×
×
اخبار امروز دهکده آفتاب
  • روایت صیاد؛ حرفه نظامی‌‏گری به دور از سیاست

  • کد نوشته: 109342
  • ۰۶ مهر ۱۴۰۵
  • 1 بازدید
  • ۰
  • فیلم سینمایی صیاد یکی از فیلم‌های خوش‌ساخت در مورد دفاع مقدس است که به لطف فناوری‌های جدید صحنه واقعی از جنگ را به تصویر درآورده است.

    روایت صیاد؛ حرفه نظامی‌‏گری به دور از سیاست

    این فیلم دو خط فکری را هم‌زمان دنبال می‌کند: نخست سعی دارد تا روایتی از یکی از شخصیت تحسین‌برانگیز دفاع مقدس یعنی شهید سپهبد علی صیاد شیرازی ارائه کند. دو، فیلم تلاش دارد تا تحولات سیاسی، نظامی و امنیتی پس از انقلاب اسلامی را بازآفرینی کند. این دو خط روایت که تا پایان دوره ریاست‌جمهوری ابوالحسن بنی‌صدر را دربرمی‌گیرد، کاملاً به هم مرتبط هستند و تلاش دارد تا نشان دهد برای دفاع از کشور در شرایط بحرانی تا چه میزان دعواهای سیاسی می‌تواند سم مهلک برای یک کشور باشد و همچنین تا چه میزان نقش نیروهای نظامی در این میانه و تمرکز آن‌ها بر مقابله با دشمن ضروری و حیاتی است. این دو خط روایت تلاش دارد تا عمدتاً روایت متفاوتی از دفاع مقدس ارائه دهد که عمدتاً کمتر به آن پرداخته شده و حال به دنبال طرح آن است. این بررسی در سالگرد دفاع مقدس می‌تواند ضمن قدردانی از کسانی که جان پاک خود را بر سر این هدف نهادند، باشد و در عین حال برای مسیر پیش‌رو به‌ویژه پس از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی در سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ بسیار می‌تواند درس‌آموز باشد.

    روایت متفاوت فیلم صیاد

    چند نکته محوری در فیلم برجسته است که در شبکه‌های اجتماعی هم بسیار منتشر شده است. در اینجا به برخی از مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌شود:

    نخست، فیلم تلاش دارد تا دو نکته محوری را که باعث تضعیف جایگاه ارتش در کشور می‌شد، نقد کند. یکی این بحث که ارتشیان پس از انقلاب اسلامی تلاش داشتند که علیه نظام سیاسی انقلابی، کودتا کنند؛ زیرا شاکله ارتش در ساختار پهلوی شکل گرفته و این تغییر وفاداری در این زمانی که هنوز نظام انقلابی قوام نیافته، قابل اجرا نیست و خطر چنین نیروهایی که قرار است حافظ نظم کشور باشند، به‌مراتب ممکن است بیشتر باشد. این موضوع به زبان شهید صیاد پاسخ داده می‌شود که این خود ارتشیان بودند که کودتا نوژه را کشف و معرفی کردند. اگر قرار بود که ارتشیان از نظر نظامی این کار را می‌کردند، هیچ قوای نظامی و امنیتی سازمان‌یافته‌ای در مقابل ارتش وجود نداشت. اما نوعی عقلانیت نظامی در متن نیروهای حرفه‌ای نظامی شکل می‌گیرد که وفاداری به ساخت ملی بر وفاداری نظام سیاسی – در صورت تزاحم این دو – اولویت دارد. دیگری تلاش بنی‌صدر برای استفاده از ارتش برای مقاصد سیاسی علیه نیروهای انقلابی به‌ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تا نشان دهد که ارتش همچنان در خط انقلاب نیست. بهره‌گیری صیاد از نیروهای انقلابی در موارد خاص و ضروری، جلوی این خط تفرقه را گرفت.

    دو، در زمانی که کشور مواجه با تهدید خارجی است، حفظ همبستگی ملی اهمیت بسیاری دارد. اختلافات سیاسی در مرکز بین بنی‌صدر و مقابل حزب جمهوری اسلامی تمرکز جبهه‌های جنگ را برای مقابله با دشمن دچار صدمه می‌کند. در این شرایط بازی گرفتن دو طرف بازی از نیروهای نظامی برای مقاصد سیاسی می‌توانست به قیمت کیان ملی تمام شود. مهم‌تر از همه در مظان اتهام بودن تنها گروه مسلح آموزش‌دیده در شرایط تهاجم دشمن در واقع کارآمدی ارتش را تحت تأثیر می‌داد. نماد این برداشت شخصیت سرهنگ مسعودی است که جانش را علی‌رغم همه اتهاماتی که علیه‌اش بود و خود وی و خانواده‌اش مدام بازجویی می‌شدند، داد تا ثابت کند که برای یک نظامی حرفه‌ای، دفاع از خاک کشور حیاتی و استقلال سرزمینی اولویت نخست است. این در روایت همسر صیاد از زبان صیاد در لحظه شهادت سرهنگ مسعودی بسیار برجسته و گویا است.

    سه، با توجه به آنچه تاکنون گفته شد، روایت صیاد نشان می‌دهد که در اختلافات سیاسی اوایل انقلاب، ارتش به اولویت اصلی خود به‌خوبی پرداخته و به‌عنوان تنها نهاد نظامی سازمان‌یافته، توانست از یکپارچگی کشور و تمامیت ارضی آن دفاع کند. خانه‌نشینی صیاد و تنزل درجه نه به خاطر قصور در این اولویت بلکه به خاطر ابتکار عمل یک فرمانده در صحنه در استفاده از نیروهای مردمی که اتفاقاً نتیجه‌بخش هم بود، صورت گرفت. این روایت تلخی است که باعث می‌شود تا یک فرمانده نظامی تراز دوره رزم حاضر است به‌عنوان یک نیروی ساده وظیفه خود را به‌درستی انجام ندهد. این موضوعی است که دو جنگ اخیر بین ایران و آمریکا نیز ثابت شد و علت مخالفت مردم با این حمله خارجی را نیز باید در همین نکته جست‌وجو کرد.

