×
×
اخبار امروز دهکده آفتاب
  • صدای خاموش کودکان در روزهای سخت؛سازوکارهای تاب‌آوری دربرابر شوک‌ جمعی

  • کد نوشته: 37538
  • ۱۳ اسفند ۱۴۰۴
  • 1 بازدید
  • ۰
  • اصفهان- کودکان، ناامنی ادراکی ناشی از اخبار متناقض را تحمل نمی‌کنند. لزوم آموزش «خاموشی هوشمندانه» برای حفظ سلامت روان بلندمدت نسل آینده.

    خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها، کوروش دیباج: در شرایطی که ثبات‌های بنیادین اجتماعی و سیاسی کشور تحت تأثیر حوادث امنیتی بزرگ قرار می‌گیرد، تمرکز از مدیریت میدانی به حفظ «زیرساخت‌های روانی جامعه» منتقل می‌شود. این انتقال تمرکز، اهمیت تحلیل تأثیرات موج دوم حوادث، یعنی آسیب‌های بلندمدت روانی و اجتماعی را دوچندان می‌سازد.

    کودکان به عنوان خط مقدم پذیرش شوک‌های جمعی، با فروپاشی ناگهانی چارچوب‌های شناختی مرجع، وارد فاز مقابله‌ای ناتوان‌کننده می‌شوند که در صورت عدم مداخله تخصصی، می‌تواند به شکل‌گیری اختلالات استرسی مزمن در نسل آینده متبلور گردد.

    گزارش‌های میدانی نشان می‌دهند که اختلال در شبکه ارتباطی و روایت‌های رسمی، فرصت را برای جولان ناامنی ادراکی فراهم می‌سازد؛ جایی که فقدان اطلاعات دقیق، به جای آرامش، موجب تقویت اضطراب از ناشناخته‌ها می‌شود.

    بنابراین، پرسش محوری آن است که چه سازوکارهای تخصصی و آموزشی باید بلافاصله در سطح خانواده و مدرسه فعال شوند تا کودکان بتوانند با استفاده از ظرفیت‌های درون‌سازمانی خود، نه تنها در برابر شوک مقاومت کنند، بلکه از این تجربه به عنوان بستری برای تقویت مهارت‌های تاب‌آوری بهره ببرند.

    این امر مستلزم بازتعریف نقش والدین از حامیان صرف، به معماران فعال «جهان امن کوچک» است؛ جزئیات این سازوکارها را در ادامه گزارش فوق مطالعه فرمایید.

    صدای خاموش کودکان در روزهای سخت؛سازوکارهای تاب‌آوری دربرابر شوک‌ جمعی

    از بین رفتن ساختار روانی جهان امن کودک

    شرایط امنیتی پیش‌آمده، عملاً جهان امن و قابل پیش‌بینی کودک را متلاشی کرده است. برای یک خردسال، سلسله مراتب قدرت و وجود رهبران تثبیت‌شده، حکم قواعد فیزیکی جهان مانند جاذبه را دارد؛ ثابتی که تغییر آن موجب سردرگمی بنیادین می‌شود.

    سارا موسوی، روانشناس بالینی کودک و نوجوان، در گفتگو با مهر، این وضعیت را مرحله نخست شوک نامیده و بیان داشت که واکنش اولیه کودکان، اغلب به صورت انکار یا بازگشت به رفتارهای پیشین (Regression) نمایان می‌شود.

    وی توضیح داد: کودکان کم سن و سال، فاقد ظرفیت شناختی لازم برای درک مفاهیم انتزاعی مانند شهادت یا جنگ نیابتی هستند؛ آن‌ها تنها تغییرات ملموس را ثبت می‌کنند: پدر یا مادر مضطرب‌تر شده‌اند، تلویزیون مدام اخبار پخش می‌کند، مدرسه تعطیل شده است و الگوهای روزمره زندگی‌شان از بین رفته است. این عدم قطعیت محیطی، زمینه ساز اضطراب مزمن می‌شود.

    این روانشناس بالینی تأکید کرد: نمایش اضطراب ناشی از جنگ بیش از حد توسط والدین، هرچند طبیعی است، اما می‌تواند مستقیماً به کودک منتقل شده و ظرفیت مقابله او را تخلیه کند، زیرا کودک درک می‌کند که حتی بزرگسالانِ حامی نیز کنترل اوضاع را از دست داده‌اند. این فرآیند نیازمند آن است که والدین بیش از آنکه خود را قربانی شرایط بدانند، نقش تثبیت‌کننده ساختار را ایفا نمایند.

