شجاعت و کفایت، بارزترین ویژگیهای رهبری در اسلام
رهبری در منظومه فکری اسلام، فراتر از یک پدیده مدیریتی سیاسی است، رهبری امت حقیقتی است الهی که تحقق صحیح آن در گرو تجلی صفات عالیه انسانی و مراتب سلوک توحیدی است.
خبرگزاری مهر، حجتالاسلام روحالله حریزاوی* :رهبری در منظومه فکری اسلام، فراتر از یک پدیده مدیریتی سیاسی است. رهبری امت حقیقتی است الهی که تحقق صحیح آن در گرو تجلی صفات عالیه انسانی و مراتب سلوک توحیدی است. علاوه بر فقاهت و عدالت به عنوان دو شرط لازم برای طرح موضوع رهبری درخصوص یک شخص، باید به دو ویژگی ممتاز «شجاعت» و «کفایت» بهعنوان شرط کافی قبول چنین مسئولیت خطیری اشاره کرد.
تجلی شجاعت در مواجهه با طاغوت و ستیز با استکبار و کفایت در شناخت قواعد حکمروایی و تدبیر امور معنا مییابد و با بررسی ادله عقلی و نقلی میتوان دریافت که این دو رکن مکمل یکدیگرند.
جامعیت یک رهبر اسلامی ضرورتی غیرقابل انکار است، لیکن تأکید بر شجاعت قلبی و کفایت عملی بهعنوان دو شاخص حیاتی برگرفته از سیره انبیا و اولیای الهی، اهمیت مسأله امامت و هدف نهایی آن یعنی هدایت امت را روشن میکند.
نخستین و بارزترین جلوهی این شجاعت، استکبارستیزی در بالاترین سطح است. رهبر جامعه اسلامی باید چنان به قدرت ایمان تکیه کند که در برابر جبهه استکبار جهانی و هرگونه سلطهطلبی، هیچگونه سازش یا مماشاتی را نپذیرد. این موضعگیری که ریشه در آموزههای دینی دارد، نه یک انتخاب سیاسی موقت، بلکه یک اصل اصیل اعتقادی است. شجاعت امام جامعه باید بتواند امت را به مثابه کوهی استوار در برابر طوفانهای فشار و تهدید تشحیذ کند بهگونهای که ذرهای از اصول مکتب عقبنشینی نکند و این استقامت را در جان آحاد و جامعه نهادینه کند و به تعبیر رهبر شهید انقلاب اسلامی هم ابوذر تربیت کند و هم جامعه ابوذروار بسازد.
تاریخ اسلام، از عصر پیامبر اکرم (ص) تا عصر امام خمینی (ره) و امام خامنهای عزیز (ره) گواه بر این حقیقت است که مقاومت در برابر زورگویی، شرط بقای هویت و ارزشهای جامعه است. این شجاعت، تابعی مستقیم از میزان ایمان رهبر جامعه است و در برابر انحرافات داخلی نیز مصونیت ایجاد میکند؛ زیرا سکوت در برابر فساد و بیعدالتی، خیانت به این امانت الهی است. البته این شجاعت تنها در مقابله با دشمن خارجی معنا نمییابد، بلکه در جبهه داخلی و در مواجهه با مردم و کارگزاران جامعه، هم لازم است. ظرفیت شنیدن و تحمل انتقادات سازنده نیروهای وفادار داخلی نیز نشانهای از قدرت درونی و بلوغ رهبری است.
در کنار شجاعت، کفایتِ مبتنی بر اعتقاد صددرصدی به مبانی نظری و عملی انقلاب اسلامی اهمیت بهسزایی دارد. شایستگی در اداره امور، بدون اتصال به ریشههای اعتقادی، امامت و امارت را محکوم به سردرگمی و انحراف میکند. رهبری آینده انقلاب نیز همچون دو پیشوای گذشته امت ایران باید در باور، گفتار و رفتار، پیوندی ناگسستنی با آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی داشته باشد؛ هرگونه دوگانگی در این مسیر، مشروعیت رهبری را مخدوش میسازد. کفایت در اینجا وجوه مختلفی چون مدیریت جهادی، خستگیناپذیر، آیندهنگر و جامعنگر دارد که تسلط بر قواعد حکمرانی و راهبری استراتژیک، رهبر جامعه اسلامی را از همه مدیران در همه سطوح متمایز مینماید.
کارآمدی چنین رهبری محصول «اعتقاد به مبانی» و «کفایت عملیاتی» است؛ به این معنا که اگر اعتقاد به اصول و مبانی فکری وجود نداشته باشد، حتی بالاترین مهارتهای فنی مدیریت و تصمیمگیری نیز کارایی نخواهند داشت و بالعکس. بخشی از این کفایت نیز در توانایی شناخت و گزینش افراد شایسته و متعهد در پستهای کلیدی نهفته است تا ارکان نظام دچار تضعیف نشوند.
و در نهایت، شرط لازم برای تحقق عدالت و جلب اعتماد عمومی، سلامت اقتصادی رهبر، خانواده و اطرافیان اوست.
رهبر جامعه اسلامی باید بهگونهای باشد که نه خود و نه نزدیکان و حلقه اصلی مشاوران او، درگیر هیچگونه مشکل یا مسئله اقتصادی ولو مختصر و ناچیز نباشند. این ویژگی مهم، سپری در برابر فساد و تضمینکننده این است که تصمیمات کلان صرفاً بر اساس مصالح عالیه اسلام و جامعه اتخاذ میشوند، نه برای منافع شخصی یا حفظ موقعیت اقتصادی اطرافیان. شفافیت در اموال و دارایی، سادهزیستی و پرهیز از اشرافیگری، نشانههای بارز این طهارت است. سیره ائمه معصومین (ع) و سبک زندگی دو سکاندار گذشته انقلاب، امام راحل و قائد شهیدمان، الگوی روشن این ویژگی است؛ چرا که پیوند عاطفی با مردم و پذیرش بیقید و شرط رهبری، زمانی محقق میشود که یقین وجود داشته باشد رهبر نیز همچون عامه مردم، بلکه اضعف آنان زندگی میکند و هیچ گونه دغدغهی ثروتاندوزی برای خود و اطرافیانش را ندارد. افزایش شفافیت و پاکدستی در امور مالی، مستقیماً اعتماد عمومی را افزایش داده و مشروعیت رهبری را تقویت میکند.
رهبری جامعه اسلامی نیازمند فردی است که با شجاعتش چون سدّی نفوذناپذیر در برابر استکبار بایستد، کفایتش ریشه در ایمان راسخ به مبانی انقلاب داشته باشد و طهارت اقتصادیاش، روح حاکم بر تمام رفتارهایش باشد.
شجاعت بدون کفایت، شتابی بیمسیر است و کفایت بدون شجاعت، حرکتی محافظهکارانه و بیثمر. ترکیب این سه ویژگی، تضمینکنندهی ادامه مسیر صحیح، موفقیت جامعه در پیروی از یک رهبر الهی و حرکت به سمت تمدن نوین اسلامی است؛ راهی که در نهایت به رضای الهی و پیشرفت همه جانبه کشور و امت میانجامد.
* مدرس حوزه و دانشگاه و از مدیران فرهنگی و قائم مقام و معاون آموزش و تعالی سازمان تبلیغات اسلامی








دیدگاهتان را بنویسید