عدهای از هنرمندان جهتشان را انتخاب کردند؛یا با ایران یا همصدا با دشمن
حمیدرضا جعفریان مدیرعامل سازمان سینمایی سوره با بیان خاطرهای از علی لاریجانی درباره سکوت عدهای از هنرمندان یادداشتی نوشت.
یادداشت مهمان-حمیدرضا جعفریان؛ در اثناء جشنواره فجر اخیر و قبل از شروع جنگ رمضان، توفیق شد و دکتر لاریجانی را از نزدیک زیارت کردم. با بزرگانی درمورد تعامل با اهالی هنر گفتگو میکردند و من تماشا میکردم. خاطرات از ایشان درمورد نگاه درست به هنرمند و حفظ سرمایه انسانی در فرهنگ بسیار گفته میشد. در جایی از صحبتها به این اشاره شد که نباید همه را با یک چوب راند و آدمها مختلفند؛ با یک دسته باید مدارا کرد، یک دسته را باید نصیحت کرد، یک دسته را باید توجیه کرد، با یک دسته باید گفتگو کرد، یک عده نیاز به همدردی دارند، یک عده قلیلی را باید برخورد کرد و قس علیهذا. یک مرتبه ایشان جملهای گفتند که در آن موقعیت خیلی عجیب به نظر آمد اما بعدها که فکر کردم دیدم چقدر حکیمانه و عمیق گفتهاند؛ گفتند البته شما خوب است دنبال جذب چهرهها و همراه کردنشان هستید ولی خیلی هم به کسی که امیدی ندارید، اصرار نکنید که خیال کنند خبری است و مثلا اگر همراه نشوند، چیزی از دست میرود.
حالا در این برهه از نبرد وجودی حق و باطل، ماجرا از این مرحله هم گذشته است. دیگر محلی برای تردید یا غباری برای گیج شدن وجود ندارد. صفبندیها عیان شده و همه آحاد جهان (از جمله هنرمندان و چهرهها) صفشان را انتخاب کردهاند؛ یا با ایران یا با دشمن ایران همصدا شدهاند.
حتما هنرمندان و اهالی فرهنگ در هر جامعهای سرمایه بزرگی هستند که باید به درستی شناخته و قدر دانسته شوند. اما اگر جامعه جهتش را برگزید و مردم به سمتی حرکت کردند، هرکس که جا ماند دیگر جا مانده است و کسی معطل او نمیماند. مثل اینکه خیلی از نخبگان سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در سالی که گذشت خودشان را با حرکت عظیم ملت ایران همسو کردند و از مردم برای شناخت مسیر درست الهام گرفتند. اما در این میان، برخی چهرههایی که همه دارایی و هویت خود را مرهون ایرانی بودن خود هستند، همچنان مردد و مذبذب ماندهاند و مسیر عافیتطلبی انتخاب کردهاند.
مدام فکر میکنم تکلیف این بندگان خدا چیست؟ اینها که چند هفته از تجاوز دشمن گذشت و از دیوار صدا در آمد ولی از اینها هیچ حرفی شنیده نشد تا اینکه یک مرتبه بعد از بیست روز یادشان آمد ایرانی هستند. چند خطی درمورد نور و انسان و التقاطی از حوادث دی ماه و اینجور چیزها سیاه کردند. اینها کدام صف را انتخاب کردهاند که اینگونه دلشان برای مردمشان نسوخته و به هیچ جای غیرتشان برنخورده؟ انگار که در وطنشان فقط یک زلزله آمده و بعد از سه هفته تازه از زیر آوار پیدا شدهاند و دارند فکر میکنند آیا دشمنی وجود دارد یا نه.
تا اینکه امروز چشمانم متبرک شد به آیه صدوچهلویکم سوره نسا؛ همان آیهای که قاعده نفی سبیل را در انتهایش بیان میکند. خیلی دقیق است. میفرماید: شما را به دقت زیر نظر دارند؛ اگر نصرتی از جانب خدا برایتان رسید، میگویند راستی ما با شما بودیم و اگر کافران را بهرهای بود، میگویند آیا ما هوادار شما نبودیم و در جنگ روانی علیه مومنان شما را کمک نمیکردیم؟









دیدگاهتان را بنویسید