    وی به شکل‌گیری اضطراب فراگیر اشاره کرد و گفت: هنگامی که ارتباطات خبری دچار اختلال می‌شود یا اطلاعات متناقض پخش می‌گردد، شکاف اطلاعاتی فرصتی برای بروز اضطراب‌های ناشی از شایعات فراهم می‌آورد. در این شرایط، کودکان به طور ناخودآگاه شروع به جستجوی نشانه‌های خطر در اطراف خود می‌کنند؛ از جمله بررسی چهره‌های والدین، نگاه‌های معنادار و تغییر در لحن صدا. این جستجوی مداوم برای نشانه‌های تهدید، خود به یک فرآیند طاقت‌فرسا تبدیل شده و توانایی تمرکز و یادگیری را در آن‌ها مختل می‌سازد. لازم است والدین با ایجاد یک روتین سفت و سخت در خانه، به عنوان یک نقطه امن در برابر دنیای متلاطم بیرون عمل کنند.

    موسوی تأکید کرد: مکانیسم مقابله‌ای سالم، نه در انکار واقعیت، بلکه در کنترل درونینهفته است. والدین باید فضایی ایجاد کنند که کودک بتواند در آن فعالیت‌های کوچک و قابل کنترلی (مانند طراحی یک نقاشی برای شهدای دانش‌آموز یا کمک در کارهای خانه) انجام دهد. این اعمال کنترل کوچک، حس عاملیت (Agency) را در کودک تقویت کرده و او را از حالت انفعالی خارج می‌سازد.

    بازتعریف مکانیسم های مقابله ای در مواجهه با اخبار قطع و وصل شده

    دومین محور حیاتی در این شرایط، قطع یا دسترسی محدود به شبکه‌های ارتباطی است که ابزار اصلی بسیاری از نوجوانان و کودکان برای کسب اطلاعات و ارتباطات اجتماعی محسوب می‌شود.

    میلاد مشایخی، متخصص روانشناسی اجتماعی و خانواده، این پدیده را یک مداخله مستقیم در شبکه حمایت اجتماعی کودکان می‌داند.

    وی تشریح کرد: برای نوجوانان، شبکه اجتماعی نه تنها منبع سرگرمی است، بلکه صحنه اصلی شکل‌گیری هویت و مقایسه اجتماعی محسوب می‌شود. قطع ارتباط، به منزله حذف ناگهانی گروه مرجع آن‌هاست. این وضعیت می‌تواند منجر به افزایش احساس انزوا، تنهایی و بدتر شدن اضطراب اجتماعی شود، زیرا آن‌ها قادر به تبادل تجربیات و اعتبارسنجی احساسات خود با همسالان نیستند. این مکانیسم مقابله ای طبیعی که همان تعامل گروهی است، دچار اختلال بنیادین می‌شود.

    این روانشناسی اجتماعی افزود: در شرایط قطعی اطلاعات، خلاء ایجاد شده به سرعت توسط منابع نامعتبر پر می‌شود. کودکان و نوجوانان ممکن است به اطلاعات قدیمی، شایعات محلی یا روایت‌های اغراق‌آمیز روی آورند. در این حالت، مکانیسم مقابله‌ای سالم، یعنی جستجوی اطلاعات موثق، با مکانیسم مقابله‌ای ناسالم یعنی اعتماد کورکورانه به اولین منبع در دسترس جایگزین می‌شود. وظیفه خانواده و مدرسه این است که به جای منع کامل دسترسی، سواد رسانه‌ای را تقویت کنند تا نوجوان بتواند بین شایعه و واقعیت تمایز قائل شود، حتی در حجم اطلاعات محدود.

    وی به مفهوم «مقابله فعال» در برابر مقابله منفعل اشاره کرد و گفت: در شرایط معمول، کودکان با مشکلات روزمره مقابله فعال دارند (مثلاً تلاش برای حل یک مسئله درسی). اما در شرایط تهدید بیرونی غیرقابل کنترل، تنها راه مقابله فعال، تمرکز بر اقدامات ایمنی فردی و خانوادگی است.

    صدای خاموش کودکان در روزهای سخت؛سازوکارهای تاب‌آوری دربرابر شوک‌ جمعی

    مشایخی تأکید کرد: والدین باید فعالیت‌هایی تعریف کنند که نیاز به ارتباط مستمر دیجیتالی نداشته باشند، مانند بازی‌های تخته‌ای، مطالعه گروهی، یا فعالیت‌های فیزیکی در محیط خانه. این تغییر پارادایم از فعالیت آنلاین به فعالیت فیزیکی-مشارکتی، یک مکانیسم مقابله‌ای حیاتی است.