    چهار، در شرایطی که نیروی نظامی در صحنه رزم است، اظهارات مسئولین سیاسی در مجلس شورای اسلامی علیه ارتش در مورد عدم پرداخت حق قانونی آن‌ها باعث نشد که روایت صیاد در دفاع از میهن را تحت تأثیر قرار دهد. نیروی نظامی تحت امر نظام سیاسی است و اگر قرار باشد با تغییر نظام سیاسی نیروهای نظامی وظیفه ذاتی خود را فراموش کنند، ممکن است این ذهنیت را تقویت کند که هر کس که منفعت دارد خودش هم برود برای وطن بجنگد.

    درس‌های روایت صیاد

    چیزهایی که تا اینجا مطرح شد، بحث‌های مهمی بودند که در این فیلم از زبان صیاد روایت شد که حرفه نظامی‌گری باید به دور از سیاست باشد تا برای انجام هدف ذاتی خود حفظ تمامیت ارضی کشور موفق باشند. اما این موضوع اشاره به چند نکته دارد که وجه درس‌آموزی برای نیروهای مسلح کشور دارد.

    نخست این‌که آیا نیروهای سیاسی در جامعه به این موضوع واقف هستند و از گذشته درس می‌گیرند که تحت هیچ شرایطی امنیت وجودی و حیاتی کشور را قربانی رقابت‌های سیاسی خود را نکنند. چگونه می‌توان از این موضوع پرهیز کرد؟ اگر افراد روشن‌بینی چون صیاد نبودند و بخشی از خاک کشور تحت تأثیر قرار می‌گرفت، چه کسی مسئولیت تاریخی این عارضه را قبول می‌کرد؟ سرزمین‌هایی که در طول تاریخ از دست دادیم، تنها شرمندگی افراد مقصر را در پی ندارد بلکه برای همه ما به‌عنوان ایرانی اسباب شرمساری است.

    دو، موضوع دو نیروی نظامی در کشور یعنی ارتش و سپاه پاسداران در روایت صیاد تصویر درستی ندارد. درگیری که بین ارتش و سپاه در چادر فرماندهی در حضور صیاد و محسن رضایی – فرمانده وقت سپاه – با مداخله شخصی آن‌ها حل می‌شود. اما تا انتهای فیلم روشن نمی‌شود که چگونه این دو نیرو باید برای اهداف ذاتی خود عمل کنند. آنچه تجربه جنگ نشان می‌دهد تصدیق روایت صیاد است که ما عمدتاً پس از عملیات‌های ناموفق نظامی که سپاه و ارتش جداگانه در اوایل جنگ انجام دادند، عملیات‌های ترکیبی روال جنگ را به نفع ما عوض کرد. اما در فیلم اشاره‌ای به آن نمی‌شود که آیا این روال در ادامه موفق بوده و یا خواهد بود؟

    سه، روایت صیاد از منظر دیگر نیز روایت متواضعانه‌ای از نقش ارتش است. در هیچ کجای فیلم نشان داده نمی‌شود که ارتش توانسته شهر را آزاد کند و زندگی را دوباره به مناطق کردی بازگرداند. تنها به این اکتفا می‌کند که مثلاً سردشت آزاد شد و گزارش داده می‌شود که ما این وظیفه را انجام دادیم. این فداکاری‌های هیچ مابه‌ازای مادی ندارد بلکه تلاش بر این است که از فرصت نظامی برای یکدستی سیاسی در مرکز استفاده گردد و صیاد مدام برنامه‌های تخصصی برای مقامات سیاسی برای دفاع از کشور آماده و برای همه مقامات سیاسی دخیل ارسال می‌کند نه بخشی از آن‌ها. این تلاش مجاهدانه نه‌تنها ترفیع برای صیاد ندارد بلکه او را می‌تواند در شرایط بسیار بغرنجی قرار دهد که از همه چیز و همه جا زده شود، اما در حالی که خود بسیار سرگردان و سرخورده است، سعی دارد روحیه خود را حفظ کند و از هم‌قطاران خود همچون سرهنگ مسعودی نیز حمایت کند. حتی زمانی که شهید رجایی به او اصرار دارد که دوباره وارد میدان شود، دچار تردید است. این نشان از این داشت که فداکاری‌های ارتشیان فراموش نشده است.

    فرجام

    روایت صیاد با چند موضوع پایانی، خاتمه می‌یابد، فتح بستان، یکدستی سیاسی در مرکز با از دور خارج شدن بنی‌صدر، فرماندهی نیروی زمینی صیاد و نبرد جانانه نیروهای کشور در خط مقدم. این‌ها تمام آن چیزی بود که فیلم سعی داشت تا تصویری واقعی از صیاد ارائه دهد. او هم همانند دیگران ممکن است سرخورده شود، عصبانی می‌شود، ناامید است، توبیخ می‌شود، ولی خط راهنما را گم نمی‌کند. این همان راز محبوبیت صیاد است که باید از نظر سیاسی آن را پاس داشت: حرفه نظامی‌گری باید از سیاست به دور باشد.

    ۵۹۵۹

    مقالات مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *