلب را دارد. از منظر فرهنگی، این آموزه به معنای ترویج «فرهنگ مقاومت» است. جامعهای که الگوی خود را از نهجالبلاغه میگیرد، در برابر تحریمها، فشارها و سختیهای معیشتی، به جای روی آوردن به رفتارهای ناهنجار اجتماعی، با تکیه بر «ذکر الله»، انسجام داخلی خود را حفظ میکند. این آرامش، نه به معنای منفعل بودن، بلکه به معنای فعالیت هوشمندانه بدون هراس از غیر خداست.
نقد مصرفگرایی و تجملزدگی با نگاه به اطمینان قلبی
یکی از موانع بزرگ آرامش در جوامع مدرن، مسابقه برای تجملات و مصرفگرایی است که منجر به اضطراب دائمی میشود. نهجالبلاغه در خطبههای ناظر به زهد (مانند خطبه همام)، سیمای انسانهایی را ترسیم میکند که به دلیل عظمت خالق در دلشان، دنیا در چشمانشان کوچک شده است («عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ»). این دقیقاً همان «اطمینان قلب» است.
از منظر فرهنگی، ترویج زهد علوی به معنای فقر نیست، بلکه به معنای آزادگی از تعلقاتی است که روح جامعه را مضطرب میکند. وقتی یاد خدا جایگزین تفاخر به مادیات شود، سلامت روانی جامعه ارتقا یافته و رقابتهای مخرب جای خود را به تعاون و همدلی میدهند.
در نظام فرهنگی نهجالبلاغه، خانواده نخستین کانون برای چشیدن طعم آرامش الهی است. وصیت امام به امام حسن (ع) در نامه ۳۱، منشور تربیتی است که هدف آن ساختن قلبی است که با یاد خدا زنده است («أَحْیِ قَلْبَکَ بِالْمَوْعِظَهِ… وَ أَنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ کَالْأَرْضِ الْخَالِیَهِ»). اگر تربیت فرهنگی یک جامعه بر اساس «ذکر» باشد، نسل جوان در مواجهه با شبهات و بحرانهای هویتی، دچار پوچی و افسردگی نمیشود. آرامش حاصل از آیه ۲۸ سوره رعد، در اینجا به معنای داشتن یک «قطبنمای اخلاقی» است که در تلاطمات دوران بلوغ و تغییرات فرهنگی، جوان را به ثبات میرساند.
بررسی تطبیقی آیه ۲۸ سوره رعد با معارف نهجالبلاغه نشان میدهد که «ذکر الله» فراتر از یک عمل فردی، یک راهبرد کلان برای مدیریت جامعه و فرهنگ است. آرامش مورد نظر قرآن، در بستر عدالت، بصیرت، زهد آگاهانه و مسئولیتپذیری اجتماعی که در نهجالبلاغه ترسیم شده، محقق میشود. جامعهای که قلبهای آحاد آن به یاد خدا آرام گرفته باشد، جامعهای نفوذناپذیر، شجاع و با اخلاق خواهد بود. در حقیقت، نهجالبلاغه مسیر حرکت از «ذکر زبانی» به «اطمینان قلبی» و سپس به «اصلاح اجتماعی» را ترسیم میکند تا تمدنی بنا شود که در آن انسان نه تنها با خود و خدای خود، بلکه با همنوعانش نیز در صلح و آرامش پایدار زندگی کند. این همان پیوند ناگسستنی ثقلین (قرآن و عترت) است که یکی نسخه شفا (آرامش) را میپیچد و دیگری روش اجرای آن را در کالبد جامعه نشان میدهد.








دیدگاهتان را بنویسید