    وی خاطرنشان کرد: یکی از مکانیسم‌های مقابله‌ای ناآگاهانه در کودکان، تقلید رفتاری از بزرگسالان است. اگر والدین به طور مداوم با اضطراب ناشی از دسترسی نداشتن به اخبار دست و پنجه نرم کنند، این رفتار به سرعت به کودک منتقل می‌شود. مقابله صحیح در اینجا، تمرین «نظم اطلاعاتی» است؛ تعیین یک بازه زمانی مشخص برای بررسی اخبار و سپس قطع کامل ارتباط برای حفظ تمرکز بر زندگی روزمره درون خانه. این کار به کودک می‌آموزد که کنترل اطلاعات تحت نظارت است، نه رهاشده.

    این روانشناس اجتماعی معتقد است:در دوره اختلال در ارتباطات، باید بر تقویت ارتباطات «اولیّه و چهره به چهره» تمرکز کرد. این ارتباطات جایگزین شبکه‌های اجتماعی شده و حس تعلق و حمایت عینی را به جای حمایت دیجیتال فراهم می‌سازد که از نظر روانشناسی جنگ، یک سپر دفاعی قوی‌تر است.

    ضرورت مداخله پیشگیرانه آموزشی: آماده‌سازی ذهن برای پساشوک

    تمرکز صرف بر واکنش به شوک پس از وقوع حوادث، کافی نیست. مریم صالحی، متخصص روانشناسی پیشگیری و آموزش، بر لزوم برنامه‌ریزی آموزشی پیشگیرانه در مدارس و خانواده‌ها برای شرایط احتمالی مشابه تأکید نمود.

    صالحی تاکید کرد: در محیط‌های با ثبات سیاسی، آموزش روانشناسی جنگ بیشتر جنبه نظری دارد. اما در شرایط کنونی، لازم است که مکانیسم‌های مقابله‌ای به صورت «عملی» و «شبیه‌سازی‌شده» آموزش داده شوند. این آموزش‌ها نباید بر اخبار جنگی تمرکز کنند، بلکه باید بر مهارت‌های مدیریت احساسات متمرکز باشند.

    وی افزود: آموزش باید شامل سه رکن باشد:«تشخیص احساسات (خودآگاهی)»، «بیان سالم احساسات»، و «جستجوی کمک». برای کودکان، این امر می‌تواند از طریق بازی‌های نقش‌آفرینی و داستان‌سرایی‌های هدایت‌شده انجام شود، جایی که شخصیت‌های داستانی با چالش‌های مشابه روبرو شده و راه‌حل‌های سازنده ارائه می‌دهند. این روش، ابزارهای مقابله‌ای را در ذهن کودک ذخیره می‌کند تا در زمان نیاز واقعی، به صورت خودکار فعال شوند.

    این متخصص با اشاره به لزوم مدیریت اطلاعات، تصریح کرد: یکی از اهداف آموزش پیشگیرانه باید آموزش «خاموشی هوشمندانه» باشد. یعنی به کودکان آموزش داده شود که چه زمانی باید کاملاً از گوش دادن یا تماشای اخبار فاصله بگیرند تا ذهنشان بیش از حد اشباع نشود. این نوع فاصله گرفتن آگاهانه، یک مکانیسم مقابله‌ای کلیدی در دنیای پر از اخبار جنگی است که به حفظ سلامت روانی طولانی‌مدت کمک می‌کند.

    وی تأکید کرد:دولت و نهادهای فرهنگی باید یک «بسته آموزشی استاندارد سلامت روان در شرایط امنیتی» برای مدارس تدوین کنند که فقط محدود به آموزش‌های ایمنی فیزیکی نباشد. این بسته باید شامل تمرینات تنفسی، روش‌های ایجاد تمرکز و دستورالعمل‌های مشخصی برای صحبت با والدین در مورد ترس‌ها باشد. اجرای این برنامه‌های آموزشی پیشگیرانه، تضمین می‌کند که در صورت تداوم شرایط امنیتی، جامعه کودکان با مهارت‌های مقابله‌ای لازم، مسیر زندگی خود را با حداقل آسیب ادامه دهند.

    حال چه باید کرد؟

    از صحبت‌های صاحب نظران در گزارش فوق می توان این استنباط را کرد که مکانیسم‌های مقابله‌ای کودکان در برابر شوک‌های امنیتی بزرگ، وابستگی شدیدی به «ساختاردهی مجدد محیط امن توسط خانواده»، «تثبیت روایت‌های واقع‌بینانه و متناسب با سن»، و «فراهم کردن فرصت‌های عمل نمادین» دارد. در غیاب ارتباطات پایدار، نقش والدین به عنوان نقطه اتکای اصلی در برابر دنیای متلاطم خارج از خانه، نقشی حیاتی و غیرقابل جایگزین است.

    مقالات مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *